Home
برگ نخست
Gallery
گالري سایت
Forums
انجمن گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
استقلال بلو و ایران ساکر :: مشاهده موضوع - اشعار مذهبي
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست استقلال بلو و ایران ساکر » بخش دینی

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
اشعار مذهبي رفتن به صفحه قبلی  1, 2, 3  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 19:33    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

عيد غدير ۲


گفت كه فردا مگر نه عيد غدير است
عيدى بادش چو بوى عود معطّر
در به چنين روزى از جهاز هيوبان
ساخت نشستنگهى رسول مطهّر
گرد وى انبوه از مهاجر و انصار
فوجى چو فوج بحر بى حد و بى مر
خرد و كلان، خوب و زشت، بنده و آزاد
پير و جوان، شيخ و شاب، منعم و مضطر
بر شد و گفتا: «الست اولى منكم»
گفتند: آرى، زما به مايى بهتر
دست على را سپس گرفت و برافراخت
قطب هُدى را پديد شد خط محور
گفت كه اى قوم بنگريد تناتن
گفت كه اى قوم بشنويد سراسر:
هر كس مولا منم، على اش مولاست
اوست پس از من به خلق سيد و سرور۱
و در غديريّه ديگرى گويد:
شراب تاك ننوشم دگر زِ خُمّ عصير
شراب پاك خورم زين پس زِ خُمّ غدير
از آن شراب كز آن هر كه قطره اى بچشد
شود ز ماحصل سرّ كاينات خبير
به جان خواجه چنان مستِ آل ياسينم
كه آيد از دهنم جاى باده بوى عبير
نهفته مهر نبى گنج فقر در دل من
كه گنج نقره نيرزد برش به نيم نقير
اگر چه عيد غدير است و هر گنه كه كنند
ببخشد از كرم خويش كردگار قدير[!]
وليك با دهن پاك و قلب پاك اولاست
كه نعت حيدر كرار را كنم تقرير۲

صلوات صلوات صلوات صلوات

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 19:33    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

عيد غدير ۱


يا على نام تو بر دم نه غمى ماند و نه همّى
بأبى انتَ و اُمّى
گوييا هيچ نه همّى به دلم بوده نه غمّى
بأبى انتَ و اُمّى
تو كه از مرگ و حيات، اين همه فخرى و مباهات
على اى قبله حاجات
گويى آن دزد شقى تيغ نيالوده به سمّى
بأبى انتَ و اُمّى
گويى آن فاجعه دشت بلا هيچ نبود است
در اين غم نگشود است
سينه هيچ شهيدى نخراشيده به سُمّى
بأبى انتَ و اُمّى
حق اگر جلوه با وجهِ اَتَمَ كرده در انسان
كان نه سهل است و نه آسان
به خودِ حق كه تو آن جلوه با وجهِ اَتمّى
بأبى انتَ و اُمّى
منكر عيد غديرخم و آن خطبه و تنزيل
كر و كور است و عزازيل

با كر و كور چه عيد و چه غديرى و چه خُمّى
بأبى انتَ و اُمّى
در تولاّ هم اگر سهوِ ولايت چه سفاهت
اف بر اين شمِّ فقاهت
بى ولاى على و آل چه فقهى و چه شمّى
بأبى انتَ و اُمّى

صلوات صلوات صلوات صلوات

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 19:37    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

فقط خدا....... غیر تو ...هیچ


یوسفی دیدم درون چاه بود

که خدا از حال او آگاه بود

پای در گل بود وغمهایش فزون

تا که شاید آید از آنجا برون

طعنه می زد هر دمی بر بخت خویش

طی نمودی لحظه های سخت خویش

نیست دلوی تا که آویزد بدان

نه توانی در تنش بهر فغان

لحظه لحظه گشت نومید از حیات

بسته دید از هر طرف راه نجات

دست بر دامان هر سنگی کشید

لیکن از آن سنگها خیری ندید

زد نهیبی بر خودش این سعی چیست

تا خدا باشد کلوخ وسنگ کیست

دست دل را برد بالا تا سما

درد دل میکرد آن شب با خدا

کی خدا جز توزمن آگاه کیست

جز تو از آلام من آگاه نیست

می کشم آه و پشیمانم از آن

بسته بودم دل به دست دیگران

بارالها یاریم کن یار نیست

بی کسم جز تو مرا غمخوار نیست

گفت از عمق وجودش راز خویش

نادم از آن کرده آغاز خویش

تا دلش با یاد او دمساز شد

دربهای رحمت حق باز شد

ناله اش هریک دو صد فریاد شد

از قیود دنیوی آزاد شد

زیر لب می گفت حل شد مشکلم

پیش از آن گشته مداوا این دلم

نیست جرمی بدتر از این نیست خیر

که ببندد بنده ای دل را به غیر

صلوات صلوات صلوات صلوات

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 19:38    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سرود میلاد امام زمان(عج)

اومد از ره اونی که دلا اسیر یک نگاشه

گوش جانها تشنه شنیدن صوت رساشه

دلبر اهل یقین و انس وجان

آمده حضرت صاحب الزمان

مهدی مهدی یا مهدی

شوروشادی شده بر پادرتمام آفرینش

عاشقان را مژده آمد مقتدای اهل بینش

عالی دارد صفای دیگری

آمده پور امام عسکری

مهدی...

گشته امشب عالم از ماه گل رویش منور

گویم امشب تهنیت بر علی و زهرای اطهر

امشب از حوروملک خیزد ندا

تهنیت یا مصطفی یا مرتضی

مهدی...

روی لبها می نشینه گل خنده از وجودش

شده مبهوت نرگس از دیدن اولین سجودش

ای نگارودلبر زهرا سرشت

آمدی طاووس خوبان بهشت

مهدی...
صلوات صلوات صلوات صلوات

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 19:40    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سرود میلاد حضرت علی اکبر (ع)



آسمون دلم پر از ستاره

خزون باغ دل مثل بهاره

آخه امشب شب میلاد یاره

گل بپاشید آی جوونا با شورو شادی وغوغا

به پای زاده لیلا

علی اکبر لیلا

این پسر فروغ دیده باباست

یا که ائینه جمال طاهاست

سرور سینه حضرت لیلاست

قدم نهاده به دنیا نوه ارشد زهرا

آمده لیلی لیلا

علی اکبر لیلا

غنچه اطهر لیلا تویی تو

آرزوی دل بابا تویی تو

یوسف یوسف زهرا تویی تو

دلبر و دلدار مایی پسر خون خدایی

موذن کربلایی

علی اکبر لیلا

زینت دوش و دامان حسینه

یاس خوشبوی بستان حسینه

شبه پیغمبر وجان حسینه

غنچه نبی خصائل پور علوی شمائل

علی ای اسوه کامل

صلوات صلوات صلوات صلوات

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 19:41    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سرود میلاد حضرت عباس(ع)



ای ساقی امشب بده جامی به دستم

کز ساغر چشمان تو مسحور ومستم

ای دلربا ای دل نشین ای زاده ام البنین

مولا اباالفضل مدد مولا اباالفضل

گویند به بزم عاشقی در وصف این یار

بهر حسین ابن علی آمد علمدار

ای مه لقا ای مه جبین ای زاده ام البنین

مولا....

برده دل از اهل ولا چشمان عباس

بوسه بگیرند هر یک از دستان عباس

دست خدا ناصر دین ای زاده ام البنین

مولا...

شد سکه مردی در عالم از تو رایج

جانها فدایت حضرت باب الحوائج

شمس الضحا ای بی قرین ای زاده ام البنین

مولا

صلوات صلوات صلوات صلوات

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 19:43    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

گمان کنم که زمانش رسيده برگردي

به ساحت شب قدر اي سپيده برگردي

هزار بيت فرج نذر مي کنم شايد

به دفتر غزلم اي قصيده برگردي

زمان آن نرسيده کرامتي بکني

قدم به خانه گذاري. به ديده بر گردي؟

مزار حضرت مهتاب را نشان بدهي

به شهر سبز ترين آفريده برگردي

گمان کنم که زمانش ... گمان کنم حالا

که پلک شاعري من پريده بر گردي!

نگاه کن ! به خدا بي تو زندگي تنهاست

قبول کن که زمانش رسيده برگردي!

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 19:43    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به ياد كربلا افتاده ام باز

عنان طاقت از كف داده ام باز

به من ماهي نشان دادن آنجا

كه تا امروز مستم از تماشا

دلم پر مي زند هرشب به بامش

سلامم مي كند دارالسلامش

دل عاشق ز معشوقش جدا نيست

برايم هيچ جايي كربلا نيست

چه ميفهميد از حال دل من

شنيدن كي بود مانند ديدن

من مجنون جز اين ليلا ندارم

خدايا تاب تا فردا ندارم

سر عاشق نوازي داشت يارم

دو روزي پرده را برداشت يارم

قرق كرد او حرم را تا بمانم

كنار تربتش شعري بخوانم

نشانم داد مزد نوكري چيست

خريدار دل شيداي من كيست

تهيدستم ولي گنجينه دارم

حسين تازه اي در سينه دارم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 19:43    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

تشنه ام، جانِ فراتِ همه، آبم بدهيد

يا به دريا خـــبر از حالِ خــرابم بـدهيد

چون اباالفضلِ پر از عشق بياييد همه

بين گهوارهء پــرپــر شــده تابـم بـدهيد

تشنه ام، با لب گلگونِ عطش واعطش ام

در دلِ بسترِ خون، رخـصتِ خـوابم بـدهيــد

حــربهء حـــرمله ها با دل و جانم چه نکـرد

خــبر از تــشنگي و حـال خرابــم بـــدهــيد

با نشان دادنِ گلهايِ بخون خفتهء باغ

کـــمتر از ديدنِ اين صحنه عذابم بدهيد

ســاقـيـانِ لــبِ کــــوثر، بشتابيد کـــنون

که از اين تشنه لبي جام شرابم بدهيد

کي مي آييد به بالينِ منِ غرقــه به خـون

تا به پاس عطش ام، جرعه اي آبم بدهيد

تـا نبينم غضب و چهرهء ظلماني شب

با گل و لهجهء خورشيد جوابم بــدهيد

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 19:44    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

فقط حضور سبز او هميشه جمعه ها كم است

خداي من تو شاهدي كه روز و سال من غم است

ببين دعاي ندبه را كه ندبه مي كند عزيز

و يا كه روي چشم گل هميشه اشك شبنم است

براي گريه كردنم فقط بهانه اي بس است

ببين كه صحن چشم من هميشه غرق در نم است

اگر چه خنده مي كنم ولي دلم گرفته است

دليل خنده هاي من هميشه گنگ و مبهم است

قسم به جان مادرت مرا رها نكن عزيز

ببين كه هفته هاي محرم است و ماتم است

((تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام))

فقط حضور سبز او هميشه جمعه حاكم است

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 20:16    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

شبي‌ كه‌ نام‌ تو در باور زمين‌ گل‌ كرد

كسي‌ نگفت‌ «چرا زخم‌ ما چنين‌ گل‌ كرد »

دوباره‌ مزرعه‌ كربلا شكوفا شد

دوباره‌ پينة‌ دستان‌ خوشه‌چين‌ گل‌ كرد

ببين‌ چگونه‌ زني‌ شيون‌ از دلش‌ جوشيد !

ببين‌ چگونه‌ تركهاي‌ زخم‌ دين‌ گل‌ كرد !

دوباره‌ مي‌رسد امروز مردي‌ از ره‌ شام‌

كه‌ سجده‌هاي‌ وي‌ از سينة‌ زمين‌ گل‌ كرد

بياد خيمة‌ آتش‌، بياد روز عطش‌

نگاه‌ شعر من‌ از زخمي‌ آتشين‌ گل‌ كرد

بياد غيرت‌ مردان‌ روز عاشورا ،

بياد هيبت‌ مردي‌ كه‌ روي‌ زين‌ گل‌ كرد

تمام‌ خاطره‌هايم‌، تمام‌ زخم‌ دلم‌

دوباره‌ تازه‌ شد و روز اربعين‌ گل‌ كرد

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 20:17    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مضمون بکر غير تو پيدا نمي کنم

تا مدح توست ، لب به سخن وا نميکنم

معناي پاک اسم تو در هيچ واژه نيست

من با پياله دست به دريا نميکنم

در وصفت آستين سخن را به هيچ روي

صد سينه حرف دارم و بالا نمي کنم

آنقدر سر بلند بر ايوان نشسته اي

کز خانه هم بجز تو تماشا نمي کنم

من ذره ام که خانه خورشيد خويش را

از هيچکس بجز تو تقاضا نمي کنم

اي گنبد هميشه مطهر به عطر اشک

جز در حريم کوي تو ماوا نمي کنم

در آستان بخشش تو چون حضور شمع

جز با سرشک و شعله مدارا نمي کنم

نامم اگر (غلام رضا ) هست خويش را

با نردبان اسم تو بالا نمي کنم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 20:17    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ظهر عطش



مانده بودم، غيرت حيدر به فريادم رسيد

در وداعي تلخ، پيغمبر به فريادم رسيد

طاقتم را خواهش اکبر ، در آن ظهر عطش

برده بود از دست، انگشتر به فريادم رسيد

انتخابي سخت ، حالم را پريشان کرده بود

شور ميدانداري اکبر به فريادم رسيد

تا بکوبم پرچم فرياد را بر بام ماه

کودک شش ماهه ام – اصغر - به فريادم رسيد

تا بماند جاودان در خاک اين فرياد سرخ

خيمه آتش گشت و خاکستر به فريادم رسيد

نيزه ها و تيرها و تيغ ها کاري نکرد

تشنه بودم وصل را خنجر به فريادم رسيد

جبرييل آمد: بخوان ! قرآن بخوان، بي سر بخوان!

منبري از نيزه ديدم ، سر به فريادم رسيد

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 20:18    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

اي مهربان ، زيباتر از رنگين كمان ها

اي خواهش قدر تمام كهكشان ها

اي حرمت دستت پر از حس شقايق

اي وسعت چشمت پر است از آسمان ها

با پرچم سبز عدالت خواهي آمد

بالا تر از اسطوره ها و قهرمان ها

آن لحظه اي كه زير فرمان تو با شند

خورشيد ، دريا، دشت ها، آتشفشان ها

جرأت ندارد بگذرد ، جرأت ندارد

از هفت خوان ذوالفقارت نهروان ها

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
ronaldo7
عضو فعال سایت
عضو فعال سایت


عضو شده در: 28 مرداد 1387
پست: 228

تشکر: 0
تشکر شده 25 بار در 25 پست



امتیاز: 243
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 5 شهریور 1387 - 20:18    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

عرش مي لرزيد وقتي خاک مي شد بسترت

آسمان واکرد چتري از محبت بر سرت

حنجر جبريل هم با نام تو تطهير شد

تا رسيد آن تيغ بي شرم و حيا بر حنجرت

نخلهاي تشنه از تنهايي ات خم مي شدند

تا شنيدند از لبانت ربناي آخرت

اي همه مظلوميت ، سيمرغ قاف عاشقي!

رنگ غربت داشت از روز ازل بال و پرت

در دل رود فرات از ماهيان بايد شنيد

مرثيه بر آن گلوي تشنه ي از خون ترت

اي خداي زخمهاي آشنا و ناگزير

وحي تو شد "هل من ..." و يک قافله پيغمبرت

کوفه کوفه شرمساري مانده در تاريخ و باز

کربلا در کربلا ماييم و زخم پيکرت!

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: hassan
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه قبلی  1, 2, 3  بعدی
صفحه 2 از 3


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت
E-mail : Info@IranSoccer.Ir      Fax : (+98) 711 6310171

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.35 ثانیه