دايي مترجم سرمربي کره شمالي شد
به گزارش مهر، حضور يک چهره ناآشنا در سالن کنفرانس ورزشگاه آزادي براي ترجمه گفته هاي سرمربي تيم ملي کره شمالي تعجب خبرنگاران حاضر در اين محل را برانگيخت.
اين فرد که ظاهرا به دليل آشنايي با يکي از مسئولان فدراسيون فوتبال براي ترجمه صحبت هاي مربي کره شمالي به ورزشگاه آمده بود متاسفانه نتوانست از انجام وظيفه محوله به خوبي برآيد تا باز هم علي دايي کار ترجمه صحبت هاي مربي حريف را بر عهده گيرد. اين مترجم نتوانست وظيفه ترجمه را به خوبي انجام دهد.
اشتباه او به حدي بود که علي دايي سرمربي تيم ملي فوتبال کشور دخالت کرد و صحبت هاي اين مترجم را تصحيح کرد. کار اين مترجم تا حدي بد بود که کارمندان کميته روابط بين الملل فدراسيون فوتبال جاي او را با مترجم ديگري عوض کردند.
اين مسئله اعتراض شديد خبرنگاران را بدنبال داشت. آنها در زمان دخالت دايي به شدت سرمربي تيم ملي فوتبال کشورمان را تشويق کردند
دوست عزیز ماجد خان
همانطوری که قطعا اطلاع داری این تاپیک جنبه خبری نداره و اصلا برای انعکاس اخبار تیم ملی و ... ایجاد نشده .به لحاظ محتوایی این تاپیک جهت بحث و گفتگو ،ارائه راهکار،انتقاد ،بحث فنی در رابطه با نوع بازی تیم ملی و چیدمان نفرات و ...در خصوص تیم ملی و پرداختن به موضوع دایی و رفتار و کنشهای او تدارک گردیده است.
با تشکر از توجه و اقبال جنابعالی.
بازهم علی دایی و تیم ملی ایران
نمیدانم چه بگویم. تیم ملی ایران با این بازیکنان و با این حجم از غنای تاکتیکی باید کارش به جایی بکشد که اگر جباری و نکونام را از این تیم حذف کنیم دیگر نشانی از تیم ملی نخواهیم دید. 3 بازی 3 پاس حلوا از جباری و جسارت و فرصت سنجی نکونام و اینبار مهدوی کیا پازل خوش شانسی این اسطوره شانس را تکمیل کردند. در روزی که واقعا علی کریمی می توانست با آن تکنیک ناب و بازیهای زیبایش عصای دست دایی باشد هزاران افسوس بر دل ما دوستداران تیم ملی گذاشت و ثابت کرد که اگر کیفیت اتفاقی نیست و لی برای بعضی ها شانس همیشه خدا میهمان سفره شان است. تیم کره شمالی اگر فقط یکی از تکنیسین ها و شوتزنان ایرانی را داشت حداقل بازنده از زمین خارج نمی شد و اگر بازی 10 دقیقه دیگر ادامه می یافت نتیجه غیر از این بود.
بتاز ای علی دایی خوش شانس که یک سور به قطبی زدی.
با هزاران ترفند از جمله دعوت از 3 بازیکن از پرسپولیس و 4 بازیکن از استقلال ژست جدیدی گرفتی ولی باز هم نتوانستی از کعبی و سید بگذری و اگر جا داشت همین غلامزاده را هم میفرستادی بزمین 90 دقیقه بازی کند. راستی صادقی سوگلی کجابود. بقیه بازیکنان به کف جدول چسبیده و کاسه کوزه ها بر سر لیتبارسکی دربدر خالی شده کجا بودند. ای کاش مهدوی کیا نیز معامله کریمی را با تو و سایر همپالگی هایت میکرد و امروز قیاقه ات تماشایی بود.
باش تا بازی بعد ببینیم جلوی عربستان و کره جنوبی با این بازی ها به جایی میرسی یانه. ما که نشانی از تاکتیک توی این بازی ندیدیم. لابد تعریف تاکتیک عوض شده لطفا توضیح بدهید تا همگان یاد بگیرند.
_________________ براي بزرگ شدن بايد افكار بزرگ، همت والا و برنامه ريزي درست داشت.
رفتار و گفتار ما با ديگران رمز رفتار و گفتار ديگران با ماست.
محسن عزیز تشکر از حسن توجه تان و تجدید ارادت.
ساعتی پیش از شروع بازی متذکر شدم حتی در صورت ناکامی تیم ملی، اسطوره شانس آنرا به پیروزی بزرگی تعبیر و تاویل خواهد کرد.پیروزی خفیف و شکننده بر کره شمالی یک از تیمهای درجه سوم آسیا در حضور بیش از 50 هزار هوادار و با وجود چندین بازیکن نامداری که از لحاظ فنی از رقیب دو سرو گردن برتر بودند ،به هیچ عنوان کمتر از شکست نیست.
ضعف دفاع میانی تیم ملی با بهرمندی از بازیکنان تنومند و فیزیکی که تنها زیر توپ میزنند و اصلا اصول بازیسازی از عقب را رعایت نمیکنند نکته ای بود که بر همگان آشکار است و یقین دارم تیمهای کره جنوبی و عربستان در تهران از این حربه بهره خواهند برد.
برخورد سرمربی تیم ملی نسبت به این انتقاد چگونه بود؟! با تهاجم و پررویی خواستار تشکرو خسته نباشید بود!!!!!!!
علی دایی بابت چه چیزی از تو تشکر کنیم؟بابت بازی فنی و تاکتیکی و تهاجمی تیم ملی؟ یا بابت گلباران کردن کره شمالی قهرمان دنیا؟نکند بخاطر اینکه تیم ملی نتوانست در نیمه دوم حتی سه پاس متوالی صادر کند شما شایسته تشکر و قدر دانی هستی؟!!!
دعوت از بازیکنان استقلال تنها بدلیل فریب افکار عمومی صورت گرفته وانهایی که علی دایی را میشناسند آگاهند که او تا چه حد نسبت به باشگاه استقلال تنفر و کینه دارد!
برخوردهای روز گذشته وی با قلعه نویی و تماشای بازی استقلال در راستای همان عوامفریبی است که متاسفانه به سمت تحقق پیش میرود.
واخر اینکه آقای دایی تشکر بازی کره شمالی،کره جنوبی و عربستان را یکجا تقدیم حضورتان خواهیم نمود،تا آنروز منتظر باش!!!!
مهرآوای گرامی
اصولا این ضعف کلی فوتبال ماست که برای هر خط وظایفی بسیار مکانیکی و ساده در نظر میگیرند و بهمین دلیل سالهاست که ما بازیکنان خلاق در فوتبالمان نیافتیم. نه اینکه نباشند بلکه اسیر همین تنگ بینی سرمربیان محترممان هستیم. مدافعانی چون هاشمی نسب و سعید مراغه چیان و مهراب شاهرخی و ....
وقتی به فوتبال منچستر و تیم رئال و بخصوص تیم های هلندی را نگاه می کنیم میبینیم که چگونه دفاع های میانی و کناری تیم نظیر فردیناند و ... په په با جریان بازی و بنا به ضرورت تا محوطه 18 قدم تیم های مقابل نفوذ می کنند و چه گلهایی که به ثمر نمی رسانند. دلیلش هم معلوم است تیم برای دفاع برنامه دارد. چگونه؟
هنگامیکه یک تیم توپ را از دست میدهد دفاع آغاز می شود. اولین نفر نزدیک به توپ اولین سد را باید ایجاد کن و برای تیم وقت بخرد تا بتوان آرایش دفاعی تیم را هرچه سریعتر بازسازی کرد. حتی گاهی مجبور به خطای مصلحتی نیز می شوند. درمرحله بعدی بازیکنان خط میانی باید بلافاصله برگشته به عقب نگاه کنند و اگر در محوطه یک سوم دفاعی تعداد بازیکنان کم باشند حضور فعال پیدا کنند و برای تیم زمان بخرند. و بازیکنان پیش تاخته باید سریعا ضمن عقب نشینی در دفاع شرکت کنند و بدون عجله در بازگشت به نقطه پست خود، در راه بازگشت در دفاع شرکت داشته باشند. متاسفانه ما دو یا حتی 4 نفر را در هنگام حمله بصرف دفاع از بازی خارج می کنیم و می خواهیم با 6 نفر باقیمانده هم فضای یک سوم میانی و هم یک سوم دفاعی حریف را پر نماییم و این باعث تجدید سازمان دفاعی تیم مقابل می شود و تیم ما را بدلیل فاصله زیاد بین خط دفاع و حمله بشدت آسیب پذیر می کند. اگر کره شمالی کمی زود تر دست به کار شده بود شاید تساوی یا حتی برد در این مسابقه دور از دسترس آن تیم نبود. اگر چه ما از لحاظ نفر و سازمان تیمی بسیار بهتر از آنان بوده ایم و هستیم. در بازیهای بعدی تیم با این شیوه با دشواری بیشتری روبرو می شود. _________________ براي بزرگ شدن بايد افكار بزرگ، همت والا و برنامه ريزي درست داشت.
رفتار و گفتار ما با ديگران رمز رفتار و گفتار ديگران با ماست.
علي دايي هميشه در فوتبال ايران مرد خبرسازي بوده است. او از همان زماني كه با گلزني در بانك تجارت خودش را به جامعه ورزش
معرفي كرد تا هنگامي كه به گلزن اول تيم ملي بدل شد و پس از آن به عنوان كاپيتان همين تيم ايفاي نقش كرد و تا همين امروز كه در قامت سرمربي تيم ملي ايفاي نقش مي كند، هميشه و هميشه در صدر اخبار بوده است.
بين المللي ترين چهره فوتبال ايران البته، پروژه هاي جنگ لفظي متعددي را هم تجربه كرده است. در واقع ورود به مناقشه با امير قلعه نويي اولين درگيري دايي نيست. او پرونده هاي فراواني از اين دست را از سر گذرانده كه مرور برخي از آنها خالي از لطف نيست.
محمد مايلي كهن؛ از بازيگري تا مربيگري
اختلاف نظر علي دايي با محمد مايلي كهن مربوط به امروز و ديروز نيست. در واقع يك سر اين جدل ريشه در دوران بازيگري دايي دارد و سر ديگر آن از روزهاي مربيگري شهريار بيرون مي زند. اولين جرقه هاي اختلاف دايي با «محمد مايلي» به دور اول مقدماتي جام جهاني 98 فرانسه باز مي گردد؛ جايي كه ايران پس از پنج پيروزي متوالي، آماده نبرد تشريفاتي با سوريه مي شد. آن روزها به دلايلي كه هرگز به روشني فاش نشد، ميانه استاد و شاگرد شكر آب شده بود. ما به ازاي بيروني اين اختلاف جايي بود كه در بازي با سوريه، با وجود انتظارات عمومي، دايي به نيمكت تبعيد شد تا ايران در خط حمله با زوج خداداد عزيزي و گروسي بازي را آغاز كند.
در عين حال، خروج گروسي در دقيقه 40 و ورود علي دايي نشان داد مايلي كهن قدرت لازم براي رو در رو شدن با دايي جوان و گلزن را ندارد. با اين وجود، درگيري دايي با صالح نيا هنگام گرم كردن، باعث تشديد ناراحتي ها شد. پس از بازي با سوريه، تا مدتها و تا فاصله يك ماه قبل از مسابقه با چين، حاجي مايلي نام دايي را از فهرست مدعوين به تيم ملي قلم گرفت، اما در نهايت با پا در مياني فايقي و ديگر مسؤولان وقت ورزش، مهاجم بلند بالاي تيم ملي دوباره پيراهن سفيد ايران را به تن كرد و آتش اختلافها زير خاكستر پنهان شد.
فاز جديد مشاجره دايي و مايلي كهن هم از زمان جام جهاني 2006 علني شد. پس از نمايش بسيار ضعيف دايي در آلمان، مايلي كهن در يك برنامه تلويزيوني آشكارا دايي را به كارشكني، باند بازي و... متهم كرد. او تا جايي پيش رفت كه خداحافظي مصطفوي از فدراسيون را هم به دايي نسبت داد. دامنه اين درگيري تا همين اواخر امتداد پيدا كرد و در نهايت، كار به دادگاه كشيد.
رضا شاهرودي؛ تكل دين محمدي روي پاي مالديني
پرونده تأييد اختلاف دايي با رضا شاهرودي به اردوي آماده سازي تيم ملي فوتبال پيش از جام جهاني 98 فرانسه باز مي گردد؛ جايي كه كاپيتان دوم آن روزهاي فوتبال ايران در جدل لفظي شاهرودي و علي اكبر استاد اسدي دخالت كرد و با گرفتن جانب همشهري اش، به برخورد با هافبك چپ مشهور پرسپوليسي ها پرداخت. حتي گفته مي شود دامنه اين مناقشه، به درگيري فيزيكي هم كشيد. كمي بعدتر، سيروس دين محمدي در تمرينات يك تكل ناجور روي پاي شاهرودي رفت تا رضا مالديني را از حضور در جام جهاني معاف كند! بعد از آن تاريخ، هرگز اثري از نام شاهرودي در فهرست بازيكنان دعوت شده به تيم ملي مشاهده نشد!
افشين پيرواني؛ بازگشت به بارگاه سلطان
گر چه در غالب اوقات از دوران اوليه حضور در پرسپوليس تا كوچ به السد قطر و حضور در تيم ملي، رابطه علي دايي با افشين پيرواني مسالمت آميز بوده است، اما بعد از سپري كردن كدورت جزيي كاپيتان پرسپوليس در ليگ سوم حرفه اي، يك جدل تازه بين مدافع و مهاجم اسبق سرخپوشان درگرفت. ماجرا از اين قرار بود كه با ورود پروين به ويرانه به جا مانده از پرسپوليس ليگ سوم، ميناوند، دايي و پيرواني به طور همزمان پرسپوليس را ترك كردند و در اقدامي مشترك به بدگويي از سلطان پرداختند. با وجود اين روي گرداندن پيرواني از اين جمع سه نفره و توبه او(!) موجبات تكدر خاطر دايي را فراهم كرد. پيرواني بعدها يكي از نزديكان علي پروين شد.
محمد حسين ضيايي؛ آن حلقه معروف
در مورد حضور علي دايي در صبا باتري، دو روايت مختلف از مداخله او در كار زيبودينوويچ و محمد حسين ضيايي نقل مي شود. عده اي از زبان سرمربي ترك تبار آن زمان صبا نقل مي كنند كه حلقه دايي و بازيكنان پيش از آغاز هر مسابقه در زمين، مهر باطل به همه حرفهاي ضيايي در رختكن مي كشيده است! به ويژه در مورد مرد كروات گفته مي شود اگر چه او اسما سرمربي باتري سازان بود، اما در عمل همه امور فني روي شاخ دايي اداره مي شد. اختلاف دايي با اين دو اگر چه در برخي از مواقع به رسانه هاي گروهي كشيده شد، اما هيچ گاه مصداق بيروني نيافت و آن گونه كه انتظار مي رفت، علني نشد. به هر حال محمد حسين ضيايي كه از مايلي كهن بزرگتر نيست!
ايمان مبعلي؛ تكلت بشكند!
اما يكي از مناقشه هاي دايي به جنگ سرد او با ايمان مبعلي مربوط مي شود. در دقيقه 78 بازي سوپر جام پايان ليگ چهارم، ايمان مبعلي با لباس فولاد يك تكل بسيار خشن روي پاي دايي صبايي زد تا حرف و حديث ها از همان زمان كليد بخورد. آن روزها شايعات فراواني در محافل ورزشي وجود داشت كه به حذف مبعلي از تيم ملي دلالت مي كرد. اين، دقيقاً همان اتفاقي بود كه رخ داد. خداحافظي ايمان از ايران، تا زمان حضور برانكو توجيه فني داشت، اما از وقتي خود دايي روي نيمكت تيم ملي نشست و غالباً روي نام مبعلي خط قرمز كشيد، شايعات اوج گرفت. مبعلي يكي از اركان قهرماني فصل گذشته الشباب بود .
علي پروين؛ مگر شما منجم هستيد؟
معروفترين دعواي دايي تا اين لحظه، به مشاجره وحشتناك لفظي او با علي پروين مربوط مي شود. پروين مردي است كه براي اولين بار دايي را به تيم ملي فوتبال فراخواند، با اين حال ادعاي دايي در مورد دخالتهاي پروين و اطرافيانش در روند فني و روحي و رواني پرسپوليس ليگ سوم، دو طرف را وارد يك مخاصمه بسيار جدي كرد. اوج اختلافهاي اين دو نفر به حضور دايي در برنامه زنده تلويزيوني نود بر مي گردد. عادل فردوسي پور كه آن روزها از نزديكترين دوستان دايي به شمار مي رفت، از آنجا كه خواستار انجام اصلاحات در عرصه فوتبال بود، دايي را به برنامه اش دعوت كرد تا در خصوص كارشكني هاي نزديكان پروين در پرسپوليس براي مردم صحبت كند. سخنراني 45 دقيقه اي آقاي گل ليگ سوم حرفه اي، بر آتش مجادلات دامن زد. فراز اصلي سخنان دايي به جايي مربوط مي شد كه او نقل قول پروين پس از سه پيروزي پر گل سرخپوشان را ذكر كرد و با به چالش كشيدن ادعاي سلطان مبني بر اينكه «روزهاي بد پرسپوليس هم از راه مي رسد.» با كنايه به استادش لقب پيشگو و منجم را داد! پروين كه حسابي از سخنان شاگردش برآشفته بود، عادت خود مبني بر حضور نيافتن در برنامه هاي زنده را ترك نكرد، اما در مطبوعات پاسخ محكمي به دايي داد. سرمربي اسبق پرسپوليسي ها ادعا كرده بود، اگر دايي بتواند 10 عدد روپايي بزند، او فوتبال را كنار خواهد گذاشت. قرار بود پروين در يك كنفرانس مطبوعاتي مفصل جواب دايي را بدهد، اما با توصيه بزرگترها(!) موضوع مسكوت ماند. دخالت سياسيون و بزرگان ورزش، بعدها به نمايش آشتي كنان پروين و دايي منجر شد، هر چند موضوع هرگز به طور كامل برطرف نشد.
شيث رضايي؛ يه كوچولو هلش دادم!
علي دايي در اواخر دوران بازيگري اش با فشار روز افزون افكار عمومي و رسانه هاي گروهي رو به رو بود. شايد همين ماجرا بود كه باعث مي شد تعداد دعواها و درگيري هاي او روز به روز افزايش پيدا كند. در كنار درگيري با محمود فكري كه به رد و بدل شدن الفاظ آنچناني(!) انجاميد و پاي دو طرف را به كميته انضباطي باز كرد، موضوع دعواي دايي با شيث رضايي هم بسيار بحث برانگيز بود. مدافع پر حاشيه پرسپوليسي ها در نبرد سرخپوشان با سايپا كوشيد تا با مخدوش كردن اعصاب و روان كاپيتان سابق تيم ملي، او را مهار كند، اما كار به جاهاي باريكي كشيد. تا جايي كه روي يك ضربه ايستگاهي براي نارنجي پوشان، دايي با ضربه پيشاني، سر شيث رضايي را مورد هدف قرار داد. خود كاپيتان مي گفت: «يه كوچولو هلش دادم!» اما تصاوير تلويزيوني چيز ديگري نشان مي داد. دايي بعدها از شيث عذرخواهي كرد.
گروه بازيكنان ملي؛ چشم در چشم كاپيتان
بعد از ناكامي ايران در جام جهاني 2006 آلمان، حرف و حديث هاي زيادي در مورد كاپيتان تيم ملي مطرح شد. بعدها دايي براي توجيه بازي ضعيفش، برخي از هافبك هاي تيم ملي را در مظان اتهام قرار داد و با يك جمله تاريخي به آنها حمله كرد: «توي چشم من نگاه مي كردند، اما پاس نمي دادند.» منتقدان با صراحت بيشتري، كريمي، كيا و نكونام را مصداق سخنان دايي دانستند. او حالا سرمربي تيم ملي شده و با قلم گرفتن نام دو نفر اول، تنها نكونام را دعوت مي كند.
امير قلعه نويي؛ همديگر را حذف كردند
شايد بتوان ريشه درگيري حاد كنوني بين علي دايي و امير قلعه نويي را در جانشيني اين دو روي نيمكت تيم ملي جستجو كرد. دايي و قلعه نويي به طور عجيبي بر دوران حضور هم در تيم اول ايران خط پايان كشيدند. امير به عنوان نخستين سرمربي تيم ملي بعد از جام جهاني آلمان، بلافاصله نام دايي را از فهرست دعوت شده ها قلم گرفت و البته خود، پس از ناكامي در جام ملتهاي آسيا، دفتر و دستكش را تحويل علي دايي داد. به هر تقدير اين دو مربي ايراني، در حال حاضر تداخل برنامه هاي تيم ملي با بازي هاي باشگاهي را دستمايه يك جدال لفظي محكم قرار داده اند. اينك، كار به جايي رسيد، كه دايي و قلعه نويي در برنامه زنده نود، عليه هم موضع مي گيرند و با خطاب كردن يكديگر با لفظ «بنده خدا» اوج بحران را به معرض نمايش مي گذارند.
خبرنگاران؛ ديوار كوتاه ما!
... و دست آخر خود ما خبرنگاران كه هميشه و در همه حال كوتاه ترين ديوار پيش روي شهريار بوده ايم. اگر چه در فرايند مشهور شدن دايي، رسانه هاي گروهي نقش مهمي را ايفا كردند، اما او هرگز با خبرنگاران ايراني مهربان نبود. اگر از چند روايت جسته و گريخته و تأييد نشده كتك كاري دايي با برخي روزنامه نگارها بگذريم، مواضع آتشين وي عليه ارباب جرايد و اصحاب قلم هيچ جاي حاشا و كتماني ندارد. دايي آشكارا خبرنگاران را «زايده ورزش» مي پندارد و در عمل اين عقيده اش را بروز مي دهد. همين حالا كه وي سرمربي تيم ملي شده، با جداسازي خبرنگاران از اردوهاي گوناگون تيم ملي، ثابت مي كند هيچ دل خوشي از آنها ندارد. تعامل يك طرفه مطبوعات با دايي در حالي صورت مي گيرد كه او بايد خود را مديون قشر رسانه بداند، اما در عمل... !!! _________________ براي بزرگ شدن بايد افكار بزرگ، همت والا و برنامه ريزي درست داشت.
رفتار و گفتار ما با ديگران رمز رفتار و گفتار ديگران با ماست.
برخورد سرد علی کریمی در شوی مضحک آشتی کنان بازهم به همه آگاهان نشان داد عمق اختلافات کریمی و دایی فراتر از آن چیزی است که برخی بخواهند با چرب زبانی و لاپوشانی بر آن سر پوش بگذارند.
علی دایی قطعا انسان کینه ورزی است و در این جریان اگر تاکنون سکوت کرده بدلیل دخالت دیگران و مصلحت جویی مقطعی است، او قطعا این برخورد کریمی را با تهاجمی خشمگینانه پاسخ خواهد داد به قول معروف دیر و زود دارد اما سوخت و سوزی در کار نیست!
استفاده از الفاظ بسیار زشت خطاب به مایلی (در مصاحبه با مازیار ناظمی) که حداقل کسوت استادی براو داشته حجت را برهمه تمام کرده که کمتر از آنرا نثار کریمینخواهد کرد!!!!
فعلا در بر پاشنه ای میچرخد که همه برای شهریار پوشالی هورا میکشند،اما آمار و سوابق حکایت از این دارد که این پاشنه همیشه اینطور نخواهد ماند!
تیم ما در تمام ادوار انتخابی جام جهانی در دور اول نتایج مناسبی کسب کرده اما عدم ثبات و تداوم مانع استمرار این شرایط گردیده است.شرایط فعلی تیم ملی و ضعفهای مشهود فنی و درگیریهای پنهان که فعلا پنهان است این پیش بینی ها را رنگ واقعیت خواهد بخشید.
بازگشت مجدد کریم باقری به تیم ملی با تدارک نمایش sms برنامه 90 در سن 37 سالگی موضوعی است که اخیرا توسط سرمربی تیم ملی کلید خورده است!
براستی استفاده از کریم باقری در این شرایط و در این سن وسال چه ضرورتی دارد؟
تصور نمیکنم کسی منکر ارزشهای فنی و علی الخصوص اخلاقی باقری شود،اما سئوال اینجاست که استفاده از باقری آیا براساس یک هدف بلند مدت صورت میگیرد؟!!!!
دیگر اینکه با وجود آمادگی آرمانی باقری دایی میخواهد از او درکدام پست بازی بگیرد؟ بازیهای درخشان باقری درمرکز میدان و بعنوان هافبک نفوذی و یا مهاجم کاذب قطعا فرضیه استفاده از او درخط دفاعی را مردود میکند!
پس کریم باقری قرار است جایی بازی کند که از بین نکونام ،جباری،شجاعی و تیموریان همیشه یک نفر بیرون است!با وجود ادعای مربی تیم ملی مبنی براستفاده از باقری درترکیب اولیه مطمئنا از بین جباری و شجاعی و تیموریان همیشه دو نفر باید بیرون بنشینند!
بدلیل مشابهت بسیار زیاد نوع بازی باقری و نکونام ،استفاده تواما از این دو آنهم در تاکتیک 2-4-4 تنها به تداخل این دو ونتیجتا بازدهی کم هر دو خواهد انجامید.
نکته دیگر اینکه همه انهایی که باقری را زیر نظر دارند میدانند او از لحاظ شرایط بدنی در وضعیتی نیست که بتواند شرایط دشوار حضور تواما در سه جبهه لیگ ،مسابقات آسیایی و مسابقات تیم ملی را تحمل کند و قطعا حضور باقری گذشته از لطمه به چند بازیکن آینده دار ،لطمه زیادی به رکن اساسی پرسپولیس وارد خواهد نمود. گذشته از ان آیا باقری در 39 سالگی قادر خواهد بود که در جام جهانی آفریقا ی جنوبی برای تیم ملی انجام وظیفه کند؟!!!پس اگر پاسخ این سئوال منفی است و در عین حال هیچ کمبودی از این بابت احساس نمیشود چرا از باقری برای بازی در تیم ملی دعوت میشود؟!!!!!
سوال خوبي كرديد جناب مهر آوا مهمترين نقش كريم باقري كمك به عوامفريبي و ادامه پروژه محبوب سازي كاپيتان سابق و مربي فعلي است و بايد جهانيان بدانند آنچه در مورد عدم محبوبيت دايي بر زبانها جاريست همه دروغ است و ساخته ذهن مزدوران و مزوران و دشمنان شهريار!!!!
شهريار بسيار محبوب است و بازيهاي تيم ملي هم تماشاگران بسياري دارد! اين هدف اصلي از دعوت بازيكنان استقلال و پرسپوليس به خصوص كاپيتانهاي دو تيم است و به نظر من منصوريان اشتباه كرد كه از فوتبال خداحافظي كرد چون او هم ميتوانست قسمتي از اين پروژه باشد! _________________ hassan
همه آنهایی که ایران را دوست دارند آرزوی سربلندی ایران و ایرانی را دارند.کسی آرزوی ناکامی و شکست تیم ملی را ندارد اما یقینا مکنونات قلبی دایی خیلیها را به موضعگیری و واکنش وا میدارد.
دوستان عزيز صعود به جام جهاني ديگر براي ما آرزو نيست. ما خواهان حضوري درخور فوتبال مملكتمان هستيم يعني قدرتمند با بازي هاي زيبا و حضوري تعيين كننده نه آويزان به اگر و اما. اين بازيكناني كه در ليگ ايران هستند به هر مربي كه قدري فوتبال حاليش باشه بدي به هر زوري كه شده با افزايش سهميه خود بخود ميرود . _________________ براي بزرگ شدن بايد افكار بزرگ، همت والا و برنامه ريزي درست داشت.
رفتار و گفتار ما با ديگران رمز رفتار و گفتار ديگران با ماست.
بنا به قولي ابرام چرخي هم ميتونه اين تيم رو به جام جهاني ببره!(اگه گفتيد كي گفته؟)
بايد اين گفته و گوينده ش رو گرامي داشت! چرا كه واقعيت رو گفته بود! وقتي صعود به جام جهاني سخت بود كه از آسيا و اقيانوسيه يك تيم ميرفت به جام جهاني بعد آسيا شد دو تيم و اقيانوسيه جدا شد در آن زمان هم نتوانستيم صعود كنيم و وقتي دو تيم و نصفي شديك بار به زور شانس و اقبال(با هنرنمايي پاشازاده و ابراهيم تهامي نه عقاب و قرقي و باز و شاهين و كلاغ و از اين حرفها!) صعود كرديم و حالا هم كه تقريبا 5 تيم شده(مطمئن باشيد نصف سهميه هم از آن آسياست نه اقيانوسيه چون نيوزيلند امتحانش رو پس داده) باز هم نتوانيم صعود كنيم بايد در تيم ملي رو گل بگيريم! مهمترين چيز در حال حاضر صعود به جام جهاني نيست بلكه نقش جناب سر مربي در اين صعود و نشان دادن محبوبيت نداشته جناب مستطاب !!!دايي كبير به جهانيان است و بس! كه بنده شخصا به عنوان يك تماشاگر هرگز به زير اين خفت نخواهم رفت و در مورد بقيه تماشاگران هم خود دانند! _________________ hassan
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3 ... 10, 11, 12, 13بعدی
صفحه 11 از 13
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید