Home
برگ نخست
Gallery
گالري سایت
Forums
انجمن گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
استقلال بلو و ایران ساکر :: مشاهده موضوع - مناسبتهاي مذهبي
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست استقلال بلو و ایران ساکر » بخش دینی

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
مناسبتهاي مذهبي
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
rahim
عضو رسمی سایت
عضو رسمی سایت


عضو شده در: 3 اردیبهشت 1388
پست: 358

تشکر: 32
تشکر شده 28 بار در 28 پست

محل سکونت: خوزستان-شوشتر iran.gif


امتیاز: 337
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 5 تیر 1388 - 21:25    عنوان:  مناسبتهاي مذهبي پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

هدایت در نگاه مهربان، و صداقت در بیان لاهوتی‏اش موج می‏زد و آرامش وجودش حتی آسمان را مجذوب خویش ساخته بود!

امّا او را به وحشت فرا می‏خواندند؛ کسی که خود «هادی» است.

کسی را که تمام کاینات، تواضعش می‏کنند.

چگونه «شیرها»، اسیر قفس، در مقابلش کُرنش نکنند، که هدایت و آزادی تمام موجودات عالم، به وجود مبارک اوست!؟

بگذار متکبّرین مست از باده خودخواهی، علّت حسادت را ارادت جلوه دهند! بگذار نامردمانِ بدون «توکّل»، هر چه می‏خواهند، بیاندیشند!

ارتفاع بال‏های سیاهِ هیچ کلاغی نخواهد توانست از پرتو خورشید بکاهد!

اصل، مسیر هدایت است که امن است!

اصل، کهکشان قبله‏نماست که نورانی است!

اصل، چلچراغ ولایت علوی است که پرتوافشان است!

بگذار «خلیفه‏گاه‏ها» و دارالخلافه‏ها، پر از «یاوه بازار» شکّ و خُرافه باشد! آنان که هدایتشان مقدّر شده، راهنمایی و هدایت خواهند شد.

وجود «امامت» در زمین که همان «حجّت» الهی است، مثل بارش باران است؛ هر کس به کمال ذاتی خود، فیض می‏برد! هرکس به قدر معرفت، خوشه چین رحمتش می‏شود!...

... آن روز، غمی سنگین بر دل «سامرّا» نشسته بود و غربت و تنهایی خانه، از حادثه‏ای تلخ خبر می‏داد؛ انگار تمام ثانیه‏ها را اندوهی ژرف فراگرفته است.

با تأثیر لحظه به لحظه «سمّ» بر تن مولا علیه‏السلام ، آثار غریبانه‏ترین عروج زودرس، از چهره نورانی‏اش می‏تراوید؛ غریبانه‏تر از تنهایی «بقیع»! غریبانه‏تر از غربتِ «توس»!

تنها دست‏های مهربان فرزندش ـ امام حسن عسگری علیه‏السلام ـ بود و تنی تب‏دار، که مثل شمعی نیمه‏جان، در حال پیوستن به آسمانی از نور و تجلّی بود.

گویی دلش هوای دیدار پدر داشت؛ عطر «کاظمین» از نگاه محزونش می‏تراوید و به لحظه‏های شهادت او می‏اندیشید! و اینک، غربتش شبیه پدر، شهادتش شبیه شهادت پدر و تنهایی و دوری‏اش از مدینه، درست مثل لحظه‏های شهادت پدر بود.

آه که چقدر جانکاه است، اندیشیدن به زندگی و شهادت تو؛ مولاجان! با آن مراقبت‏های شدید و دون طبعی‏های «متوکل و معتزّ»!

مولاجان!

یا علی بن محمّد النقی علیه‏السلام ؛ اَشْهَدُ اَنّکَ کَلِمَةُ التَّقوی وَ بابُ الهُدی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقی وَ الْحُجَّةُ عَلی مَنْ فَوْقَ الْاَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّری»

سلام بر لحظه‏های غریبانه‏ات که سرشار از هدایت و رحمت بود!

سلام بر وسعت اندیشه‏هایت که مثل کهکشان قبله‏نما، هادی گم کردگان راه است!

سلام بر صداقت نگاهت که دوست و دشمن را مجذوب خویش می‏کرد!

سلام بر لحظه لحظه زندگی‏ات؛ تا شهادت!

و سلام بر شهادتت! که لحظه‏ای تلخ در تاریخ و داغی همیشگی بر دل‏های مؤمن است! امید که دست مولایی‏ات، در همه حال، دستگیرمان در دنیا و شفاعتت، روسپیدمان در روز جزا گرداند. ان شاءاللّه

_________________
rahim azizi

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
تشکر توسط: kazem_blue
:
rahim
عضو رسمی سایت
عضو رسمی سایت


عضو شده در: 3 اردیبهشت 1388
پست: 358

تشکر: 32
تشکر شده 28 بار در 28 پست

محل سکونت: خوزستان-شوشتر iran.gif


امتیاز: 337
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 16 مرداد 1388 - 18:02    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

میـــلاد نــــــور و چـــــراغ هدایــــت مبـــارک بــــاد

اللهـــمّ انا نرغـب اليك فى دولـــة كريمة تعزبـــها الاســلام واهــله و تــــذل بها النفـــاق و اهلـــــه

خداوندا! ما از تو اميد داريم كه دولت بزرگوارى را كه به اسلام و پيروانش عزت بخشد و نفاق و حاميانش را خوار گرداند، برقرار سازى



همیشه منتظرت هستم

بی آن که در رکود نشستن باشم

همیشه منتظرت هستم

چونان که من

همیشه در راهم

همیشه در حرکت هستم

همیشه در مقابله

تو مثل ماه

ستاره

خورشید

همیشه هستی

و می درخشی از بدر

و می رسی از کعبه

و ظلم را می بندی

همیشه منتظرت هستم

ای عدل وعده داده شده

این کوچه

این خیابان

این تاریخ

خطی از انتظار تو را دارد

و خسته است

تو ناظری، تو می دانی

ظهور کن، ظهور کن که منتظرت هستم

ظهور کن که منتظرت هستم...

_________________
rahim azizi

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
تشکر توسط: kazem_blue
kazem_blue
عضو طلایی سایت
عضو طلایی سایت


عضو شده در: 10 دی 1385
پست: 1173

تشکر: 13
تشکر شده 10 بار در 9 پست

محل سکونت: شهر من یزد iran.gif


امتیاز: 1056
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 16 مرداد 1388 - 22:23    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر ، غروب شد نیامدی

_________________
ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم
ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم
از زشتی کردار دگر خسته شدیم
محتاج دو پیمانه می معرفتیم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت
E-mail : Info@IranSoccer.Ir      Fax : (+98) 711 6310171

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.27 ثانیه