از بچه ها خواهش ميكنم اگه شعر جالبي در مورد مناسبتهاي مذهبي يا در مورد خود مذهب يا اهل بيت دارن اينجا بذارن تا همه استفاده كنن _________________ hassan
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا
تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید
گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم
راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید
گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن
عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید
گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن
در بیابان بلا ، تصویر یک سقا کشید
گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش
فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید
گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم
گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید
گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق
عکس مهدی راکشید و به چه بس زیبا کشید
گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش
عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید
گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع)
گفت این یک را باید خالق یکتا کشید _________________ hassan
نامت چه بود ؟
- آدم
فرزند ؟
- من را نه مادري نه پدر ، بنويس اول يتيم عالم خلقت
محل تولد ؟
- بهشت پاك
اينك محل سكونت ؟
- زمين خاك
آن چيست بر گرده نهادي ؟
- امانت است
قدت ؟
- روزي چنان بلند كه همسايه خدا ، اينك به قدر سايه بختم به روي خاك
اعضاي خانواده ؟
- حواي خوب و پاك ، قابيل خشمناك ، هابيل زير خاك
روز تولد ؟
- روز جمعه ، به گمانم كه روز عشق
رنگت ؟
- اينك فقط سياه ، ز شرم چنان گناه
چشمت ؟
- رنگي به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان
وزنت ؟
- نه آن چنان سبك كه پرم در هواي دوست ، نه آن چنان وزين كه نشينم بر اين زمين
جنست ؟
- نيمي مرا ز خاك ، نيم دگر خدا
شغلت ؟
- در كار كشت اميدم ، به روي خاك
شاكي تو ؟
- خدا
نام وكيل ؟
- آن هم فقط خدا
جرمت ؟
- يك سيب از درخت وسوسه
تنها همين ؟
- همين !!!
حكمت ؟
- تبعيد در زمين
همدست در گناه ؟
- حواي آشنا
ترسيده اي ؟
- كمي
ز چه ؟
- كه شوم من اسير خاك
آيا كسي به ملاقاتت آمده است ؟
- بلي
كه ؟
- گاهي فقط خدا
داري گلايه اي ؟
- ديگر گلايه نه ، ولي . . .
ولي كه چه ؟
- حكمي چنين ، آن هم به يك گناه !!!
دلتنگ گشته اي ؟
- زياد
براي كه ؟
- تنها فقط خدا
آورده اي سند ؟
- بلي
چه؟
- دو قطره اشك
داري تو ضامني ؟
- بلي
چه كس ؟
- تنها كسم خدا
در آخرين دفاع ؟
- مي خوانمش ، چنان كه اجابت كند دعا . _________________ hassan
نام زهرا خود حدیث برتر است
نام زهرا حرز جنگ حیدر است
نام زهرا مایه ی احساس بود
نا او ذکر لب عباس بود
***********************************************
از فاطمه اکتفا به نامش نکنید
نشناخته توصیف مقامش نکنید
هرکس که در او محبت زهرا نیست،
علامه اگر هست سلامش نکنید
***********************************************
ایام سوگواری بانوی دو عالم، یاس کبود علی (ع)، ام الائمه، فاطمه ی زهرا (س) به عموم مسلمین جهان تسلیت باد _________________ ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم
ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم
از زشتی کردار دگر خسته شدیم
محتاج دو پیمانه می معرفتیم
از مدت ها قبل یه کلیپ آماده کرده بودم که مربوط به داستان شهادت حضرت زهرا (س)می شد . در این کلیپ علاوه بر اینکه داستان شهادت آن حضرت به صورت تئاتر به نمایش در می آمد توسط یک مداح دلسوخته هم روضه آن خوانده می شد . البته فیلم بر اساس روضه مداح نمایش داده می شد و کاملا صدا و فیلم با هم تطبیق داشت .
من این کلیپ را برای دو ارمنی نمایش دادم و آنها منقلب شدند و اشکشان سرازیر شد .
امکان ندارد که کسی کلیپ را ببیند و گریه نکند . من شاید بیش از 50 بار آن را دیده ام اما هر بار برایم تازگی دیگری دارد .
حیف ! هر دفعه که اومدم کلیپ را آپلود کنم نشد . با اینکه از ADSL هم استفاده می کردم و با ایکه 7 - 8 تا سایت هم برای آپلود رفتم اما چون حجمش زیاد بود تا وسطای کار بیشتر دوام نمی آورد و پیغام خطا می داد .
به همین دلیل فقط روضه را که بیشتر هم شعر هست براتون می نویسم که خوندش خالی از لطف نیست . _________________ دوستان! دیگر در این سایت آن لاین نمی شوم. اما به یادتان هستم ؛ به یادم باشید
تاریخ: سهشنبه 29 خرداد 1386 - 20:54 عنوان: داستان شهادت حضرت زهرا
یه روز دیدن بی بی ام البنین سراسیمه و دلهره تو صحن خونه این ور اون ور می ره ؛ امیر المومنین تشریف آوردن .
با ادب رفت جلوی مولام ؛ فرمود : مولا ! عباسم از صبح رفته تا الآن نیومده .
مولا فرمود : بچه که نیست عباس ؛ نوجوون شده .
فرمود از چشم زخم این مردم می ترسم ؛ آخه امروز بی نقاب رفته بیرون اباالفضلم .
دم دمای غروب بود . امیرالمومنین دید دیگه ام البنین تاب نمیاره . هی دلشو می ماله ؛ هی عباس می گه .
فرمود : خودم می رم دنبالش . علی کجا ؟ فرمود : خودم می رم نبالش .
امام گفتن می دونه پسرش کجا می ره .
دیدن آروم آروم طرف بقیع داره می ره .
اومد بقیع دید مولا ابالفضل وایسادن ؛ با ادب و غضب . دانه های اشک عین مروارید می ریزه .
هی می گه مادر ! کاش من بودم مادر . مادر من بودم کی جرات می کرد به تو اهانت کنه ؟ کی جرات می کرد دل زینبو بشکنه ؟
امیر المومنین اومد . دستو برداشت . چشمای عباس به چشمای باباش افتاد . فورا سرشو انداخت پایین .
بابا ! بابا ! صبح که داشتم میومدم بیرون دیدم یه صدایی به من می گه : ولدی ! پسرم ! بیا !
مردونه دقت کن . چه صحنه ای بود ؟ چی جوری بود ؟
نور را بر سوی ظلمت می برند
کجا ؟
شاه را سوی رعیت می برند
من چه کنم خدای من چاره در این مقام چیست ؟
کوچه پر از حرامیان این همه ازدهام چیست ؟
مردم هجوم آورند چون نیِش ؛ کژدم آورند
آتش و هِیزم آورند مقصد این عوام چیست ؟
چه با شتاب آورند چه بی حساب آورند
به کف ؛ طناب آورند مقصد این حرام چیست ؟
آتش ظلم شعله ور خانه امن در خطر
سگان هار حمله ور معنی فکر خام چیست ؟
تند تند بخونم
علی ولی اعظم است علی وصی خاتم است
علی شه دو عالم است گناه این امام چیست ؟
ای پرستوی علی پر مزن ز خانه ات
گریه کن حسین من در عزای مادرت _________________ دوستان! دیگر در این سایت آن لاین نمی شوم. اما به یادتان هستم ؛ به یادم باشید
تا پای مرگ اهل مدینه مرا زدند
ممنون این محبت و این مهربانیم
آن مادر جوانیم که روز و شب
سیر از بهار زندگی و این جوانیم
قامت رشید بوده ام تا رفتن پدر
از جور اهل ستم قامت کمانیم
صدیقه ام منو هم یار حیدرم
با اول شهیده امام زمانیم
هر کو نشان ز تربت مخفی من گرفت
اشک است نشان قبر بی نشانیم
من سوختم ز آتش کینه تو ای پدر
کی می شود زاهل مدینه رهانیم
آتش گرفت درب و زهرا به پشت در
کس درک نکرد کوثر آسمانیم
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2, 3بعدی
صفحه 1 از 3
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید