Home
برگ نخست
Gallery
گالري سایت
Forums
انجمن گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
استقلال بلو و ایران ساکر :: مشاهده موضوع - نوروز
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست استقلال بلو و ایران ساکر » بخش تاریخی و آشنایی با کشورها و فرهنگ ها

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
نوروز رفتن به صفحه 1, 2, 3  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
HamedSS
مدیر انجمن
مدیر انجمن


عضو شده در: 8 مهر 1385
پست: 197

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

iran.gif


امتیاز: 298
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 20 اسفند 1385 - 09:28    عنوان: icon_note نوروز پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

متأسفانه امروزه در کشور ما به دلیل سیستم ناقص آموزشی و تهاجم فرهنگی، نوجوانان و جوانان اطلاعات بسیار کمی از مراسم و رسومات ملی دارند و گاهاً اطلاعات و تبلیغات موجود درباره فرهنگ غربی بیشتر از مطالب مربوط به فرهنگ ملی کشورمان است.
در راستای آشنایی بیشتر با فرهنگ ملی و همچنین اطلاعات عمومی، در این تایپیک سعی می کنم مطالبی درباره تاریخچه و آداب و رسوم نوروز و همینطور متون زیبایی که درباره ی این جشن ملی نوشته شده را به طور متمرکز قرار دهم.
ضمن اینکه برای راحتی مطالعه، مطالب در موضوعات جداگانه و به صورت جدا از هم به مرور زمان ارسال می شوند و منابع نیز پس از اتمام مطالب ذکر می گردند.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
:
HamedSS
مدیر انجمن
مدیر انجمن


عضو شده در: 8 مهر 1385
پست: 197

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

iran.gif


امتیاز: 298
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 20 اسفند 1385 - 09:32    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بدون شک این مطلب یکی از بهترین و زیباترین مطالب موجود درباره نوروز است که خواندنش را به همه توصیه می کنم.

نوروز
سخن تازه از نوروزگفتن دشوار است . نوروز یک جشن ملی است . جشن ملی را همه می شناسند که چیست ، نوروز هر ساله بر پا می شود و هر ساله از آن سخن می رود . بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید ؛ به تکرار نیازی نیست ؟
چرا ، هست .
مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید ؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید .
در علم و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده ؛ «عقل» تکرار را نمی پسندد ؛ اما «احساس» تکرار را دوست دارد ، طبیعت تکرار را دوست دارد ، جامعه به تکرار نیازمند است . طبیعت را از تکرار ساخته اند ؛ جامعه با تکرار نیرومند می شود ، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن ، طبیعت ، احساس و جامعه هر سه دست اندر کارند .
نوروز که قرن های دراز است که بر همه ی جشن های جهان فخر می فروشد ، از آن رو «هست» که یک قرار داد مصنوعی اجتمایی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست ، جشن جهان است و روز شادمانی زمین ، آسمان و آفتاب ، و جوش شکفتن ها و شور زادنها و سرشار از هیجان هر«آغاز».
جشن های دیگر ، غالباً انسان ها را از کارگاه ها ، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغ ها و کشتزارها، درمیان اطاق ها و زیر سقف ها و پشت در های بسته جمع می کند : کافه ها ، کاباره ها ، زیر زمین ها سالن ها ، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت ، روشن از چراغ ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی ، مقوایی ، مومی ، بوی کندر و عطر و ... ؛ اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها ، در های بسته ، فضا های خفه ، لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها ، به دامن آزاد و بی کرانه ی طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب، لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن ، زیبا از هنرمندی باد و باران ،آراسته با شکوفه و جوانه و سبزه و معطر از : بوی باران ، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته ، باران خورده و پاک ...
نوروز تجدید خاطره ی بزرگی است : خاطره ی خویشاوندی انسان با طبیعت . هر سال این فرزند فراموشکار، که سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده ی خود، مادر خویش را از یاد می برد ، با یاد آوری های وسوسه آمیز نوروز ، به دامن وی باز می گردد و با او ، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد . و فرزند در دامن مادر، خود را باز می یابد و مادر ، در کنار فرزند ، چهره اش از شادی می شکفد ، اشک شوق می بارد ، فریاد های شادی می کشد ، جوان می شود ، حیات دوباره می گیرد . با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود .
تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد ، نیاز به بازگشت و بازشناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدینگونه است که نوروز، بر خلاف سنت ها که پیر می شوند و فرسوده و گاه بیهوده ، رو به توانایی می رود و در هر حالت ، آینده ای جوان تر و درخشان تر دارد ، چه ، نوروز راه سومی است که جنگ دیرینه ای را که از روزگار لاءو تزو و کنفسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می کشاند.
نوروز تنها فرصتی برای آسایش ، تفریح و خوشگذرانی نیست ؛ نیاز ضروری جامعه و خوراک حیاتی یک ملت نیز هست . دنیایی که بر تغییر و تحول ، گسیختن و زایل شدن ، در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است ، جایی که در آن ، آنچه ثابت است و همیشه پایدار ، تنها تغییر است و ناپایداری ؛ چه چیز می تواند ملتی را، در برابر عرّابه ی بی رحم زمان - که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود ، هر پایه ای را می شکند و هر شیرازه ای را می گسلد - از زوال مصون دارد ؟
هیچ ملتی با یک نسل و دو نیل شکل نمی گیرد ؛ ملت ، مجموعه ی پیوسته ی نسل های متوالی بسیار است ، اما زمان ، این تیغ بی رحم ، پیوند نسل ها را قطع می کند ؛ میان ما و گذشتگانمان - آنها که روح جامعه ی ما و ملت ما را ساخته اند - درّه ی هولناک تاریک حفر شده است ؛ قرن های تهی، ما را از انان جدا ساخته اند ؛ تنها سنت ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان ، ما را از این درّه ی هولناک گذر می دهند و با گذشته هایمان آشنا می سازند. در چهره ی مقدس این سنت هاست که ما حضور آنان را در زمان خویش ، کنار خویش ودر«خود خویش» ؛ احساس می کنیم ؛ حضور خود را در میان آنان می بینیم و جشن نوروز یکی از استوار ترین و زیبا ترین سنت ها است .
در آن هنگام که مراسم نوروز را بپا می داریم ؛ گویی خود را در همه ی نوروزهایی که هر ساله در این سرزمین بر پامی کرده اند ، حا ضر میابیم و در این حال ، صحنه های تاریک و روشن و صفحا ت سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگان ما ورق می خورد ، رژه می رود . ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می داشته است ،این اندیشه های پر هیجان را در مغزمان بیدار می کند که : آری ، هر ساله ! حتی همان سالی که اسکندر چهره ی این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود ، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید ، همانجا ، همان وقت ، مردم مصیبت زده ی ما نوروز را جدی تر و با ایمان بیشتر بر پا می کردند ؛ آری ، هر ساله ! حتی همان سال که سربازان قتیبه بر کناره ی جیحون سرخ رنگ ، خیمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می کردند ، در آرا مش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن می گرفتند .
تاریخ از مردی در سیستان خبر می دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفه ی جاهلی آرام کرده بود ، از قتل عام شهر ها و ویرانی خانه ها و آوارگی سپاهیان می گفت و مردم را می گریاند و سپس چنگ خویش را بر می گرفت و می گفت : «ابا تیمار ؛ اندکی شادی باید »! نوروز در این سالها و در همه ی سال های همانندش ، شادی ای این چنین بوده است ، عیاشی و بی خودی نبوده است ، اعلام ماندن ، ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانه ی پیوند با گذشته ای که زمان و حوادث ویران کننده ی زمان همواره در گستن آن می کوشیده است.
نوروز همه وقت عزیز بوده است ؛ در چشم مغان ، در چشم موبدان ، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان ؛ همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش از آن سخن گفته اند ، حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند « نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز ، خلقت جهان پایان گرفت و از این رو است که نخستین روز فروردین را هورمزد نام داده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند ».
چه افسانه ی زیبایی ؛ زیبا تر از واقعیت ! راستی مگر هر کسی احساس نمی کند که نخستین روز بهار ، گویی نخستین روز آفرینش است . اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است ، مسلماً آن روز ، این نوروز بوده است . مسلماً بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است . هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستا ن یا تابستا ن آغاز نکرده است . مسلماً اولین روز بهار ، سبزه ها روییدن آغاز کرده اند و رودها، رفتن و شکوفه ها، سر زدن و جوانه ها، شکفتن ؛ یعنی نوروز .
بی شک ، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار ، آفتاب در نخستین نوروز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است .
اسلام که همه ی رنگ های قومیت را زدود و سنت ها را دگرگون کرد ، نوروز را جلای بیشتر داد ، شیرازه بست و آن را ، با پشتوانه ای استوار ، از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان ، مصون داشت .
انتخاب علی به خلافت و نیز انتخاب علی به وصایت ، هر دو در این هنگام بوده است ، و چه تصادف شگفتی! آنهمه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی داشتند پشتوانه ی نوروز شد . نوروز که با جان ملیت زنده بود ، روح مذهب نیز گرفت ؛ سنت ملی و نژادی ، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند گشت ، مقدس شد و در دوران صفویه ، رسماً یک شعار شیعی گردید مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژه ی خویش . آنچنان که یک روز نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز!
نوروز- این پیری که غبار قرن های بسیار بر چهره اش نشسته است - در طول تاریخ کهن خویش ، روزگاری در کنار مغان ، اوراد مهر پرستان را خطاب به خویش می شنیده است ؛ پس از آن در کنار آتشکده های زرتشتی ، سرود مقدس موبدان و زمزمه ی اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانده اند ؛ از آن پس با آیات قران وزبان الله از او تجلیل می کرده اند و اکنون ، علاوه بر ان با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی ، او را جان می بخشند و در همه ی این چهره های گوناگونش ، این پیر روزگار آلود که در همه ی قرن ها و در همه ی نسل ها و همه ی اجداد ما - از اکنون تا روزگار افسانه ای جمشید باستانی - زیسته است و با همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خویش را ، همه وقت ، با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن ، زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و در آمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت، و عظیم تر از همه ، پیوند دادن نسل ها ی متوالی این قوم - که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله منارها بند بندش را از هم می گسسته است - و نیز پیمان یگانگی بستن میان همه ی دل های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانه ی دوران ها در میانشان حایل می گشته و دره ی عمیق فراموشی میانشان جدایی می افکنده است .
و ما ، در این لحظه و در این نخستین لحظات آغاز آفرینش ، نخستین روز خلقت ، روز اورمزد ، آتش اهورایی نوروز را باز بر میافروزیم و در عمق وجدان خویش ، به پایمردی خیال ، از صحرا های سیاه و مرگ زده ی تهی می گذریم و در همه ی نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا می شده است ، با همه ی زنان و مردانی که خون آنان در رگ های ما می دود و روح آنان در دل هایمان می زند، شرکت می کنیم و بدین گو نه، « بودن خویش را »، به عنوان یک ملت در تند باد ریشه بر انداز زمان ها و آشوب گسیختن ها و دگرگون شدن ها خلود می بخشیم، و در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته، و « خالی از خویش » برده ی رام و طعمه ی زدوده از « شخصیت » این غرب غارتگر کرده است ، در این میعادگاهی که همه ی نسل های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند ، با آنان پیمان وفا می بندیم و « امامت عشق » را از آنان به ودیعه می گیریم که « هرگز نمی میریم » و « دوام راستین » خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ، ریشه در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایه ی « اصالت خویش » ، در رهگذر تاریخ ایستاده است ، بر« صحیفه ی عالم » ثبت می کنیم.


نوروز / کویر : دکترعلی شریعتی

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
zamzam
مدیر سایت
مدیر سایت


عضو شده در: 6 مهر 1385
پست: 1147

تشکر: 34
تشکر شده 51 بار در 47 پست

محل سکونت: Shiraz iran.gif


امتیاز: 898
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 20 اسفند 1385 - 16:54    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

دست زدن دست زدن
_________________
تن آدمی شریف است به جان آدمیت ... نه همین لباس زیباست نشان آدمیت !!

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
kazem_blue
عضو طلایی سایت
عضو طلایی سایت


عضو شده در: 10 دی 1385
پست: 1163

تشکر: 13
تشکر شده 7 بار در 6 پست

محل سکونت: شهر من یزد iran.gif


امتیاز: 1066
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 20 اسفند 1385 - 18:18    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سلام من فقط قسمت اول رو خوندم. دومی رو هم که دیدم از خوندنش منصرف شدم چون از متن های طولانی متنفرم. به هرحال اینکه شما سعی دارید آداب ورسوم و فرهنگ ایرونی نوروز رو به جوونا یادآوری کنید، کار کمی نیست و خیلی هم خوبه. آفرین دوست داشتنx
_________________
ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم
ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم
از زشتی کردار دگر خسته شدیم
محتاج دو پیمانه می معرفتیم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email
HamedSS
مدیر انجمن
مدیر انجمن


عضو شده در: 8 مهر 1385
پست: 197

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

iran.gif


امتیاز: 298
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 21 اسفند 1385 - 11:45    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

کاظم جان توصیه می کنم حتماً اون متن رو در یه فرصت مناسب بخون، چون اون یه مطلب طولانی نیست بلکه قسمتی از یه کتاب هست که به نظر من یکی از زیباترین نوشته های ادبیات ما میشه

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
HamedSS
مدیر انجمن
مدیر انجمن


عضو شده در: 8 مهر 1385
پست: 197

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

iran.gif


امتیاز: 298
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 21 اسفند 1385 - 11:51    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

واین هم پیشینه و رسومات نوروز:

پیشگفتار
انسان، از نخستین سال های زندگی اجتماعی، زمانی که از راه شکار و گردآوری خوراک های گیاهی روزگار می گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبـیعی، یعنی تکرار فصول شد. زمان یخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گیری پرندگان و چرندگان را از یکدیگر جدا کرد. نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی، یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را بوجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغیـیـر آن آسانتر دیده می شد، صورت گرفت. و بالاخره نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان همواره دارای چهار فصل نبوده، زمانی شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زمانی دیگر تابستان هفت ماه (از فروردین تا آبان) و زمستان پنج ماه (از آبان تا فروردین) بوده، و سرانجام از زمانی نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم گردیده است. گذشته از ایران: «سال و ماه سغدی ها، خوارزمی ها، سیستان ها در شرق و کاپادوکی ها و ارمنی ها در مغرب ایران، بدون کم و زیاد همان سال و ماه ایرانی است».
نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی ایران زمین یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخش‌های کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوریه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار می‌شود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد.
عده زیادی فرق میان نوروز و لحظهٔ تحویل سال نو را درست نمی دانند. تعریف درست نوروز نخستین روز سال در تقویم ایرانی است یعنی یکم فروردین ماه و یا روز اورمزد از ماه فروردین. لحظهٔ آغاز نوروز درست پس از نیمه شب است و این یک لحظهٔ «تقویمی» است. لحظهٔ تحویل سال یک واقعه یا لحظهٔ «طبیعی» است و زمان آن می‌تواند ساعت‌ها با لحظهٔ آغازین روز یکم فروردین فاصله داشته باشد. بنابراین، لحظهٔ تحویل سال در سراسر جهان یکیست، ولی لحظهٔ آغاز نوروز (یکم فروردین) نسبی است، نسبت به خط استاندارد زمان بین المللی که سابقا به خط «گرینویچ» مشهور بود و هنوز هم اکثر مردم آن را به همین نام می شناسند.
مردم شناسان عقیده دارند که محاسبه آغاز سال، در میان قوم ها و گروه های کهن، از دوران کشاورزی، همراه با مرحله ای از کشت یا برداشت بوده و بدین جهت است که آغاز سال نو در بیشتر کشورها و آیـیـن ها در نخستین روزهای پائیز، یا زمستان و یا بهار می باشد. آغاز سال ایرانیان، هر چند زمانی دستخوش تغیـیـر گردید ولی حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الا نبـیـاء و ابوریحان بـیـرونی در آثار الباقیه نوشته اند که آغاز سال ایرانی، از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردین بود. وقتی که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـیـعی بود، و طالع سرطان بود.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
HamedSS
مدیر انجمن
مدیر انجمن


عضو شده در: 8 مهر 1385
پست: 197

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

iran.gif


امتیاز: 298
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 21 اسفند 1385 - 11:55    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

پیدایش جشن نوروز
در ادبـیـات فارسی جشن نوروز را، مانند بسیاری دیگر از آیـیـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری، چون فردوسی ،منوچهری، عنصری، بـیـرونی، طبری، مسعـودی، مسکویه، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبـیـات پـیـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره می شود :
جهان انجمن شد بر تخت اوی از آن بر شده فره بخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین بر آسوده از رنج تن، دل ز کین
به نوروز نو شاه گیتی فروز بر آن تخت بنشست فیروزروز
بزرگان به شادی بیاراستند می و رود و رامشگران خواستند

یک روایت در مورد خاستگاه نوروز این است که در این روز کیاخسرو، پسر پرویز بردینا، به تخت سلطنت نشست و ایرانشهر را به اوج شکوفایی خود رساند.
محمد بن جریر طبری نوروز را سر آغاز دادگری جمشید دانسته : « جمشید علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد می باشید تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمایـیـد، تا من آن کنم. و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردین. پس آن روز رسم کردند. »
روایت دیگر این است که در این روز ویژه (یکم فروردین)، جمشید، پادشاه پیشدادی، بر روی تخت طلایی نشسته بود در حالی‏که مردم او را روی شانه‏های خود حمل می‏کردند. آنها پرتوهای خورشید را بر روی پادشاه دیدند و آن روز را جشن گرفتند.
ابوریحان بـیـرونی می نویسد : « چون جمشید برای خود گردونه بساخت، در این روز بر آن سوار شد، و جن و شیاطین او را در هوا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیـدن این امر به شگفت شدند و این روز را عید گرفته و برای یادبود آن روز تاب می نـشـیـنـند و تاب می خورند. »
گردیزی نوشته است جمشید جشن نوروز را به شکرانه ی این که خداوند : « گرما و سرما و بیماری و مرگ را از مردمان گرفت و سیصد سال بر این جمله بود و هم در این روز بود که جمشید بر گوساله ای نشست و به سوی جنوب رفت به حرب دیوان و سیاهان و با ایشان حرب کرد و همه را مقهور کرد » برپا کرده است.
و سرانجام خیام می نویسد که جمشید به مناسبت باز آمدن خورشید به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : « سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، یکی آنکه هر سیصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقیقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همی کم شود؛ و چون جمشید، آن روز دریافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آیـیـن آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند. »
در خور یادآوری است که جشن نوروز پـیـش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز، با آنکه جشن را به جمشید منسوب می کند، یاد آور می شود که: « آن روز را که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پـیـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود. »
گذشته از ایران، در آسیای صغیر و یونان، برگزاری جشن ها و آیـیـن هایی را در آغاز بهار سراغ داریم. در منطقهً لیدی و فری ژی، براساس اسطوره های کهن، به افتخار سی بل، الهه ی باروری و معروف به مادر خدایان، و الهه ی آتیس جشنی در هنگام رسیدن خورشید به برج حمل و هنگام اعتدال بهاری، برگزار می شد. مورخان از برگزاری آن در زمان اگـُوست شاه در تمامی سرزمین فری ژی و یونان و لیدی و آناتولی خبر می دهند. به ویژه از جشن و شادی بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردین ) .
صدرالدین عینی دربارهً برگزاری جشن نوروز در تاجیکستان و بخارا ( ازبکستان ) می نویسد: « ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـنی ها، راست آمدن این عید، طبـیـعت انسان هم به حرکت می آید ». از این جاست که تاجیکان می گویند : « حمل، همه چیز در عمل ». در حقیقت این عید به حرکت آمدن کشت های غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و دیگر حاصلات زمینی است که انسان را سیر کرده و سبب بقای حیات او می شود. وی در جای دیگر می گوید: « در بخارا نوروز را که عید ملی عموم فارسی زبانان است، بسیار حرمت می کردند. حتی ملای دینی به این عید که پیش از اسلامیت، عادت ملی بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم این عید را ترک نکرده بودند، رنگ دینی اسلامی داده، از وی فایده می بردند. از آیت های قرآن هفت سلام نوشته به «غولونگ آب» که خوردن وی در نوروز از عادت های ملی بیـش تره بوده، تر کرده می خوردند. »
ولی برگزاری شکوهمند و باورمند و همگانی این جشن در دستگاه های حکومتی و سازمان های دولتی و غیر دولتی و در بیـن همه ی قشرها و گروه های اجتماعی، بی گمان، از ویژگی های ایران زمین است، که با وجود جنگ و ستیزها، شکست ها و دگرگونی های سیاسی، اجتماعی، اعتقادی، علمی و فنی، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ های دیگر نیز راه یافته است؛ و در مقام مقایسه، امروز جامعـه و کشوری را با جشن و آیـیـن چندین روزه ای، که چنین همگانی و مورد احترام و باور خاص و عام، فقیر و غنی، کوچک و بزرگ و بالاخره شهری و روستایـی و عشایـری باشد، سراغ نداریم.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
HamedSS
مدیر انجمن
مدیر انجمن


عضو شده در: 8 مهر 1385
پست: 197

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

iran.gif


امتیاز: 298
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 22 اسفند 1385 - 10:28    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

روزها ی جشن نوروز
مدت برگزاری جشن هایی چون مهرگان، یلدا، سده و بسیاری دیگر، معـمولا یک روز ( یا یک شب ) بـیشتر نیست. ولی جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح «جشن ها و آیـیـن های نوروزی» گویاتر است، دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد.
ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را، پس از جمشید یک ماه می نویسد : «چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزیگران.»
«کمپفر» در سفرنامه ی خود آورده که، در زمان شاه سلیمان صفوی، مهمانی ها، تفریح و جشن های نوروز در میدان های عمومی تا سه هفته طول می کشید.
«درو ویل» مدت تعطیلی جشن نوروز را در زمان فتحعلی شاه دو هفته می نویسد. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد.
رسم ها و آیـیـن های نوروزی که از روزگاران کهن برگزاری آن ها از نسلی به نسل بعد به ارث رسیده، به ناگزیر با دگرگونی شیوه های زندگی، تکنولوژی های صنعتی و ماشینی، سازمان های اداری، شغـل ها، قانون ها، وسایـل ارتباط جمعی جدیـد - چنان که خواهیم دید - بدون آنکه هویـت خود را از دست بدهد، تحول یافته است. از آداب و رسم های کهن پـیـش از نوروز، می توان از پنجه ( خمسه مسترقه )، چهارشنبه سوری و خانه تکانی یاد کرد. در نخستین بامداد نوروز، مردم روی یکدیگر آب می‌‌پاشیدند. پس از گرویدن به اسلام نیز این رسم بجا مانده است با این تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده می‌شود.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
HamedSS
مدیر انجمن
مدیر انجمن


عضو شده در: 8 مهر 1385
پست: 197

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

iran.gif


امتیاز: 298
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 22 اسفند 1385 - 10:33    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

چهار شنبه سوری
یکی از آیین های نوروزی امروز - که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد – « مراسم چهارشنبه سوری » است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند. درباره ی چهارشنبه سوری، در کتاب ها و سندهای تاریخی، مطلبی یا اشاره ای نمی یابیم و تنها در این قرن اخیر، یا دقیق تر، در این نیم قرن اخیر است که مقاله ها و پژوهش های متعددی در این باره منتشر شده و یا در نوشته های مربوط به نوروز به چهارشنبه سوری نیز پرداخته اند.
برگزاری چهارشنبه سوری - که در همه ی شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم - بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه)، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : « زردی من از تو، سرخی تو از من »، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند.
تا زمانی که از ظرف های سفالین چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده می شد، پس از خانه تکانی، کوزه ی کهنه ای از پشت بام خانه به کوچه می انداختند؛ کوزه ای که در آن آب و چند سکه ریخته بودند. اسفند دود کردن و آجیل خودرن، فال گرفتن، « فال گوش » (در کوی و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها برای نیت خود تفأول زدن) و « قاشق زنی » (معمولا زنان روی خود را می پوشانند و با قاشق، یا کلید به خانه ها در می زنند، صاحب خانه شیرینی، میوه و یا پول در ظرف آن ها می گذارد) نیز از باورها و رسم هایی است که به ویژه در بین نوجوانان، هنوز به کلی فراموش نشده است؛ و این رسم ها و باورها در شهرهای مختلف با یکدیگر متفاوت اند.
بی گمان چهارشنبه سوری از رسم های کهن پیش از اسلام نیست. در آن زمان هر یک از روزهای ماه نامی داشتند، نه روزهای هفته.
استاد پورداود در این باره می نویسد : « آتش افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیین های دیرین است (...) شک نیست که افتادن این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبه ی سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند (...) روز چهارشنبه یا یوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسی است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء یوم ضنک و نحس. این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه انداختند تا پیش آمدهای سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه بر کنار ماند. »
در باورهای عامیانه، چهارشنبه روزی نامبارک است و در این روز نباید سفر کرد و یا به احوال پرسی مریض رفت. و منوچهری می گوید:
چهارشنبه که روز بلاست باده بخور به ساتکین می خور تا به عافیت گذرد
آتش افروختن شب چهارشنبه ی آخر سال، یا چهارشنبه آخر صفر را، برخی به قیام مختار نسبت می دهند : مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.
در برخی از شهرها چون ارومیه، اردبیل و زنجان، همه چهارشنبه های ماه اسفند هر یک نقش و نام معینی دارند، که از جمله در منطقه ی زنجان بدین شرح است: نخستین چهارشنبه را موله گویند و به شستن و تمیز کردن فرش های خانه اختصاص دارد. دومین چهارشنبه را سوله گویند، در این روز به خرید وسیله ها و نیازمندی های عید می روند. سومین چهارشنبه را گوله گویند و به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس و غیره برای سبزه های نوروزی اختصاص دارد. چهارمین و آخرین چهارشنبه سال (چهارشنبه سوری) را کوله گویند؛ (کوله در ترکی به معنی کهنه و فرسوده است).
در برخی از شهرهای دیگر از جمله ایلام (نوروز آباد)، تویسرکان، کاشان، زاهدان (قصبه مود) و ... مراسم چهارشنبه سوری را آخرین چهارشنبه ماه صفر برگزار می کنند و آخرین آتش نیز از رسم ها است. بنابر نوشته تذکره صفویه، در کرمان نیز، چهارشنبه سوری در ماه صفر بوده است. در اصفهان چهارشنبه سوری را « چهار شنبه سرخی » نیز می گویند.
یکی از دلیل ها و سندهای دیگری که نشان می دهد چهارشنبه سوری از آیین های پیش از اسلام نیست، می تواند این باشد که مراسم آن در غروب آفتاب روز سه شنبه برگزار می شود. در گاهشماری قمری آغاز بیست و چهار ساعت یک شبانه روز از غروب آفتاب روز پیش است؛ و چهارشنبه سوری، مانند بسیاری از آیین ها، جشن ها و سوگواری های مذهبی همچون عید غدیر، نیمه شعبان، رحلت حضرت پیامبر (ص) که بر اساس گاهشماری قمری است، در غروب روز پیش برگزار می شود.
نحس بودن چهارشنبه در باورهای عامیانه باعث شده، که هنوز بعدازظهر سه شنبه (یعنی شب چهارشنبه) به احوال پرسی بیمار نمی روند، و پنجشنبه را عامه « شب جمعه » می گویند. در صورتی که آیین های کهن مثل نوروز، مهرگان، سده و ... که بر اساس گاهشماری خورشیدی است، آغاز بیست و چهار ساعت روز، از سپیده دم و یا از نیمه شب است.
آن چه که چهارشنبه سوری را به جشن ها و آیین های کهن ایران پیوند می زند، می تواند برگزاری رسم و جشنی به نام «سور»، در روز پنجه (خمسه مسترقه) باشد که از آن تا سده ی چهارم، دوره سامانیان، اطلاعاتی در دست است : صاحب تاریخ بخارا از برگزاری رسمی که « عادت قدیم » و با افروختن آتش در « شب سوری » (پیش از نوروز) همراه بوده خبر می دهد : « ... آنگاه امیر سدید (منصور بن نوح) به سرای نشست، هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری، چنان که عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند و پاره ای آتش بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و ... »
امروز، با رسمیت یافتن تقویم مصوب 1304، دیگر از جشن های پنجه (که در خوارزم، آغاز سال، و در پارس پایان سال بود) کمتر نشانی می توان یافت. چهار شنبه سوری پایان ماه صفر نیز - تا آن جا که آگاهی در دست است- فراموش شده، و تنها با برگزاری مراسم چهار شنبه آخر سال یا چهارشنبه سوری، که در بر دارنده ی رسم هایی از فرهنگ عامه است، مردم به پیشواز نوروز می روند. این یادآوری لازم است که با وجود تکنولوژی های جدید خانه سازی، ایجاد مجموعه های مسکونی، آپارتمان نشینی، در دسترس نبودن « بوته و هیمه » (به علت استفاده از گاز و برق به عنوان وسیله ی حرارتی)، در اختیار نداشتن کوزه و پشت بام و فضای مناسب جلوی در خانه، و دگرگونی های دیگر فرهنگی، مراسم چهارشنبه سوری هنوز چهره ی نمادین خود را - با دشواری، به ویژه در شهرها و محله های سنتی- نگه داشته است.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
HamedSS
مدیر انجمن
مدیر انجمن


عضو شده در: 8 مهر 1385
پست: 197

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

iran.gif


امتیاز: 298
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 23 اسفند 1385 - 09:37    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

پنجه ( خمسه مسترقه )
بنابر سال نمای کهن ایران، هر یک از دوازده ماه سال سی روز است و پنج روز باقی مانده ی سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پیتک (در زبان و تقویم مازندرانی) یا بهیزک (در روز شمار زردشتیان) گویند. ابوریحان درباره ی پنجه می نویسد: «.هر یک از ماه های فارسی سی روز است و از آن جا که سال حقیقی سیصد و شصت و پنج روز است، پارسیان پنج روز دیگر سال را « پنجی » و « اندرگاه » گویند. سپس این نام تعریب شده و « اندرجاه » گفته شد و نیز این پنج روز دیگر را روزهای مسترقه نامند، زیرا که در شمار هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود .... »
این پنج روز را که همزمان با یکی از شش « گهنبار » است، جشن می گرفـتـند. مراسم پنجه تا سال 1304، که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرار داد، برگزار می شد.
برگزاری جشن خمسه در بین همه ی قشرهای اجتماعی رواج داشت. به طوری که در 1311 هجری قمری مردی نیک اندیش در هزینه کردن درآمد موقوفه ی خود، در استرک کاشان، سفارش می کند که : « ... بقیه منافع وقف را هر ساله برنج ابتیاع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک وضیع و شریف ذکور و اناث، صغیر و کبـیر بالسویه برسانند ».
در گاهشماری تبری، که نوروز در مرداد ماه برگزار می شد، مراسم پنجه، در دوره ی صفویه، همزمان با جشن و روز آب پاشان بود : « ... و حضرت اعلی شاهی ظل اللهی، به دستور ولایت بهشت آسای مازندران کامیاب دولت بودند، و چون فصل نشاط افزای بهاری سپری گشته، هوای آن دیار رو به گرمی نهاد، اراده ی تماشای جشن و سرور پنجه که معتاد مردم گیلان است از خاطر خطیر سر زد. رسم مردم گیلان است که در ایام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجیم آن ملک، بعد از انقضای سه ماه بهار قرار داده اند، و در میانه اهل عجم روز آب پاشان است؛ بزرگ و کوچک و مذکر و موءنث به کنار دریا آمده، پنج روز به سور و سرور می پردازند و همگی از لباس تکلیف عریان گشته، هر جماعت با اهل خود به آب درآمده، با یکدیگر آب بازی کرده، و بدین طرب و خرمی می گذرانند و الحق تماشای غریبی است.»


میر نوروزی
از جمله آیـیـن های این جشن پنج روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی، حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود، و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوریحان از مردی کوسه یاد می کند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور، در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چیزی می گرفت. و هم اوست که حافظ به عنوان «میر نوروزی» دوران حکومتش را « بیش از پنج روز » نمی داند.
مسعـودی در این باره می نویسد : « ... پنج روز آخر آن فروردگان است، که روز اول آن در عراق و ایران کوسه ای بر استر خود سوار شود ( و این جز در عراق و دیار عجم رسم نیست و اهل شام و جزیره و مصر و یمن آن را ندانند )، و تا چند روز جوز و سیر و گوشت چاق و دیگر غذاهای گرم و نوشیدنی های گرمازا و سرمابر به او بخورانند و بنوشانند و چنان وانمود کند که سرما را بـیرون می کند و آب سرد بر او ریزد و احساس رنج نکند، و به فارسی بانگ زند: « گرما، گرما» و این هنگام عید عجمیان است که در اثـنای آن طرب کنند و شاد باشند. »
از برگزاری رسم میرنوروزی، تا 73 سال پیش، آگاهی داریم؛ علامه محمد قزوینی در پژوهشی ارزشمند درباره ی میرنوروزی شرحی آورده است، که خود می تواند پژوهش مردم نگاری باشد: « ... یکی از دوستان موثـق نگارنده، از اطبای مشهور، که سابق در خراسان مقیم بوده اند، در جواب استفسار من از ایشان در این موضوع، مکتوب ذیل را به اینجانب مرقوم داشته اند که عیناً درج می شود: « در بهار 1302 هجری شمسی برای معـالجه بیماری به بجنورد رفته بودم. از اول فروردین تا چهاردهم فروردین در آنجا بودم، در دهم فروردین دیدم جماعت کثیری، سواره و پـیاده می گذرند، که یکی از آنها با لباس فاخر، بر اسب رشیدی نشسته، چتری بر سر افراشته بود. جماعتی هم سواره در جلو و عقب او روان بودند. یکدسته هم پـیاده به عنوان شاطر و فراش که بعضی چوبی در دست داشتند، در رکاب او یعـنی پیشاپـیش و در جنبـین و در عقب او روان بودند، چند نفر هم چوب های بلند در دست داشتـند که بر سر هر چوبی سر حیوانی از قبـیل گاو یا گوسفند بود، یعـنی استخوان جمجمه حیوانی، و این رمز از آن بود که امیر از جنگی فاتحانه برگشته و سرهای دشمنان را با خود می آورد. دنبال این جماعت، انبوه کثیری از مردم متفرقه، بزرگ و خرد، روان بودند و هیاهوی بسیار داشتـند. تحقیق کردم، گفتند که در نوروز یک نفر امیر می شود، که تا سیزده عید، امیر و حکمفرمای شهر است، به اعیان و اعزه شهر حواله ی نقد و جنس می دهد، که همه کم یا زیاد تقدیم می کنند. به این طریق که مثلا حکمی می نویسد برای فلان متعـین : که شما باید صد هزار تومان تسلیم صندوق خانه کنید، البته مفهوم این است که صد تومان باید بدهید. البته این صد تومان را کم و زیاد می کردند، ولی در هر حال چیزی گفته می شد، غالب اعیان به رغبت و رضا چیزی می دادند. زیرا، جزو عادات عید نوروز به فال نیک می گرفتـند. از جمله به ایلخانی هم مبلغی حواله می دادند که می پرداخت. بعد از تمام شدن سیزده عید دوره ی امارت او به سر می آید، و گویا در یک خاندان این شغـل ارثی بود ».
بی گمان امروز، کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمزرنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر و خیابان می بیـنیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند، بازمانده ی شوخی ها و سرگرمی های انتخاب « میر نوروزی » و « حاکم پنج روزه » است که تـنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند، نه در وقت و جشنی دیگر؛ و آنان خود در شعرهایی که می خوانند، می گویند : «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه.»

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
HamedSS
مدیر انجمن
مدیر انجمن


عضو شده در: 8 مهر 1385
پست: 197

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

iran.gif


امتیاز: 298
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 23 اسفند 1385 - 09:51    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

روزهای مردگان و پنجشنبه آخر سال

یکی از آیـین های کهن پـیش از نوروز یاد کردن از مردگان است که به این مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به دیگران می دهند. زردشـتیان معـتـقدند که : « روان و فروهر مردگان، هیچ گاه کسی را که بوی تعلق داشت فراموش نمی کند و هر سال هنگام جشن فروردین به خانه و کاشانه خود برمی گردند. »
در روزهای پنجه، از جمله رسم ها، تهیه کردن غذا، آیـینی مذهبی بوده، ابوریحان می نویسد: « ... و گبرکان در این پنج روز خورش و شراب نهند، روان های مردگان را و همی گویند، که جان مرده بیاید و آن غذا گیرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است »
از خوارزم تا فارس : «خوارزمیان پنج روز آخر اسفند و پنج روز دیگری که در پی آن است و ملحق به این ماه مانند اهالی فارس، در روزهای فروردگان برای ارواح مردگان در گورستان غذا می گذارند.»
یکی از صورت های برجا مانده ی این رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن « پنجشنبه آخر سال » است، به ویژه خانواده هایی که در طول سال عضوی را از دست داده اند. رفتن به زیارتگاه ها و « زیارت اهل قبور »، در پنجشنبه - و نیز، روز پـیش از نوروز و بامداد نخستین روز سال - رسمی عام است. در این روز، خانواده ها خوراک ( پلو خورش )، نان، حلوا و خرما بر مزار نزدیکان می گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، یا چراغ روشن می کنند. در برخی از شهرهای ایران، روز پیش از عید، خانواده های عزادار، از خویشان و نزدیکان با غذا و حلوا پذیرایی می کنند و در سر مزار جمع می شوند. و نیز رسم است که ایرانیان شیعه، در موقع سال تحویل، به زیارت قبر امامان و امامزادگان میروند.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
HamedSS
مدیر انجمن
مدیر انجمن


عضو شده در: 8 مهر 1385
پست: 197

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

iran.gif


امتیاز: 298
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 اسفند 1385 - 11:48    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

خانه تکانی
اصطلاح « خانه تکانی » را بیشتر در مورد شستن، تمیز کردن، نو خریدن، تعمیر کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسیدن نوروز، به کار می برند. در این خانه تکانی، که سه تا چهار هفته طول می کشد، بایستی تمامی ابزارها و وسیله هایی که در خانه است، جا به جا، تمیز، تعـمیر و معاینه شده و دوباره به جای خود قرار گیرد. برخی از ابزارهای سنگین وزن، یا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسیله های دیگر، فقط سالی یک بار، آن هم در خانه تکانی نوروزی، جا به جا و تمیز می شود. در برخی از شهرهای غربی کشور نخستین چهارشنبه ی ماه اسفند (چهارشنبه موله) به شستن و تمیز کردن فرش های خانه اختصاص دارد.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
HamedSS
مدیر انجمن
مدیر انجمن


عضو شده در: 8 مهر 1385
پست: 197

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

iran.gif


امتیاز: 298
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 اسفند 1385 - 11:54    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پایانی زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن « سبزه عید » به صورت نمادین و شگون، از روزگاران کهن، در همه ی خانه ها و در بین همه ی خانواده ها مرسوم است.
در ایران کهن، « بـیست و پنج روز پیش از نوروز، در میدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا می شد، بر ستونی گندم، برستونی جو و به ترتیب، برنج، باقلا، کاجیله ( گیاهی است از تیره ی مرکبان، که ساقه آن 50 سانـتی متر است )، ارزن، ذرت، لوبـیا، نخود، کنجد، عدس و ماش می کاشتـند؛ و در ششمین روز فروردین، با سرود و ترنم و شادی، این سبزه ها را می کندند و برای فرخندگی به هر سو می پراکندند ». و ابوریحان نقـل می کند که : « این رسم در ایرانیان پایدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رویـیدن این غلات، به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند. »
امروز، در همه ی خانه ها رسم است که ده روز یا دو هفته پیش از نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هایی چون گندم، عدس، ماش و ... می کارند. موقع سال تحویل و روی سفره « هفت سین » بایستی سبزه بگذارند. در برخی از شهرها ، سومین چهارشنبه به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس برای سبزه های نوروزی اختصاص دارد. این سبزه ها را در خانواده ها تا روز سیزده نگه داشته، و در این روز زمانی که برای « سیزده بدر » از خانه بـیرون می روند، در آب روان می اندازند.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
HamedSS
مدیر انجمن
مدیر انجمن


عضو شده در: 8 مهر 1385
پست: 197

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

iran.gif


امتیاز: 298
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 اسفند 1385 - 11:56    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سفره هفت سین
رسم و باوری کهن است که همه ی اعضای خانواده در موقع سال تحویل (لحظه ی ورود خورشید به برج حمل) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سین گرد آیند. در سفره سفید رنگ هفت سین، از جمله، هفت رویـیدنی خوراکی است که با حرف « س » آغاز می شود، و نماد و شگونی بر فراوانی رویـیدنی ها و فرآورده های کشاورزی است - چون سیب، سبزه، سنجد، سماق، سیر، سرکه، سمنو و مانند این ها- . افزون بر آن آینه، شمع، ظرفی شیر، ظرفی آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغی روی آینه، ماهی قرمز، نان، سبزی، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب دینی (مسلمانان قرآن و زردشتیان اوستا و ...) نیز زینت بخش سفره ی هفت سین است. این سفره در بیشتر خانه ها تا روز سیزده گسترده است.
در برخی از نوشته ها از سفره هفت شین (هفت رویـیدنی که با حرف شین آغاز می شود) سخن رفته و آن را رسمی کهن تر دانسته اند. در ریشه یابی واژه ی هفت سین نظرهای دیگری چون هفت چین (هفت رویـیدنی از کشتزار چیده شده) و هفت سینی از فراورده های کشاورزی نیز بیان شده است. پراکندگی نظرها ممکن است به این سبب باشد که در کتاب های تاریخی و ادبی کهن اشاره ای به هفت سین نشده و از دوره ی قاجاریه است که درباره باورها و رفتارها و رسم های عامیانه ی مردم تحقیق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است.
نمی دانیم که آیا پیش از قاآنی هم شاعری هفت سین را در شعر خود آورده است؟
سین ساغر بس بود ما را در این نوروز روز گو نباشد هفت سین رندان دُرد آشام را
میرزاده عشقی نیز در « نوروزی نامه » در اسلامبول در مسمطی برای آگاهی مردم آن دیار سروده :
همه ایرانیان نوروز را از یاد بود کی
بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ری
بساط هفت سین چینند و بنشینند دور وی

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
HamedSS
مدیر انجمن
مدیر انجمن


عضو شده در: 8 مهر 1385
پست: 197

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

iran.gif


امتیاز: 298
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 25 اسفند 1385 - 03:25    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

پوشیدن لباس نو
پوشیدن لباس نو در آیـین های نوروزی، رسمی همگانی است. تهیه لباس، برای سال تحویل، فقیر و غنی را به خود مشغـول می دارد. در جامعه سنتی توجه به تهیدستان و زیردستان برای تهیه لباس نوروزی - به ویژه برای کودکان - رسمی در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و امیران در جشن نوروز، برای نو پوشاندن کارگزاران و زیر دستان بود. ابوریحان بـیرونی می نویسد : « رسم ملوک خراسان این است که در این موسم به سپاهیان خود لباس بهاری و تابستانی می دهند ». مورخان و شاعران از خلعـت بخشیدن های نوروزی فراوان یاد کرده اند و برای این باور است که در وقف نامه ی حاجی شفیع ابریشمی زنجانی آمده است: «هر سال شب های عید نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عواید موقوفه تهیه و به اطفال یتیم تحویل شود. »
سفرنامه نویسان دوره صفویه و قاجاریه، در شرح و وصف جشن های نوروزی، از لباس های فاخر مردم فراوان یاد کرده اند. خرید لباس نو و برخی وسیله های فرسوده ای که به مناسبت نوروز نیاز به « نو » ساختن دارد، رقم عمده ی هزینه های فصلی - و گاه سالانه - خانواده ها را تشکیل می دهد. بسیاری از خانواده ها که در سوگ یکی از نزدیکان لباس سیاه پوشیده اند، به مناسبت نوروز، به ویژه هنگام سال تحویل، لباسی دیگر میـ پوشند. کسانی که به هر علت لباس نو ندارند، می کوشند هر قدر هم اندک - جوراب، پیراهن - در هنگام سال تحویل، نو بـپوشند.
در گذشته که فروشگاه ها و بازارهای فروش لباس دوخته نبود و مردم دوختن لباس خود را به خیاط ها سفارش می دادند، نوبت های دوخت و کار شبانه روزی خیاطان یکی از دشواری های خانواده ها بود. اگر در روزهای پیش از نوروز، در خانواده ها، محله ها، مدرسه ها و سازمان های نیکوکاری رسم است که برای کودکان نیازمند لباس تهیه کنند، این کار نیک پیش از آنکه برای کمک و همراهی باشد، برای لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است.
این باور کهن را در نوشته ها، توصیه ها و توصیف های نوروزی، همواره می بـینیم که : از طبـیعت پـیروی کنیم، از درختان یاد بگیریم و با آمدن بهار، لباس نو بـپوشیم، که شگون شادمانی و آرامش است.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه 1, 2, 3  بعدی
صفحه 1 از 3


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت
E-mail : Info@IranSoccer.Ir      Fax : (+98) 711 6310171

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.47 ثانیه