آغاز رنسانس فوتبال از جام ملت هاي 13 سال قبل
زمستان سال 74 براي فوتبال ملي ما با 2 واقعه مهم همراه بود؛ قهرماني پرسپوليس در ليگ پنجم آزادگان و انتخاب کادر فني جديد براي تيم ملي فوتبال ايران. قهرماني پرسپوليس در آن سال را خيلي ها مرهون سقوط بهمن در نيم فصل دوم هستند، اما منطقي تر آن است که براي بازگشت عابدزاده و فرشاد پيوس و شاهرودي از دوران محروميت و حضور سرمربي جديد يعني استانکو سهم قائل باشيم. پرسپوليس در زمستان سال74، يک شکل گروهي فوق العاده پيدا کرد و بستر براي تبديل به يک تيم فوق العاده فراهم آمد.
اما کمي دورتر، محمد مايلي کهن 41 ساله، چشم در چشمان نگران داريوش مصطفوي مي دوخت و با آرامش از او مي پرسيد؛ شما راضي هستيد؟ اگر غير از اين باشد، به جان فرزندانم حاضر نيستم در تيم ملي قبول مسووليت کنم، (1)
پروژه انتخاب سرمربي تيم ملي سخت و صعب شده بود. از 15 ماه قبل که استانکو از تيم ملي رفته و داريوش مصطفوي به جاي عابديني، رئيس فدراسيون فوتبال شد، پرونده تيم ملي کاملاً بسته شده بود. فوتبال ملي ما در رنکينگ ماه فوريه 1996 غبهمن 1374ف تا مقام 123 جهان و پانزدهم آسيا نزول کرده بود. خيلي ها حاضر نبودند در اين وضعيت سياه، سرمربي تيم ملي شوند. تيم ملي در جام ملت هاي 1992 و مقدماتي جام جهاني 94 با علي پروين يک مغلوب تمام عيار بود و در باز ي هاي آسيايي 1994 هيروشيما با حضور استانکو در همان مرحله اول حذف شد. سايه شکست بر سر فوتبال افتاده بود و هيچ کس هم حاضر نبود به دعوت مصطفوي لبيک گويد و براي نجات فوتبال، نقش يک«ناجي» را بازي کند، اتوفيستر آلماني نگاهي به رتبه ايران در رنکينگ جهاني انداخت و اعلام کرد؛ حاضرم سرمربي ايران شوم، به شرط آنکه براي صعود از مرحله اول مقدماتي جام ملت هاي آسيا، 50 هزار دلار به من پاداش دهيد، گروه ايران، شامل تيم هاي عمان، نپال و سريلانکا بود، حرف «فيستر»(2) توهين به ما نبود بلکه آئينه تمام نماي واقعيت آن روز تيم ملي بود. به هر حال، فيروز کريمي، ناصر حجازي و خيلي هاي ديگر عذرخواهي کردند تا اينکه فائقي معاونت فني سازمان که بسيار علاقه مند به مايلي کهن بود و بر رئيس سازمان به نحو غير قابل انکاري تاثيرگذاري داشت، مرد 41 ساله يي را برگزيد که قبلاً به حکم فدراسيون صفي زاده به صورت مادام العمر از حضور در فوتبال ايران محروم شده بود،(3)
مايلي کهن اما قبل از آنکه بار و بنديل را به سوي تيم ملي بزرگسالان ببندد، سرمربي تيم ملي فوتسال بود و چند روز قبل به عنوان دستيار بهمن صالح نيا در تيم ملي جوانان انتخاب شده بود. اعجاز در فوتبال ايران بار ديگر رخ عيان مي کرد. مربي تيم ملي جوانان در مدت يک هفته سر مربي تيم ملي بزرگسالان مي شد.
مايلي کهن شماره 19 تاريخي پرسپوليس که از سال 55 تا سال68، يک سره پيراهن اين تيم را به تن داشت، يک بازيکن خونسرد و خلاق در خط مياني بود که آوازه کرنرهاي کشنده اش، فرامرزي بود، او بعد از پايان فوتبال از سال 69 مربيگري را به عنوان دستيار علي پروين در تيم پرسپوليس و سپس تيم ملي آغاز کرد و در سال 71 سرمربي تيم ملي فوتسال شد و با اين تيم به عنوان چهارم دنيا رسيد. مايلي کهن جانشين استانکو آن هم با 15 ماه تاخير مي شد، اما مربي جديد به هيچ وجه نسبت به مربي قديم و افکارش بي اعتنا نبود. در روز اول اسفند سال 74، حيات نوين فوتبال ايران با انتخاب 47 بازيکن آغاز شد. عزم ملي براي صعود به رتبه هاي آبرومند رنکينگ جهاني آغاز شد. هيچ کس قبول نداشت که فوتبال ايران بين 200 کشور جهان در رتبه صد و بيست و سوم باشد. مايلي کهن با 47 بازيکن آماده از تمام ايران کارش را آغاز کرد و در ترکيب اصلي تيم ملي بهره مند از وجود مرداني شد که در ترکيب اصلي تيم پرسپوليس قهرمان ليگ پنجم يا به عبارتي تيم استانکو قرار داشتند. عابدزاده، رضا شاهرودي، افشين پيرواني، نعيم سعداوي و علي دايي مردان مورد اشاره بودند.
فوتبال ايران در بحبوحه آغاز اردوهاي دوران مربيگري مايلي کهن با يک مربي معروف اتريشي به نام آلفرد ريدل به توافقي ضمني رسيد. مصطفوي که از انتصاب مايلي کهن هنوز دل چرکين بود و ترديد موفقيت وجودش را فرا گرفته بود، سراسيمه آلفرد ريدل را به تهران آورد. مايلي کهن حاضر نبود با ريدل همکاري کند و ريدل از همان راه آمده به کشورش برگشت. ايران با 6 برد در 2 مرحله رفت و برگشت نپال، سريلانکا و عمان را تار و مار کرد و پاداش پيشنهادي اتوفيستر براي صعود، سرمايه يي براي پيشرفت فوق العاده آينده تيم ملي شد.
محمد مايلي کهن در فاصله اول تيرماه تا 15 آذرماه، يعني در يک فاصله 167 روزه بين پايان مرحله مقدماتي و ابتداي مرحله نهايي، بهترين کار ممکن را کرد. او نشست و به دقت فوتبال داخلي را ديد زد. اوج گيري خداداد عزيزي و تولد ستارگاني مثل مهدوي کيا، نيما نکيسا، مهرداد ميناوند و داريوش يزداني باعث شد که ترکيب تيم ملي براي مرحله دوم کاملاً تغيير کند. در اين ميان محمد مايلي کهن نگاهش را به ساختار پرسپوليس سال 75 بيشتر کرد. درخشش ستارگان جواني مثل مهدوي کيا و ميناوند آنها را به ترکيب ثابت تيم ملي فوتبال نزديک تر کرد. نزديک به مرحله نهايي، رضا شاهرودي به علت درگيري انضباطي از ترکيب تيم ملي خط خورد. بدون حضور او مايلي کهن تيم ملي را با عابدزاده، نيما نکيسا، افشين پيرواني، کريم باقري، نعيم سعداوي، حميد استيلي، علي اکبر استاداسدي، سيروس دين محمدي، عليرضا منصوريان، علي دايي، محمد خاکپور، علي اکبر يوسفي، مهدي مهدوي کيا، خداداد عزيزي، مجتبي محرمي، مهرداد ميناوند، داريوش يزداني، علي ميرزا التواري، علي موسوي، فرشاد فلاحت زاده و هادي طباطبايي به امارات متحده عربي برد. تيم ملي، روز پنجم آذرماه در تهران به ترکمنستان باخت تا هراس به قلب تيم ملي فوتبال بيفتد، با اين حال در اولين بازي تيم ملي در امارات، ترکيب تيم ملي عجيب تر از ترکيب بازي با ترکمنستان بود. ايران 2- يک به عراق باخت در حالي که عراق مي توانست با نتيجه يي بهتر ما را شکست دهد. مايلي کهن در بازي دوم با ايجاد تغييراتي در تيم، پيروزي 3-يک را برابر تايلند تجربه کرد، اما روز چهارشنبه 21 آذرماه سال 75، روز مهمي در فوتبال ملي ما بود. روز يک دگرديسي تاريخي يا يک رنسانس فوتبالي براي ما.
ايران با آرايش 2-5-3 بالاخره رضايت داد کريم باقري را به خط مياني ببرد و در خط حمله از وجود دايي و عزيزي در کنار هم استفاده کند. براي اولين بار بود که فوتبال ملي ما با چنين فرم و آرايشي به مصاف حريفان خود مي رفت. معجزه ملي فوتبال با گل هاي کريم باقري و علي دايي آغاز شد. عربستان، حريفي که 3 حضور متوالي در فينال جام ملت هاي آسيا داشت، شکار فوتبال ايران شد. خداداد عزيزي قبل از رسيدن به دقيقه 50، احمد مدني و محمد الخليوي را دريبل کرد و گل سوم را زد. ايران در گروه خود اول شد و در يک چهارم نهايي به مصاف کره جنوبي رفت؛ تيمي که 2 سال قبل در جام جهاني 1994 با اسپانيا 2-2 کرده و به آلمان 2-يک باخت. ديگر باورکردني نبود. نيمه اول 2-يک کره جنوبي و نيمه دوم 6-2 به سود ايران. وقتي مايلي کهن وارد سالن کنفرانس شد همه خبرنگارها برايش دست زدند حتي آنها که تا قبل از اين ارتباط خوبي با او نداشتند، مايلي کهن اعلام کرد، ما از سرزميني آمده ايم که مردم خوبش کارهاي باورنکردني بسياري را در طول تاريخ انجام داده اند،
بگذريم از اينکه در نيمه نهايي با پنالتي به عربستان باختيم و از کسب عنوان قهرماني محروم شديم، اما فوتبال ما با حضور يک مربي جوان و شجاع مثل مايلي کهن، در روزگاري که هيچ کس شهامت مربيگري در تيم ملي را نداشت به روزگار خوب خودش بازگشت. 11 سال از آن روزگار گذشته و حس فوتبال ايراني را 11 سال است که بعد از آن 21 آذر تاريخي زير زبان حس مي کنيم.
پي نوشت؛
* 1- اين روزها او آنقدر سر حال و پر انرژي است که با دوچرخه به تمرينات تيم ملي مي رود، آن هم در 53 سالگي...
* 2- يک سال بعد، فيستر در مسابقات مقدماتي جام جهاني، سرمربي تيم ملي عربستان شد و با اين تيم به جام جهاني 98 فرانسه صعود کرد.
* 3- بعدها صفي زاده از فوتبال ايران رفت و ديگر هيچ گاه اثري از او در تشکيلات اجرايي فوتبال نديد، در حالي که مايلي کهن به عنوان سرمربي تيم ملي اميد و بزرگسالان و سرمربي باشگاه هايي مثل شهرداري تبريز، سايپا، پيکان و فولاد خوزستان به فوتبال درجه اول فوتبال مان برگشت. _________________ براي بزرگ شدن بايد افكار بزرگ، همت والا و برنامه ريزي درست داشت.
رفتار و گفتار ما با ديگران رمز رفتار و گفتار ديگران با ماست.
[b][b]درسي که عبده داده و تجربه يي که انصاري فرد ارائه کرد
اهرم هاي فوتبالي در خدمت غيرفوتبالي ها و یا آنکه اهرم غیر فوتبالی ها در خدمت فوتبالی ها این را از آقای علی آبادی باید پرسی و ...
در برخي از اسناد و متون تاريخي مي توان نام آلن مورگان را ديد. مردي که در ايالت واشنگتن، انجمن واليبال را اداره مي کرد و ضمن اداره انجمن واليبال، يک بوکسور قهار بود. کمتر آدمي در آن زمان مي دانست که اين آلن مورگان خوش قد و هيکل يک ايراني اصيل است که پدرش در دادگاه هاي نظامي بعد از شهريور20، وابستگان ديکتاتوري رضاشاهي را محاکمه مي کرد.
علي عبده، وقتي به ايران برگشت، يک مهره ورزشي تمام عيار بود. مهره يي که تنها به خاطر نفود کلان سياسي و اجتماعي، موفق به حفظ پرسپوليس شد. مدير موسس پرسپوليس فوتبالي نبود اما خوب مي دانست که چگونه بايد از وجود فوتبالي ها در کارش بهره ببرد. در سالي که او پرسپوليس را خلق کرد، دهداري سرمربي و مسعود برومند سرپرست تيم شدند. خوشنام تر از اين دو را مگر مي توانيد پيدا کنيد؟ او بعد از رفتن آلن راجرز، محبوب ترين پرسپوليسي را سرمربي تيم کرد. همايون بهزادي انتخاب بکر علي عبده براي سرمربيگري پرسپوليس بود.انتخاب هاي صادقانه او ادامه دار بود. وقتي در بلبشوي اتهام دوپينگي که همايون بهزادي در ارديبهشت سال 54 به استقلالي ها زد، مصلحت ورزش و مملکت، تعلق به کنار گذاشتن همايون بهزادي گرفت، علي عبده آنقدر هوشمند بود که توانست در کوتاه مدتي آرام ترين و بي حاشيه ترين پرسپوليسي آن زمان يعني بيوک وطنخواه را سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس کند و با حضور همين بيوک وطنخواه بود که پرسپوليس، قهرمان ليگ سوم تخت جمشيد شد.
---
علي عبده براي اداره تيم فوتبال پرسپوليس از وجود فوتبالي هاي اصيل بهره مي برد. خودش فوتبالي نبود اما مي دانست که فوتبالي ها، اداره فوتبال را خوب مي دانند از دهداري و برومند گرفته تا حسين فکري و مرحوم مصطفي مکري و اسماعيل حاج رحيمي پور و همايون بهزادي و بيوک وطنخواه و محراب شاهرخي و...
عبده از سرپرست باشگاه تا راننده شخصي خودش را از بين فوتبالي ها و پرسپوليسي هاي اصيل انتخاب مي کرد چرا که به کار مديريتي خودش اعتقاد داشت.
---
پيشکسوتان پرسپوليس، از کنار رفتن انصاري فرد خوشحال شدند، لازم نيست اسم يک يا دو نفر خاص را ببريم. اگر بگوييم حميد استيلي با انصاري فرد مساله شخصي داشته، در مورد جواد الله وردي و محمد پنجعلي و محمود خوردبين چه بايد بگوييم؟
... آري انصاري فرد از پرسپولیس رفت. او يک مدير فوتبالي بود. برعکس علي عبده. عمده فرق عبده و انصاري فرد آن بود که عبده، از فوتبالي ها براي اداره تيم پرسپوليس بهره مي برد. يک غيرفوتبالي، قدر فوتبالي ها را خوب مي دانست اما انصاري فرد فوتبالي، از وجود غير فوتبالي ها در ارکان مديريتي خود بهره مي برد، به همين دليل است که خيلي ها، کنار رفتن او را از امر مديريت پرسپوليس، نگران کننده نمي دانند. شايد چندماه قبل او را پرچمدار انقلابي حضور فوتبالي ها در فوتبال مي دانستيم و با افتخار عنوان مي کرديم که او تنها فوتبالي بين 16 مدير ليگ حرفه يي است، اما امروز ترجيح مي دهيم يک مدير غيرفوتبالي، بر پرسپوليس حاکم باشد به شرط آنکه در 5-4 طبقه ساختمان باشگاه پرسپوليس، از پرسپوليسي هاي اصيل اثر و نشان ببينيم، نه از آدم هاي غريبه که معلوم نيست که بودند و از کجا آمده بودند. علي عبده، در سال هاي حضور در پرسپوليس سن و سال بالايي نداشت اما براي پرسپوليسي ها، مثل يک پدر بود، يک پدر معنوي، يک پدر معنوي که وقتي مي ديد مهاجم جوان تيمش با آن ستاره نه چندان خوشنام فيلمفارسي در فلان مجله نه چندان اخلاقي، به يادگار عکس گرفته چنان در گوش او سيلي نواخت که مهاجم خوزستاني، در صحن باشگاه بولينگ عبده به زمين افتاد. نه، چهره عبده را غضبناک و خشمگين در حال سيلي زدن فرض نکنيد، او براي سلامتي آشپز و باغبان باشگاه همانقدر اهميت قائل بود که براي علي پروين و اصغر اديبي،
---
حالا ديگر انصاري فرد در پرسپوليس نيست تا به مرور عملکرد او بپردازيم اما وقتي ديديم که دوستانش رفتن او را به هم تبريک گفتند، به فکر فرو رفتيم. در درياچه افکار و اوهام غوطه ور شديم که ادبيات، باز هم بر وجودمان نيشتر زد. از ماست که بر ماست، آري، تو همان بودي که مي گفتي محمد پنجعلي نبايد باشد؟ چرا؟ دليلش را نمي دانيم. تو همان بودي که نمي خواستي دوستانت در کنارت کار کنند. فلان کارمند باشگاه را چند برابر فلان پيشکسوت و دوست قديمي ارج و قرب دادي، برگرد و گذشته را بار ديگر مرور کن، شايد علي عبده بهتر بتواند بگويد در اين حريم و اين فضا چه اتفاقي افتاده است.
خوب، شما اگر بخواهيد انتخاب کنيد کدام يک را انتخاب مي کنيد؟
حکومت فوتبالي ها با عناصر غير فوتبالي در فوتبال، يا حاکميت غيرفوتبالي ها با بال هاي فوتبالي؟ کدام يک منطقي تر و موجه تر هستند؟ بايد فکر کنيم. بايد فکر کنيم و بعد، نتيجه بگيريم.
نتيجه يي که از اين فرآيند ذهني عايدمان مي شود خيلي گنگ و پيچيده نيست[/b][/b] _________________ براي بزرگ شدن بايد افكار بزرگ، همت والا و برنامه ريزي درست داشت.
رفتار و گفتار ما با ديگران رمز رفتار و گفتار ديگران با ماست.
سه گانه های "ف"-"ک" های ایران
فرهاد کاظمی- فیروز کریمی-فراز کمالوند
تريلوژي «ف، کاف» هاي هنجارشکن فوتبال ايران
مهدي حدادپور
مسابقات کذايي انتخابي سال 1359 تهران به پايان رسيد. پاسي ها را انگار برق گرفته بود. 112 تيم در 14 گروه 8 تيمي با هم رقابت کردند و قهرمان گروه ها، به دسته اول مسابقات سال 1360 تهران راه يافتند. پرسپوليس، استقلال، اکباتان، هما، تهران جوان، شاهين، راه آهن، دارايي، صنايع دفاع ملي، کيان، بوتان، آرارات، برق تهران و نفت تهران راهي اين مسابقات شدند و پاس، معروف ترين و بزرگ ترين حذف شده بود. تيمي که سال هاي 55 و 56 به قهرماني ليگ تخت جمشيد رسيده بود، حالا حتي در دسته اول تهران هم حاضر نبود. بازيکنان پاس، از اين تيم جدا شده و به تيم هاي ديگر رفتند. ضياء عربشاهي و حسين فرکي به پرسپوليس آمدند. بهتاش فريبا به استقلال رفت. فرامرز عزتي به نيرومند رفت و فيروز کريمي به تيم سرباز رفت. تيمي که در دسته اول سال 61 تهران حضور داشت، با اين حال مهدي مناجاتي در تيم پاس ماند و اين تيم را در دسته دوم تهران زنده نگه داشت. پاس در سال 63 به دسته اول تهران بازگشت و در همان سال اول حادثه ساز شد. روز 17 مهر 63، تماشاگران بسياري براي ديدن بازي پرسپوليس و پاس، قدرت قديمي فوتبال به امجديه هجوم آوردند. ازدحام آنقدر زياد بود که برگزاري بازي غيرممکن شد. حوادث تلخ آن روز فوتبال تهران را در سال 63 تعطيل کرد. فيروز کريمي دوباره به تيم سابق برگشت و اگر در دهه 50 همبازي قفلساز، حلوايي، مناجاتي، همايون شاهرخي، بهروز صحابه، فرامرز عزتي و... بود حالا با جلال بشرزاد، رضا امري، عليرضا حکيم زاده، کوروش لرستاني، علي مناجاتي و... همبازي شد. او تا سال 68 در ميدان حاضر بود. اما در سال 68، نبودنش بسيار بهتر از بودن بود. پراشتباه و کند تا جايي که يک روز، طباطبايي مدير جديد تيم فوتبال پاس، بدون تعارف نگاه در نگاهش دوخت و نيمکت را به او تعارف کرد. فيروز کريمي خيلي خوش شانس بود که بلافاصله بعد از تبعيدش به نيمکت در بهار سال 68، مهدي مناجاتي، باوفاترين يار تاريخ پاس، سرمربي تيم ملي شد و او به تنهايي هدايت پاس را عهده دار شد. قرار بود او تاج و تخت سرهنگ مناجاتي را تا زمان بازگشت حفظ کند اما نتايج خوبي که با پاس سال 68 گرفت، بازگشت مناجاتي را به وقفه انداخت. بي باکي در ارائه سبک هاي بازي و تصادف- ناشي از حضور ستارگاني مثل خاکپور، استيلي، رضايي منش، اکبر يوسفي، مدير روستا، آرش نوآموز و بازگشت کوروش لرستاني، باعث شد که پاس سال 68 تهران که سال قبل بين 14 تيم دوازدهم شده بود تيم سوم تهران شود. روند تدريجي اوج گيري و پيشرفت تيم فوتبال پاس تهران در سال 69 به تکرار عنوان سوم، در سال 70 به سومي تهران و قهرماني در ليگ اول آزادگان و قهرماني جام حذفي تهران و در سال 71 به قهرماني آسيا و تکرار قهرماني در ليگ دوم آزادگان منجر شد.
کريمي در سال 72 به سپاهان رفت و مناجاتي سرجاي خودش برگشت. کريمي در سال 1373 از سپاهان به بهمن رفت و عهده دار هدايت اين تيم شد. او به عنوان دستيار، فرهاد کاظمي را با خود به بهمن برد. اگر فيروز کريمي در دوران فوتبال يک مهره متوسط يکي از تيم هاي بزرگ تهران و ايران بود، فرهاد کاظمي حتي در اندازه هاي يک فوتباليست متوسط هم نبود. او در تيم فوتبال پاس تهران در اواخر دهه شصت، در ترکيب تيم حاضر بود. الفت فيروز کريمي و فرهاد کاظمي از جايي شروع شد که روزي در يک جلسه عمومي، با حضور مربيان و بازيکنان، تيمسار عقبابي، به شدت از مجموعه انتقاد مي کند و فرهاد کاظمي که به عنوان يک بازيکن سن و سالي داشت و مثل غالب بازيکنان وقت تيم که سرباز بودند، ترس از اظهارنظر نداشت، در مقام دفاع از فيروز کريمي آنقدر صدايش را بالا برد که از پاس اخراج شد. فيروز کريمي قدرشناس، فرهاد کاظمي را در سال 73 به بهمن برد. آنها کنار هم يک سال عالي را سپري کردند و بهمن را قهرمان جام حذفي 73 کردند و ياران اين تيم را به ليگ پنجم آزادگان در اين سال رهنمون ساختند. ستاره هايي مثل احمد سجادي، نادر محمدخاني، مارکار آقاجانيان، محمد خاکپور، رضا رضايي منش، حميد استيلي، سيدمهدي ابطحي، خداداد عزيزي، اصغر مديرروستا، هاشم حيدري، فرهاد مجيدي، علي لطيفي، محمد نوازي و... تحت مربيگري فيروز کريمي و فرهاد کاظمي تنها چند گام با قهرماني فاصله داشتند. فيروز از بهمن جدا شد و فرهاد اين تيم را ترک نکرد و آينده اش را ساخت. بهمن 74 دوم شد اما بهمن 75 بدون مهره هاي فراواني که آنها را از دست داده بود، با هدايت فرهاد کاظمي دوم شد تا اين نايب قهرماني هزار بار بيشتر از نايب قهرماني دوره گذشته بيرزد. کاظمي متولد شد. او براي آنکه درس هايش را به استاد خوب پس دهد سال 81 در ليگ دوم حرفه يي با تيم سپاهان قهرماني را تجربه کرد. هرچه از عمر ف کاف ها مي گذشت، عمر حضور مستمر و مفيدشان در فوتبال کمتر و کمتر مي شد. فراز کمالوند جوان را در مربيگري به فيروز کريمي و فرهاد کاظمي نسبت مي دهند، بعضي ها اذعان دارند که نام او را به نام اين دو دوست قديمي به زور الصاق کرده و يا به عبارتي مي چسبانند، اما به هر حال آنچه هست اينکه او در فوتبال، نقشي مستمر و جدي را هيچ گاه برعهده نداشته. اگر فيروز کريمي بازي در ليگ تخت جمشيد را تجربه کرده است، فرهاد کاظمي، حداقل مي تواند بگويد که دقايقي را براي پاس به ميدان رفته است. فراز کمالوند يک روزنامه نگار بود که با تلاش و پشتکار شخصي، علاقه و اشتياق به کار و حمايت اردشير لارودي که او را پدر معنوي ربع روزنامه نگاران حاضر مي دانند موقعيت هاي مختلف را تجربه کرد تا به امروز برسد.
- - -
فراز کمالوند با يک تيم گمنام و تازه وارد به مسابقات فوتبال ليگ حرفه يي آمده است. سومين ف کاف فوتبال ايران، حرف هاي زيادي براي گفتن دارد و اگر نداشته باشد، حداقل ادعايش بسيار است. رمز مشترکي که او، کريمي و کاظمي بر آن مبتني بوده اند، در يک جمله خلاصه نمي شود. هر سه مرد، صاحب پشتکار و انگيزه بسيار براي رسيدن به موفقيت هستند. هر سه مرد، توان غلبه بر حاشيه ها را مي دانند، اصولاً خودشان، انرژي حاشيه ساز، براي زبون ساختن حريفان هستند. موفقيت اين سه، هنجار را در فوتبال شکسته است. فوتبالي که اقتضايش حضور و بقاي ستاره هاي فوتبال در ميدان است. اين سه ف کاف ثابت مي کنند که هميشه هم اين گونه نيست. _________________ براي بزرگ شدن بايد افكار بزرگ، همت والا و برنامه ريزي درست داشت.
رفتار و گفتار ما با ديگران رمز رفتار و گفتار ديگران با ماست.
جناب سليماني اين تاپيك رو با نوشته هاتون آراستيد و به ناگاه از نوشتن دست كشيديد! ميدانم مشغله زياد و مشكل اينترنت وقت زيادي را از شما تلف مي كند ولي تمنا دارم نوشتن را ادامه بدهيد! البته عدم استقبال كاربران و اعضا هم دلسردي به دنبال دارد ولي مطمئن هستم اگر چنين تاپيكهايي بالا بيايند استفاده بيشتري رو هم به دنبال دارن و اين نوشته ها هم براي آيندگان مي ماند در مورد مايلي كهن حرف و حديث بسياري وجود دارد و به نظر من آنگونه كه من در ورزشگاه ديدم و شنيدم باعث و باني پرخاش و تنش بين تماشاگران آبي و قرمز است چون تا قبل از زمان مايلي كهن چنين اتفاقاتي هرگز در ورزشگاهها نمي افتاد و چنين اتفاقاتي جزو اتفاقات نادر فوتبال بود ولي اقدامات مايلي كهن در تيم ملي و مصاحبه هايي كه ضد بازيكنان استقلال مخصوصا براي خط زدنشان از تيم ملي مي كرد و اقدام يكجانبه او در عدم انتخاب استقلاليها به تيم ملي و اختصاص همه تيم ملي به قرمزهاي پايتخت باعث ايجاد تنشهايي در بين تماشاگران آبي و قرمز شد كه آبيها معتقد بودند حقشان خورده شده و قرمزها هم زور و قدرت زيادشون رو باعث اين مطلب مي دونستن و استقلاليها رو به خاطر اين اقدامات مايلي كهن و مصاحبه هاش تمسخر مي كردند و اين جو بين تماشاگران دو تيم موندني شد و قرمزها هوز هم كه هنوزه فكر ميكنند همه عالم و آدم بايد در خدمت اونا باشن تا قهرمان بشن و اصلا تيمهاي ديگه نبايد وجود داشته باشن تا در مقابل اونا عرض اندام كنن! رفتار طلبكارانه قرمزها و طرفدارانشان را ببينيد و قضاوت كنيد! _________________ hassan
سنگين ترين شكست تاريخ استقلال در خارج از خانه
هشتمين باخت پرگل آبى ها
تيم استقلال در هفته بيست و هفتم ليگ برتر سنگين ترين شكست خود در بازى هاى بيرون از خانه را در طى ۶۳ سال اخير تجربه كرد. اين تيم در حافظيه با نتيجه ۴-يك مغلوب تيم سپاسى شد و اين ركورد تاريخى را ثبت كرد. اين مطلب نگاهى دارد بر پرونده شكست هاى سنگين آبى پوشان، با اين توضيح كه در اين بررسى باخت هاى با اختلاف ۳ گل مورد نظر بوده است.
تكرار سنگين ترين شكست تاريخ در خارج از تهران
تيم استقلال تا قبل از بازى مقابل سپاسى، در طول تاريخ ۶۳ ساله خود فقط يك بار در خارج از تهران با چنين نتيجه پرگلى شكست خورده بود. اين اتفاق در جام برندگان جام آسيا در سال ۱۳۷۵ روى داد كه اين تيم در ازبكستان ۴-يك به تيم نوف باخور باخت اما در رقابت هاى داخلى، تيم استقلال هيچگاه در يك بازى خارج از تهران با بيش از ۳ گل مغلوب نشده بود. اين تيم در جام حذفى سال ۶۷ با نتيجه ۳-صفر در بوشهر به ايران جوان باخته بود، هر چند كه بعدها به دلايلى نتيجه اين بازى به سود آبى پوشان برگشت و اين شكست از كارنامه استقلال پاك شد.
سنگين ترين شكست خارج از خانه در تاريخ ليگ
باخت ۴-يك مقابل سپاسى در حافظيه سنگين ترين شكست تاريخ استقلال طى حضور در رقابت هاى ليگ از سال ۴۹ تاكنون است. استقلال تا قبل از اين هفته، هيچگاه در يك بازى خارج از تهران با اختلاف بيش از دو گل شكست نخورده بود. ركورد قبلى استقلال در اين زمينه شكست ۳-يك از برق شيراز در سال ۵۶ و ۳-يك از سپاهان در سال ۷۳ بود. ضمن آنكه در ۸ بازى ديگر نيز با اختلاف دو گل مغلوب شده بود. سنگين ترين شكست خارج از خانه ليگ برترى استقلال نيز در ابتداى همين سال با نتيجه ۲- صفر مقابل ابومسلم در مشهد رقم خورده بود.
شكست با ۴ گل براى دومين بار
تيم استقلال در طول تاريخ ليگ فقط يك بار در بازى هاى خارج از خانه خود ۴ گل دريافت كرده بود. آبى پوشان در فصل ۷۳ ليگ آزادگان در اهواز با نتيجه ۴-3 مغلوب تيم نفت آبادان شده بودند. شكست مقابل سپاسى شيراز دومين اتفاق از اين نوع بود.
تكرار سنگين ترين باخت در ليگ برتر
سنگين ترين شكست آبى پوشان پايتخت در طول هفت دوره گذشته ليگ برتر باخت ۴-يك به پگاه گيلان بود كه در فروردين ماه امسال رقم خورد. اين بازى در آزادى برگزار شد. شكست ۴-يك از سپاسى برابرى با ركورد بدترين باخت آبى ها در ليگ برتر بود. اين دو شكست ۴-يك پس از شكست ۶- صفر از پرسپوليس، دومين شكست سنگين استقلال در تاريخ ليگ از سال ۴۹ تاكنون نيز به شمار مى رود.
هشتمين شكست سنگين در تاريخ استقلال
سنگين ترين شكست استقلال در تاريخ ۶۳ ساله خود تا امروز، همان باخت معروف ۶-صفر مقابل پرسپوليس است كه در ۱۶ شهريور ۱۳۵۲ و در جريان ليگ اول تخت جمشيد رقم خورد. اين بازى همچنين سنگين ترين باخت استقلال در استاديوم آزادى هم هست و پس از پرسپوليس، فقط تيم هاى پاس در سال ،۷۱ سايپا در سال هاى ۷۱ و ۷۸ و پگاه گيلان در سال ۸۷ در آزادى موفق به زدن بيش از ۳ گل به استقلال شده اند. شكست هاى پرگل و سنگين استقلال به ترتيب عبارتند از :
(۶- صفر) مقابل پرسپوليس در ليگ تخت جمشيد در سال ۱۳۵۲
(۵-2) مقابل شاهين در جام حذفى تهران در سال ۱۳۲۹
(۴-يك) مقابل شاهين در جام حذفى تهران در سال ۱۳۳۵
(۴-1) مقابل پرسپوليس در ليگ منطقه اى در سال ۱۳۵۰
(۴-1) مقابل سايپا در سوپر جام تهران در سال ۱۳۷۱
(۴-1) مقابل نوف باخور ازبكستان در جام برندگان جام آسيا در سال ۱۳۷۵
(۴-1) مقابل پگاه گيلان در ليگ برتر فصل ۱۳۸۶
(۴-1) مقابل سپاسى شيراز در ليگ برتر فصل ۱۳۸۷
(۳- صفر) مقابل پاس تهران در ليگ منطقه اى در سال ۱۳۵۰
(۳- صفر) مقابل ايرانجوان بوشهر در جام حذفى سال ۱۳۶۷
(۳-صفر) مقابل پرسپوليس در ليگ آزادگان فصل ۱۳۷۶
(۳- صفر) مقابل سپاهان در جام حذفى فصل ۱۳۸۱
(۳- صفر) مقابل ذوب آهن در ليگ برتر فصل ۱۳۸۳ _________________ براي بزرگ شدن بايد افكار بزرگ، همت والا و برنامه ريزي درست داشت.
رفتار و گفتار ما با ديگران رمز رفتار و گفتار ديگران با ماست.
تاریخ: جمعه 4 اردیبهشت 1388 - 20:02 عنوان: فدارسيون بين المللي آمار و تاريخ
به نقل از فدراسيون بين المللي آمار و تاريخ فوتبال جهان، روجريو سني در طول دوراني كه به فوتبال پرداخته است، توانسته ضمن پرداختن به وظيفه اصلي خود كه محافظت از دروازه تيم خودي است، تعداد زيادي گل به ثمر رساند تا عنوان بهترين دروازه گلزن جهان شناخته شود.
بر اين اساس سني تا به حال 83 گل به ثمر رسانده كه از اين تعداد، 36 ضربه پنالتي را به گل مبدل كرد و 47 مرتبه نيز در حين بازي فوتبال، قادر به فروريختن سنگر تيم رقيب شد.
در اين رده بندي لوئيس چيلاورت،دروازه بان اسبق پاراگوئه و تيم پنارول مونته ويدو نيز با زدن 62 گل در رتبه دوم جاي دارد. چيلاوت موفق شد 45 گل از روي نقطه پنالتي به ثمر رساند و 17 گل نيز در جريان بازي وارد دروازه حريف كند.
رنه هگويئتا، عضو پيشين تيم هاي ملي كلمبيا و پرييرا، با 41 گل زده در مكان سوم قرار دارد. وي 9 گل از روي نقطه پنالتي و 31 گل نيز در جريان بازي به ثمر رساند.
جدول دروازه بانان گلزن برتر جهان به اين شرح است:
1-روجريو سني- سائوپائولو،برزيل، 83 گل زده(36 پنالتي، 47 گل در هنگام بازي)
2-لوئيس چيلاورت، پنارول مونته ويدو، پاراگوئه ،62 گل زده، 45 پنالتي، 17 گل در هنگام بازي
3-رنه هگوييتا، پرييرا، كلمبيا، 41 گل زده،37 پنالتي ، 4 گل در حين بازي
5-جاني مارتين وگاس، هوراس،پرو، 36 گل زده، 28 پنالتي،8 گل هنگام بازي
6-ديميتار ايوانكف، بورسااسپور، بلغارستان، 33 گل زده، 33 پنالتي، بدون گل در هنگام بازي
7-آلوارو ميشل آلوفارو،بالبوا، السالوادور، 31 گل زده ، 20 گل پنالتي،11 گل در هنگام بازي
8-هانس يورگ بوت، بايرن مونيخ، آلمان، 28 گل زده، 28 پنالتي،بدون گل زده هنگام بازي
9- ماركو آنتونيو كورنس، اينگه،شيلي ، 24 گل زده،24 پنالتي، بدون گل زده هنگام بازي
10-دراگان پانتليچ، رادنيكي، يوگسلاوي، 22 گل زده،21 گل پنالتي، يك گل هنگام بازي
11-زاركو لوچيچ، پودگوريوا، سرنا گورا، 21گل زده،21 پنالتي،بدون گل زده
12-نيازامي ساديگو،توران تووس، آذربايجان، 21 گل زده، 12 پنالتي،9 گل زده هنگام بازي
دفاع و حمله در فوتبال نوین
---------------------------------
رایج ترین سیستم دفاعی٬ حریف گیری منطقه ای با چهار یا سه مدافع است٬ و نیز بعضی مواقع حریف گیری من ـ تو ـ من یا نفر به نفر و یا حریف گیری به صورت ترکیبی است.
بیشتر تیم ها امروزه با دفاع دولایه یا دو خطی دفاع می کنند(خط دفاع و خط میانی(
خط میانی با چهار یا پنج بازیکن میانی است که دو بازیکن از آنها با مسئولیت دفاعی در جلوی دفاع بازی می کنند و یا با یک بازیکن دفاعی در جلوی خط دفاع به عنوان یک محور که قابلیت توپ گیری بالایی دارد بازی می کنند. این بازیکنان میانی که مسئولیت دفاعی دارند٬ ارتباط بین دفاع و حمله را نیز فراهم می آورند.
مهاجمان (شامل دو بازیکن و یا تنها یک مهاجم) ٬ آنها حریفان را وادار می کنند تا توپ را در جهت عرضی حرکت دهند و یا به طرف عقب بازی کنند.
بعضی از تیم ها مهاجمانشان را رها می کنند(یک یا دو بازیکن) و آنها را از کلیه وظایف دفاعی معاف می کنند. این جور تیم ها با ۸ یا ۹ بازیکن دفاع می کنند.
تیم های بزرگ غالباً فوتبال پرسینگ را بازی می کنند٬ به ویژه در میانه زمین و جناحین پرسینگ را اجرا می کنند. چنین تیم هایی هنگامی که حریف توپ داشت ٬ به وسیله دو یا سه بازیکن و یا به طور جمعی و با انسجام کامل در خطوط متحرک ٬ آنها را تحت فشار قرار می دهند و پرس می کنند.
پرسینگ نیاز به قابلیت های جسمانی قابل ملاحظه ای دارد و استقامت بالایی را می طلبد.
رایج ترین سیستم حمله ٬ حمله با دو بازیکن هدف و یا یک مهاجم تنها به عنوان بازیکن محور است. مثل: مورینتس ٬ رائول و غیره
حرکت های رو به جلو ٬ حرکت های قطری با شدت و سرعت بالا (۱۵ تا ۲۰ متر)٬ حرکت های متقاطع٬ تغییر پست ها٬ حرکت های سریع عمقی به طرف قلب دفاع و بازی های ترکیبی به طور مکرر مورد استفاده قرار می گیرد.
معمولا٬ هافبک مرکزی غالبا دفاعی است وهافبک طراح و خلاق به بازی کردن با گوشها و جناحین بیشتر گرایش دارد. مثل: زیدان٬ فیگو٬ بکام٬ ورون و...
بازیکن خلاق ٬ بازیکنی با مغز و فکر خوب فوتبال ٬ کسی که قادر است سرعت بازی و چگونگی آن را توسعه دهد٬ در تیم ها کم و بیش وجود دارند. این قبیل بازیکنان می توانند تاثیر کلیدی در سرنوشت یک تیم داشته باشند.
بازی حمله ای می تواند در میان پاس های سریع ترکیبی درگیر با سه یا چهار بازیکن و یا پاس های بلند برای مهاجمان برای دستیابی به فضای پشت دفاع متغیر باشد
.
هافبک های مرکزی یا میانی با هافبک های چپ و راست می توانند حمایت خوبی را به طرف جلو فراهم سازند٬ در نتیجه این حمایت٬ در حمله چهار مهاجم وجود خواهد داشت٬ و آن هنگامی است که دو هافبک کناری به عنوان دو مهاجم گوش به حمله اضافه می شوند و این در حالی است که تمام بازیکنان تیم در نیمه زمین حریف قرار دارند.
مهارت فردی نیز به عنوان یکی از عناصر کلیدی بازی وجود دارد.این برای درخشش کارهای تکنیکی ارزش بالایی دارد. یک حرکت سریع عمقی به طور فردی با دریبل٬ فریب و شوت به دروازه و یا ایجاد موقعیت های عالی برای همبازی٬ از جمله مهارت های فردی است که ما کم و بیش شاهد آن هستیم _________________ rahim azizi
وتباليست ها بعد از پايان عمر قهرماني چه كار مي كنند؟ اين سوال مي تواند سوال ذهني خيلي از طرفداران فوتبال باشد كه دوست دارند از حال ستاره هاي سال هاي قبل باخبر باشند. ورزشكاران بعد از كنار رفتن از ورزش قهرماني هر كدام به گوشه اي مي روند بعضي ها به عنوان مربي و كارشناس و مدير در كنار ورزش مي مانند و كار را ادامه مي دهند اما عده اي ديگر از ورزشكاران در كنار ورزش نمي مانند و به شغل هاي ديگر مشغول مي شوند، شغل هايي كه شايد هيچ گاه خود نيز فكر نمي كردند روزي به سمت آن ها بروند، فوتباليست هاي نسل قديم به خاطر نبود پول در زمان فعاليت شان در اين رشته بيش تر كارمند سازمان هاي مختلف مي شدند تا هم شغلي داشته باشند و هم بعد از پايان دوران بازي كردن منبع درآمدي داشته باشند، اين در شرايطي بود كه فوتباليست ها مربي نمي شدند، اما نسل جديد فوتبال پس از حرفه اي شدن فوتبال از سال هاي آغاز دهه 70 به بعد پول هاي خوب گرفتند و به سمت سرمايه گذاري در شغل هاي آزاد رفتند و اكثرا درآمدهاي خوبي نيز دارند.
مطلب زير اشاره اي است به اين كه برخي از بازيكنان سال هاي دور و نزديك فوتبال ايران:
ابراهيم آشتياني مدافع راست دهه 40 و 50 پرسپوليس كه افتخارات زيادي در عرصه فوتبال ملي و باشگاهي دارد در حال حاضر استاد دانشگاه است و منبع اصلي درآمد وي هم حقوقي است كه از وزارت علوم مي گيرد. صفر ايران پاك قبل از اين كه به كشور سوئد برود و اقامت آن كشور را بگيرد، كارمند شركت مخابرات بوده است، مهاجم سال هاي دور پرسپوليس اين روزها به شدت مريض است و گويا با مشكلات مالي در سوئد هم روبه رو است.
رضا وطن خواه، استاد دانشگاه و كارمند شركت مخابرات; اين بازيكن سال هاي دهه 50 يكي از بهترين مهاجمان پرسپوليس بود و حالابا حقوق بازنشستگي روزگار مي گذراند. جعفر كاشاني بازيكن سابق پرسپوليس در دهه 40 كارمند بازنشسته وزارت امور خارجه است و هم اكنون مديريت باشگاه شاهين را هم عهده دار است.
همايون بهزادي، مهاجم گلزن سال هاي دور پرسپوليس علاوه بر رياست كميته پيشكسوتان فدراسيون فوتبال، مدرسه فوتبالي نيز دارد كه البته خودش چندان به آن سركشي نمي كند.
نصرالله عبدالهي، مدافع دهه 50 استقلال و تيم ملي، كارخانه يخ سازي دارد كه البته چند ماهي است كه اين كارخانه تعطيل است و فعاليتي ندارد و كسي نمي داند كه سرپرست سابق استقلال در حال حاضر از كجا درآمد دارد.منصور رشيدي، دروازه بان دهه 50 استقلال هم اكنون مربي دروازه بان تيم سايپا است و كمك دوم اين تيم محسوب مي شود.
سعيد مراغه چيان، مدافع، هافبك دهه 50060 استقلال مدرسه فوتبال داير كرده است و بسياري از نوجوانان را در مجموعه ورزشي انقلاب تمرين مي دهد و مدرسه فوتبال او يكي از شلوغ ترين مدارس تهران است.
حسين كلاني، مهاجم تحصيلكرده پرسپوليس كه در رشته معماري از دانشگاه هاي آمريكا فارغ التحصيل شده است، اين روزها بيش تر در رفت وآمد به آمريكا است هر چند كه او به احتمال قوي سرپرست باشگاه استيل آذين خواهد شد. رضا خاكسار تهراني، دروازه بان دهه 50060 استقلال در كشور سوئد زندگي مي كند و فروشگاه لوازم الكترونيكي دارد كه نام آن را فروشگاه آبي گذاشته است.
رضا رجبي، مدافع دهه 60 استقلال هم اكنون آناليزور فوتبال است و يكي از كارشناسان تلويزيون نيز محسوب مي شود.
رضا شكوري زاده، مدافع راست شاهين استقلال و تيم ملي در دهه 50060 كه به خاطر قيافه ظاهري جالبش شهرت داشت هم اكنون در خيابان گرگان تهران مغازه طلافروشي دارد و بسياري از بازيكنان همدوره او مشتريان گاه و بي گاه او محسوب مي شوند.
ايرج سليماني، هافبك دهه 50 پرسپوليس كارمند بازنشسته وزارت آموزش و پرورش است و با حقوق بازنشستگي نه چندان بالاروزگار مي گذراند.
رحيم يوسفي، هافبك دهه 60 پرسپوليس فعال در امور مستغلات است و در واقع يكي از بسازبفروش هاي بنام تهران شده است كه چند پروژه بزرگ را به سرانجام رسانده است.
غفور جهاني، مهاجم تيم ملي كشورمان و باشگاه ملوان در دهه 50 كارمند بازنشسته گمرك است و البته مربيگري تيمي در انزلي را هم برعهده دارد.
سيدعلي افتخاري، هافبك تيم ملي كشورمان در دهه 60 سال قبل مربي برق شيراز بود، اما وي در دانشگاه به تدريس تربيت بدني هم اشتغال دارد.
مجتبي محرمي، مدافع چپ جنجالي پرسپوليس در دهه 60 و 70 تا سال قبل مربي پايه هاي اين تيم بود، اما فعلابيكار است و وضعيت اقتصادي او براساس شايعات چندان مناسب نيست. البته محرمي كه گاه وبي گاه مصاحبه هاي جنجالي مي كند دوستان متعددي دارد كه از وي حمايت مي كنند.
شاهرخ بياني، هافبك استقلال و تيم ملي در دهه 60 كه با رفتنش به تيم پرسپوليس جنجال زيادي به پا كرد روزگار خود را با نشستن پشت دخل يك مغازه برنج فروشي مي گذراند اما برادر او شاهين بياني دفاع راست و مياني دهه هاي 60 و 70 استقلال يك مغازه بستني فروشي در دو راهي قلهك تهران دارد كه كار و بارش بسيار سكه است.
رضا نعلچگر، هافبك دهه 60 استقلال كه مدتي هم يكي از مربي هاي استقلال بود، فروشگاه لوازم الكتريكي دارد و هيچ ارتباطي با فوتبال ندارد.
فرشاد پيوس مهاجم گلزن پرسپوليس در دهه 60070 علاوه بر اين كه مربي تيم هما است، يك مغازه پيتزافروشي هم در خيابان تهران ويلادارد كه مي گويند درآمدش بسيار خوب است.
مرتضي كرماني مقام مهاجم دهه 60 پرسپوليس هم بعد از اين كه از مربيگري شيرين فراز اخراج شد فعاليتش را بر مدرسه فوتبال خود متمركز كرده است.
فريبرز مرادي دفاع دهه 60070 پرسپوليس هم اكنون يك گاوداري نسبتا بزرگ دارد و از شناخته شده هاي اين حيطه است.
مرتضي فنوني زاده مدافع پرسپوليس در دهه 60 هم كارمند كارخانه بهنوش است و هنوز بازنشسته نشده است.
محمود شافعي هافبك پرسپوليس در دهه 70 هم اكنون داراي يك مدرسه فوتبال است.
كريم باوي مهاجم دهه 60 تيم ملي كشورمان و پرسپوليس كه به طور ناگهاني فوتبال را كنار گذاشت همچنان دور از فوتبال است و كار مشخصي ندارد و شايعات حاكي از اين است كه وي اوضاع مالي بسيار بدي دارد البته با وي مدتي به طور ثابت از تربيت بدني كرج حقوق مي گرفت كه گويا اين حقوق هم قطع شده است.
مهدي فنوني زاده هافبك تيم ملي ايران و باشگاه استقلال در دهه 60 مربي تيم كاوه است و از اين راه روزگار مي گذراند.
عباس سرخاب مهاجم استقلال در دهه 70 هم اكنون به عنوان مربي تيم انصار بندرعباس مشغول به كار است.
سرژيك تيموريان، هافبك استقلال در دهه 70 كه حتي در كشور آلمان نيز بازي كرده هم اكنون مدير برنامه برادر خود آندرانيك تيموريان است.
جعفر مختاري فر، هافبك استقلال در دهه 60 شركت ساختمان سازي در نوشهر دارد كه البته فعاليت هاي اين شركت چندان گسترده نيست ولي شنيده شده كه در آستانه ورشكستگي است.
علي اكبريان مهاجم سال هاي گذشته استقلال و پرسپوليس فعلاشغل خاصي ندارد و در وضعيت به شدت بد مالي است.
مهرداد ميناوند، هافبك چپ تيم ملي كشورمان و باشگاه پرسپوليس كه از لژيونر بودن پول خوبي نصيبش شده هم اكنون مغازه بسيار بزرگ عطر و ادكلن در شهرك غرب دارد و يك مغازه هم در كشور دوبي دارد.
سعيد نعيم آبادي، مدافع راست پرسپوليس در دهه 60 كارمند شركت بسته بندي ايران است و يك زندگي بسيار آرام دارد.
محسن عاشوري، هافبك دهه 60 تيم ملي ايران و باشگاه پرسپوليس سرمربي يك تيم دسته سومي تهران است.
جواد منافي، مدافع چپ دهه 70 پرسپوليس كه يك تصادف رانندگي او را در اوج فوتبالش از ميادين دور كرد هم اكنون مربي تيم اميد سايپاست.
در پايان گزارش اين نكته را هم در خاطر داشته باشيد كه بازيكناني كه همراه تيم ملي ايران قهرمان جام ملت هاي آسيا و يا بازي هاي آسيايي شده اند هر كدام مبلغ 100 هزار تومان حقوق ماهانه از صندوق پيشكسوتان سازمان تربيت بدني دريافت مي كنند و اين رقم براي كشتي گيرها و وزنه بردارها به دليل مدال هاي المپيكي بيش تر است و آن ها حدود 150 هزار تومان از اين صندوق دريافت مي كنند.
اگر چه همين حقوق ماهانه كميته پيشكسوتان سازمان تربيت بدني هم خيلي ناچيز است اما بسياري از پيشكسوتان فوتبال ايران از همين حقوق ناچيز هم محروم هستند و بايد راهكاري براي تحت پوشش قرار گرفتن آن ها انديشيد. _________________ rahim azizi
تاریخچه انتخاب بهترین های جهان
-------------------
کریستیانو رونالدو با کسب عنوان بهترین بازیکن جهان، دومین بازیکن کشور پرتغال و نخستین مرد منچستریونایتدی تاریخ شد که چنین عنوان معتبری را از آن خود کرده است.
فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) از سال 1991 و با نظر سنجی از مربیان و کاپیتانهای تیم های ملی مختلف دنیا، بهترین بازیکن فوتبال سال جهان را انتخاب می کند.
در 18 دوره گذشته این انتخابات زین الدین زیدان بازیکن اسطوره ای فوتبال فرانسه و رونالدو برترین گلزن ادوار مختلف جام جهانی 3 مرتبه این عنوان معتبر را از آن خود کرده اند و پس از آنها رونالدینهو برزیلی 2 مرتبه به این افتخار رسیده است.
همچنین لوتارماتئوس، مارکو فان باستن، روبرتو باجو، روماریو، ژرژ وه آ، ریوالدو، لوئیزفیگو، فابیو کاناوارو،کاکاو کریستیانو رونالدو دیگر بازیکنان مطرح جهان بوده اند که در ادوار مختلف این افتخار ارزشمند را کسب کردند.
در بین کشورهای جهان، برزیل با داشتن 5 بازیکن و کسب 8 عنوان بهترین بازیکن سال جهان در رده نخست این رده بندی قرار دارد. پس از این کشور، فرانسه با یک بازیکن و کسب 3 عنوان بهترین بازیکن سال جهان در رده بعدی قرار گرفته و ایتالیا و پرتغال نیز با 2 بازیکن و کسب 2 عنوان بهترین بازیکن سال جهان بصورت مشترک در رده سوم قرار گرفته اند. آلمان، لیبریا و هلند در این رده بندی عناوین بعدی را به خود اختصاص دادهاند.
اما نکته جالب توجه در این ردهبندی حضور ژرژ وه آ لیبریایی به عنوان تنها بازیکن قاره آفریقا در بین بازیکنانی است که موفق شده عنوان بهترین بازیکن سال جهان را به دست آورد.
همچنین در بین باشگاههای جهان 4 بازیکن بارسلونا 6 عنوان بهترین بازیکن سال جهان را به خود اختصاص داده اند. رئال مادرید هم با داشتن 4 بازیکن 4 عنوان را از آن خود کرده است. یونتوس هم با 3 بازیکن و کسب 4 عنوان بهترین بازیکن سال جهان در رده سوم قرار گرفته است. ضمن اینکه کریستیانو رونالدو اولین بازیکن منچستریونایتد است که چنین عنوان معتبری را برای این باشگاه انگلیسی کسب می کند.
بهترین بازیکنان ادوار مختلف جهان به شرح زیر است:
1991- لوتار ماتئوس(ملیت: آلمان - باشگاه: اینترمیلان)
1992- مارکو فان باستن (ملیت: هلند - باشگاه: آث میلان)
علی دایی و مربیان قدیمی فوتبال...
-----------------
۱) حتماً برایتان جالب است که بدانید علی دایی سومین مربی جوان تاریخ فوتبال کشورمان بعد از حشمت الله مهاجرانی و حسین فکری است. علی دایی ۳۹ ساله است. مهاجرانی در بدو مربیگری تیم ملی در اواخر سال ۵۴ ، ۳۷ ساله و حسین فکری در شروع کارش ۳۸ ساله بودند.
۲) اما بد نیست بدانید مسن ترین مربی تاریخ فوتبال ملی ایران در بدو فعالیت در فوتبال ملی دو مربی مشهور و نامدار کروات یعنی بلاژویچ و ایویچ بوده اند که هر دو در بدو کار در فوتبال ملی کشورمان، ۶۴ ساله بوده اند.
۳) از لحاظ آماری، پرافتخارترین مربی تاریخ فوتبال کشورمان حشمت الله مهاجرانی است. مهاجرانی در مدت سه سال حضور در مسوولیت هدایت فوتبال کشورمان افتخار صعود به جام جهانی و قهرمانی در مسابقات فوتبال جام ملت های آسیا را با تیم ملی فوتبال کشورمان به دست آورد و در این عرصه از تمام نفرات مورد نظر موفق تر عمل کرد.
۴) در تاریخ فوتبال ایران، ضعیف ترین بیلان عملکرد را فرانسس مساروش و والدیر ویرا از لحاظ آماری داشته اند. فرانسس مساروش در سال های ۳۷ و ۳۸ در ۸ بازی هدایت تیم ملی فوتبال کشورمان را برعهده داشت و در این ۸ بازی صاحب سه برد، یک مساوی و چهار باخت شد و والدیر ویرا نیز در سه بازی در فوتبال ملی ایران صاحب دو مساوی و یک باخت در سال ۱۳۷۷ شد.
۵) بلندترین دوره مدت کار در فوتبال ملی ایران را مردی به نام حسین صدقیانی داشته است که از سال ۱۳۲۰ رسماً سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان شد و این مسوولیت را تا سال ۱۳۲۹ به مدت ۹ سال برعهده داشت. جالب است بدانید که کوتاه ترین مدت زمان مربیگری در تیم ملی فوتبال کشورمان را والدیر ویرای برزیلی داشته است. این برزیلی تنها به مدت ۳۷ روز سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان بوده است.
۶) اولین بازی تاریخ فوتبال کشورمان روز اول شهریور ۱۳۲۰ اتفاق افتاده است. همه می گویند این بازی روز سوم شهریور بین ایران و افغانستان انجام شده است و طی آن دو تیم صفر- صفر کرده اند اما در واقع ایران و افغانستان برای اولین بار روز اول شهریور ۱۳۲۰ بازی کرده اند. این دیدار را افغانستان با نتیجه یک بر صفر برابر تیم ملی فوتبال کشورمان برنده شد.
۷) بهترین برد تاریخ فوتبال کشورمان روز چهارم آذرماه سال ۱۳۷۹ اتفاق افتاده است. در این بازی تیم ملی فوتبال کشورمان برابر تیم ملی فوتبال گوام با نتیجه ۱۹ بر صفر برنده شده است.
۸) بدترین باخت تاریخ فوتبال ملی ایران در سال ۱۳۲۶ نصیب فوتبال ایران شده است. در این روز تیم ملی فوتبال کشورمان با نتیجه ۶ بر یک در مقابل ترکیه مغلوب شده است.
۹) سه بار صعود به جام جهانی، چهار بار صعود به المپیک، سه قهرمانی در جام ملت های آسیا و چهار قهرمانی در بازی های آسیایی، بهترین افتخارات فوتبال ملی کشورمان طی سالیان گذشته بوده است.
از این ۱۴ موفقیت تاریخی ۱۰ افتخار با مربیان ایرانی به دست آمده است و چهار افتخار تاریخی هم توسط خارجی ها ثبت شده است. این افتخارات به تفکیک و ترتیب توسط این نفرات نصیب فوتبال ملی کشورمان شده است.
۱) حسین فکری/ صعود به المپیک ۱۹۶۴ توکیو
۲) محمود بیاتی/ قهرمانی در چهارمین جام ملت های آسیا۱۹۶۸
۳) محمد رنجبر و پرویز دهداری/ قهرمانی در پنجمین جام ملت های آسیا۱۹۷۲
۴) محمد رنجبر و پرویز دهداری/ صعود به المپیک ۱۹۷۲ مونیخ
۵) فرانک اوفارل / قهرمانی در بازی های آسیایی ۱۹۷۴ تهران
۶) فرانک اوفارل/ صعود به المپیک ۱۹۷۶ مونترال
۷) حسن حبیبی/ صعود به مسابقات المپیک ۱۹۸۰ مسکو
۸) علی پروین/ قهرمانی در بازی های آسیایی ۱۹۹۰ پکن
۹) مایلی کهن و والدیر ویرا/ صعود به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه
۱۰) منصور پورحیدری/ قهرمانی در بازی های آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک
۱۱) حشمت الله مهاجرانی/ قهرمانی در جام ملت های ۱۹۷۶ تهران
۱۲) حشمت الله مهاجرانی/ صعود به جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین
۱۳) برانکو ایوانکوویچ/ قهرمانی در بازی های آسیایی ۲۰۰۲ بوسان
۱۴) برانکو ایوانکوویچ/ صعود به جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان
از این ۱۴ افتخار، برانکو، مهاجرانی و فرانک اوفارل (به همراه دهداری و رنجبر به شراکت) هر کدام دو بار صاحب عنوان و موقعیت تاریخی شده اند. امیدواریم پرونده یی که مورد بررسی قرار گرفت، مورد توجه و قبول واقع شود. _________________ rahim azizi
تاریخچه فوتبال
-----------------------------------
اگر چه اطلاعاتی در مورد ریشه اصلی و حقیقی این ورزش در دست نیست ولی از مطالب جالب و شخصی در مورد تاریخچه آن اطلاع داریم ، فوتبال امروزی به تدریج رشد کرده است ولی گفته می شود که نوعی از آن ، قبل از حضرت مسیح علیه السلام بازی می شد . در چین نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال در 2500 سال قبل از میلاد مسیح وجود داشت .
عکس های مصریان نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال را نشان می دهد ولی در یونان یک بازی به نام اسپیشکیروز به طرز جالبی به فوتبال امروزی شبیه است . فوتبال در سال 1894 از کشور برزیل شروع شد . این ورزش به وسیله ی چارلز میلر برزیلی که اجداد او انگلیسی بودند به مردم برزیل معرفی شد .
در سال 1970 مسابقه ای بین ایتالیا و برزیل برگزار شد . هیچ کس تصور نمی کرد که 800 میلیون نفر از مردم جهان ناظر بر اجرای مسابقه باشند . امروزه اکثر مردم جهان به فوتبال بیشتر از سایر ورزش ها می پردازند . فوتبال مدرن از کشور انگلستان سرچشمه گرفته است .
در ابتدااختلافات عقیده ای بسیاری میان علاقه مندان راگبی و فوتبال وجود داشت زیرا راگبی با دست و فوتبال با پا اجرا می شد . این مسئله در سال 2863 زمانی که طرفداران فوتبال شروع به اجرای این ورزش توسط پاها کردند اتفاق افتاد . گروه دیگر انجمن راگبی را تاسیس کردند و بالاخره در سال 1871 این دو رشته ی ورزشی کاملا از یکدیگر جدا شدند . از آن زمان به بعد هر دو رشته پیشرفت های شایانی نموده و طرفداران بسیاری پیدا کردند . فدراسیون بین المللی فوتبال در سال 1904 بنیان گزاری شد . این فدراسیون وظیفه دارد که به نحوه ی اجرای مسابقات نظارت داشته باشد . قوانین فوتبال بدون موافقت و تصویب سایر کشورهای عضو فدراسیون تغییر نمی کند . در سال 1920 بازیکنان فوتبال در مسابقات المپیک بلژیک شرکت کردند و در سال 1930 اولین جام جهانی در کشور اروگوئه برگزار شد .
فوتبال در دنیا مقابل چشمان مثل جرقه می ماند . در هر جای دنیا این واژه انگلیسی در زبان های بین المللی به سادگی رسوخ کرده . برای این امر دلیل خوبی است چرا که فوتبال مدرن به وسیله انگلیسی ها اختراع شد . ولی وقتی در آمریکا فوتبال گفته می شود . آمریکائی ها فوتبال خشونت بار آمریکایی را استنباط می کنند . به هر جهت این لغت باعث اشتباه در درک معنای واقعی آن میان آمریکائی ها شده است .
در تاریخ ریشه این ورزش بدین گونه بوده است :
سربازان چینی در حدود 2000 سال پیش ورزشی می کردند که آن را تسوچو (tsuchu) می نامیدند . تسو یعنی ضربه زدن با پا و چو یعنی توپ یا هر شی گوی مانند .
در روز تولد امپراطور در مقابل کاخ امپراطوری دو تیم در زمین مسابقه ای که گلی به ارتفاع 90 سانتی متر داشت بازی می کردند که بازیکنان برای سرگرمی امپراطور و دوستان و مهمانان به بازی می پرداختند . یکی از امپراطوران به حدی این بازی را دوست داشت که یکی از اعضای شورای قضایی وقتی از بازی انتقاد کرد دستور داد سرش را از تنش جدا کنند .
600 سال بعد هم ژاپنی ها یک ورزشی شبیه به فوتبال داشتند که آن را کماری ( kemari) می نامیدند . البته بازی کماری تدافعی تر از تسوچو چینی بوده است . حتی قبل از چینی ها یونانی ها ورزشی اختراع کرده بودند که آن ها را هارپاستون ( harpaston) می نامیدند . البته بازی آن با توپی بود کهدرونش ماسه و یا شن بوده است . وقتی انگلیسی ها به یونان رفتند ورزشی اوردند به نام هارپاستیوم( hatpastium) که آن هم با توپ بازی می شد و این زمینه ای بود تا فوتبال در انگلیس به مدرنی امروز برسد .
هیچکس دقیقا زمان شروع فوتبال را نمی داند و مورخان تا آنجایی که نوشته اند در روستاهای انگلیسی حدود 1000 سال قبل بازی با توپ وجود داشته است و بعد از مدتی تیم های مختلف روستایی شروع به مسابقه با هم دادند و ظاهرا شیوه بازی طوری بوده است که تیم ها سعی بر این داشتند توپ را ( غالبا از سر تو خالی گاو یا چیزهای شبیه به آن بوده است ) به منطقه دفاعی حریف برسانند .
( در انگلیس بیش از 200 سال قبل مردم در خیابان ها فوتبال بازی می کردند )
در قرن 14 این بازی به قدری محبوب شد که پادشاه انگلیس آن را غیر قانونی خواند ولی مردم هیچ توجهی به آن نکردند و جذابیت این بازی به حدی بود که با توجه به غیر قانونی بودنش به خصوص میان روستاییان بازی می شد و مقامات مسئول در سال 1572 مجبور به تسلیم در مقابل خواسته مردم شدند و فوتبال را قانونی اعلام کردند .
250 سال بعد طبقه اشراف رفته رفته به این ورزش روی آوردند و از دیدن و بازی کردن فوتبال لذت می بردند و بالاخره به خاطر نفوذی که در طبقه حاکم داشتند و علاقه و تمایلشان به فوتبال باعث شد که تصمیمی برای پیاده کردن یک شیوه کلاسیک در قوانین فوتبال اتخاذ نمایند .
در دهه 1800 میلادی مدرسه های معروف انگلیس این ورزش را به عنوان تفریح محصلین در برنامه درسی گنجانیدند ولی تمامی مدارس از یک قانون خاص در فوتبال پیروی نمی کردند . هر مدرسه قانون مخصوص به خود داشت . سپس در سال 1823 فوتبال به صورت معمول رسمیت یافت و در سال های 1848 و 1862 فوتبال در سطح انگلستان یکپارچه شد و حتی کتابی به نام ( ساده ترین ورزش ) نوشته شد که مشتمل بر قوانین اصولی فوتبال آن زمان بود .
در سال 1850 فوتبال به دوردست ترین شهرهای دنیا از قبیل مانیلا در فیلیپین و سایر کشورها رسید .
بازي با توپ تاريخچه اي چند هزار ساله دارد و گر چه به درستي معلوم نيست كه نخستين بار ورزش فوتبال در كدامين نقطه از كره زمين متداول شده و چه كساني آن را ابداع كرده اند اما مدارك تاريخي ثابت مي كند كه لگد زدن به توپ يا چيز هاي مدور و گرد در گوشه و كنار گيتي به شكلهاي مختلف رواج داشته است .
چين :
نزديك به دو هزار سال پيش يكي از امپراطور هاي چيني به نام امپراطور هوانگ تين كه به تقويت جسم و روح سربازان خود بسيار علاقمند بود بازي جالب و سرگرم كننده اي را ابداع كرد و نظاميان را واداشت كه در اوقات فراغت به آن بپردازند .اين بازي تسو- كوه ناميده شد و ترتيب ان چنين بود كه دو گروه بدون استفاده از دست و فقط با ضربه هاي پا توپ را مي بردند تا از زمين حريف عبور دهند. تسو در زبان چيني به معني لگد زدن و كوه به معني توپ است تو پي كه براي بازي تسو- كوه بكار مي رفت از هشت قطعه چرم به هم دو خته تشكيل مي شد كه درون آن را با پر مرغ يا پشم مي انبا شتند.
ژاپن:
در اواخر قرن ششم ميلادي بازي تسو- كوه از چين به ژاپن راه يافت اما شكلي ديگر به خود گرفت. ژاپني ها فوتبال خود را گو ماري نام نها دند و آن را با آداب و تشر يفاتي با شكوه در معبد ها بر گزار كردند و رنگي مذ هبي- عبادي به گو ماري بخشيد ند.
بيش از هر مسا بقه كو ماري كاهن بزرگ توپ را به دست مي گرفت ودعا هاي مخصو صي بر آن مي خواند. آنگاه توپ به زير پاي باز يكنان دو گروه مي افتد و بازي مدتها ادامه مي يافت.
در اسپارت هم توپ بازي با پا رواج داشت كه به شكلي بسيار خشن اجرا مي شد و قوانين و مجازات هاي سختي نيز بر آن حاكم بود فوتبال وايكتينگها نوعي توپ چرمي پر از كاه و گاه با جمجمه حيوانات صورت مي گرفت. در نزد اقوام متمدن آزتك بازي با اجسام كروي شكل و لگد زدن به گوي متداول بوده است.
رم و يونان باستان:
انواع توپ بازي با پا در يونان و رم باستان به اجرا در مي آمد .تصور بر اين است كه رميها بازي با توپ را از يونانيها ياد گرفته باشند .اما قيصر آگوستوس امپراطور رم فوتبال را در سرباز خانه ها ممنوع اعلام كرد. چرا كه معتقد بود اين بازي براي سربازان و جنگاوران رمي بسيار ملايم و سبك است .فوتبال يونانيها اپيگرو ناميده مي شد و در آن دو تيم در دو طرف يك زمين بزرگ صف آرايي مي كردند و با شروع بازي هر تيم مي كوشيد توپ را از ياران حريف عبور دهدو به آن سر ميدان برساند .
در ميان روميان بعدها نوعي توپ بازي با پا متداول شد. به نام هارپاستوم به معني( من ميگيرم) بازي هارپاستوم بسيار خشن هيجان انگيز بود به همين جهت سربازان و جنگجويان بيشتر به آن مي پرداختند تا قدرت بدني خود را افزايش دهند. توپ بازي ديگري كه رميها داشتندبا توپي از جنس چرم نرم اجرا مي شد. اين توپ فوليس نام داشت.
از روي هار پاستوم يونانيها نوعي بازي دسته جمعي پديد آوردند كه اسفروناثيا خوانده مي شد .
انگلستان:
وقتي امپراطور رم كلاوديوس اول در سال 43ميلادي انگلستان را فتح كرد سربازان رمي بازي هار پاستوم را در انگلستان رواج دادند.
اهالي دربي انگلستان ادعا مي كنند كه در سال 217ميلادي توانسته اند يك دسته از سربازان رمي را شكست دهند از آن به بعد به افتخار فراري دادن دشمن هر سال در همان روز جشن با شكوهي مي گرفتندو در اين روز به بازي فوتبال مي پرداختند.
بازي فوتبال رفته رفته چنان در قلب جوانان انگليسي جاي گرفت كه هر چه زمان مي گذشت گروه بيشتري مايل به بازي و تماشاي آن مي شدندو به اين ترتيب چنان گسترش در اين كشور يافت كه انگلستان تبديل به مهد فوتبال شد.
قرون وسطي:
توپ بازي با پا در قرون وسطي در مناطق مختلف اروپا رواج داشت كه چون قوانين يكسان و معيني براي آن موجود نبود به شكلي پر هياهو و بسيار خشونت آميز همراه با مشت و لگد و پشت پا زدن انجام مي شد. به همين دليل حكمرانان محلي و پادشاهان تصميم گر فتند مانع از اجراي آن در شهر ها و روستاها شو ند.
در فرانسه در قرن چهاردهم ميلادي بازي فوتبال چندين بار از سوي پادشاهان كشور ممنوع اعلام شد.
پادشاهان انگلستان در قرنهاي 14و 15فوتبال را به عنوان اينكه كاري ناشايست و زيانبار استيك عمل شيطاني دانستند و اعلاميه هاي در ممنوعيت آن انتشار دادند.ممنوعيت فوتبال درانگلستان همچنان در اواخر قرن 18ادامه داشت اما اين قبيل سختگير ها هرگز نتوانست عملا مانع از توپ بازي با پا شود و فوتبال به شكلهاي گوناگون در گوشه و كنار اروپا به ويژه در انگلستان گسترش مي يافت و حتي در مدرسه ها و دانشگا هها اجرا مي شد.
در سال 1863دانشگاه كمبريج انگلستان بازي فوتبال را رسما پذيرفت و قوانين خاصي براي آن به وجود آورد كه به مقررات كميريج معروف شد.اين قوانين را تيمهاي آزاد هم پذيرفتند و در بازيهاي خود اجرا كردند.
آغاز تحول:
در تاريخ 26اكتبر سال 1863نمايندگان هفت باشگاه و دسته آزاد در لندن جمع شدندوفدراسين فوتبال انگلستان را تاسيس كردند. از اين پس با مسابقات منظمي كه در ميان تيمها برگزار مي شد شمار طرفداران فوتبال نيز در انگلستان رو به فزوني مي نهاد و از طرف ديگر انگليسها به هر نقطه از جهان كه قدم مي نهادند بازي فوتبال را معرفي و منتشر مي كردند. در اواخر قرن نوزدهم فوتبال به قدري توسعه يافته بود كه در بسياري از كشورهاي اروپاي و برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين مسابقات فوتبال به صورتي منظم جريان داشت. در سال 1904 فدراسيون بين المللي فوتبال {فيفا}با مشاركت هفت كشور فرانسه هلند بلژيك سوئيس اسپانيا دانمارك و سوئد تاسيس شد. انگلستان در ابتدا از پيوستن به اين هفت كشور خوداري كرد اما سر انجام در سال 1946به آنها پيوست.
در سال 1908همزمان با برگزاري چهارمين دوره بازيهاي المپيك فوتبال در برنامه المپيادها قرار گرفت و از سال 1930مسابقات جام جهاني فوتبال راه اندازي شد. در حال حاضر 165كشور جهان عضو فيفا هستند و فوتبال بي ترديد ورزش اول دنيا محسوب مي شود چرا كه فوتبال تركيب كاملي است از فن مهارت قدرت و كوشش جمعي يك تيم.
كشورهاي صاحب فوتبال جهان عبارتند از :برزيل انگلستان آلمان آرژانتين ايتاليا فرانسه هلند اسپانيا بلژيك و اروگوئه.
از ميان بهترين بازيكنان تاريخ فوتبال نيز مي توان به اين اسامي اشاره كرد:
په له {برزيل}اوزه بيو{پرتقال}كرايف {هلند}ياشين{شوروي}بكن بائر {آلمان}مارادونا{آرژانتين}و پلاتيني{فرانسه}پيدايش فوتبال در ايران
ورزش و بازيهاي نوين مانند فوتبال كه بازيهاي اروپايي خوانده مي شود در بيست سال پاياني قرن سيزدهم هجري شمسي حدود سالهاي {1280-1300}توسط اروپايها بويژه انگلستان در ايران رواج يافتند. اصطلاح فوتبال را دانشجويان اعزامي به اروپا وارد زبان فارسي كردند.
اولين بار فوتبال توسط انگليسيها مقيم ايران در تهران و ملوانان خارجي در بنادر كشور به راه انداخته شد در سال 1907{1286}هجري شمسي وزير مختار انگليس در ايران به منظور ايجاد حس رقابت در بازيكنانو جنبه رسمي دادن به بازيها يك جام {كاپ}براي فوتبال تهيه كرد و اولين دوره رسمي مسابقه فوتبال در همان سال انجام شد.در بازيهاي تيمهاي انگليسي هيچ ايراني شركت نداشت. كريم زندي اولين ايراني بود كه در سالهاي1287تادر 1295در آن تيمها بازي كرد .
طي سال 1299ه.ش فوتبال به صورتي پراكنده و كاملا ابتدايي در زمين هاي حاشيه تهران بازي مي شد.در سال 1300انجمن ترقي و ترويج فوتبال در تهران تاسيس شد و برگزاري مسابقات فوتبال را بر عهده گرفت. اولين بار مدرسه آمريكايي البرز فعلي آموزش فوتبال را به دانش آموزان آغاز كرد.
در سال 1308اولين مسابقه خارجي فوتبال با تيم باد كوبه {شوروي}در تهران برگزار شد كه در آن شكست خورد.سال 1312را به حق مي توان {سال پيشرفت تشكيلات ورزش}در مدارس و فوتبال در ايران دانست.
در سال1313{انجمن ملي تربيت بدني و پيشاهنگي}تشكيل شد تا متصدي اداره امور تربيت بدني و ورزش در خارج از مدارس باشد.
تعداد تيمها در سال 1315و 367تيم در 29استان و شهرستان بود كه در مقايسه با سال 1314كه 152تيم فوتبال وجود داشت قابل توجه مي باشد.
در سال 1316حسين صد قياني پس از بازگشت از اروپا به ايران مسئول آموزشو گسترش فوتبال شد از كارهاي صد قياني تشكيل تيم ملي و اعزام آن به افغانستان بود.سال 1318 را ميتوان يكي از نقاط عطف ورزشي بويژه فوتبال در ايران دانست.
ورزشگاه امجديه در اين سال تكميل شد و به شكلي در آمد كه امروز وجود دارد.در 12اسفند سال 1325نخستين فدراسيون فوتبال ايران به وجود آمد و سال بعد در 30دي ماه1326اين فدراسيون به عضويت فيفا پذيرفته شد.
تيم ملي ايران از ابتدا تا سال 1326:
دوره اول:1314-1305
اولين تيم ملي فوتبال ايران در سال 1305به سرپرستي مير مهدي ورزنده براي سفر به باد كوبه {شوروي}تشكيل شدو براي انجام چند مسابقه به آذر بايجان شوروي سفر كرد. از بازيكنان اين تيم كه در حقيقت ستارگان فوتبال ايران در سالهاي 1305تا1314بودند مي توان از خان سردار پل هراند شكوه رضا كلانتري حسين سردار احمد سردار حسين صد قياني علي امير اصلاني {معروف به گيوه اي}حسن مفتاح و رضا هدايتي نام برد.
دوره دوم :1320-1314
دوره دوم تشكيل تيم ملي فوتبال از سال 1314با اشغال نظامي ايران توسط ارتشهاي متفقين پايان يافت.در اين دوره تيم ملي ايران دومين سفر خارجي خود را به افغانستان انجام داد. اين تيم به سر پرستي حسين صد قياني از بازيكنان باشگاههاي معروف تهران همچون طوفان تدين نيك نام و تهران تشكيل شد. مهمترين اين بازيكنان عبارت بودند از :
مصطفي بهار مست اكبر حيدري عبدالله كوهستاني احمد خطيبي محمد بلور فروشان گلبو ناصر انشا حسن گوشه جعفر اخوان گيلانشاه و عباس فرزانگان.
دورهسوم:1330-1321
از سال 1321مقارن با اشغال ايران فوتبال شكل تازهاي به خود گرفت.در اين دوره تيم ملي ايران در مسابقه اي با تيم ارتش انگلستان كه از بازيكنان ملي پوش به نامهاي (منين،ميگر،بيك)استفاده ميكرد در امجديه مسابقه داد كه جهت تماشاي آن براي اولين بار بطور رسمي بليط فروخته شده .
بازيكنان تيم ايران در اين دوره كه توسط حسين صدقياني سرپرستي مي شدند عبارتند از : مين باشيان،حاجيان، عباس غريب،عزيز فرزانگان، ملك شاهي ،عباس تنيده گرو... كه سرپرستي تيم ملي ايران را در سه دوره گذشته بعهده داشت درباره تيم ملي ايران در دوره سوم گفته است:به عقده من در اين دوران تيم ملي ايران از نظر بنيه و قدرت در تاريخ فوتبال ايران بينظير بود
در سالهاي 1327تا مسابقات فوتبال جام جهاني 1998فرانسه (1377)فوتبال ايران فراز و نشيب بسياري را پشت سر گذاشته است مسابقات سراسري {ليگ}در اين دوران آغاز شد و از دهه 1350با عنوان جام تخت جمشيد با نظم و انسجام تداوم يافت. با آغاز جام ملتهاي آسيا تيم ملي فوتبال ايران در اين مسابقه شركت كرد و در سالهاي 1345تا1355در اوج فوتبال آسيا قرار و دوران طلا يي خود را آغاز كرد.تيم ايران در مسابقات مقدماتي جام جهاني 1978شركت كرد و براي اولين بار به اين دوره از مسابقات راه يافت.
با پيروزي انقلاب اسلامي فوتبال ايران حدود يك دهه در اثر مشكلات ناشي از جنگ دچار ركود نسبي شد اما با پايان جنگ و آغاز عصر سازندگي فوتبال ايران بار ديگر سير صعودي خود را آغاز كرد و توانست در جام جهاني 1998 فرانسه شايسته ترين نماينده قاره آسيا باشد.
سیر تکوینی فوتبال
از قرنهای اولیه پس از میلاد تا قرن هجدهم میلادی، ورزش فوتبال به شکل قانونی و غیرقانونی به اشکال مختلفی در کشورهای گوناگون انجام گرفت. بازی دسته جمعی با توپ، هرچند در دوره هایی توأم با خشونت بود و گاه به تعطیلی آن در برخی کشورها انجامید؛ ولی علاقه مردم به آن کم نگردید. در سالهای 1130 تا 1180، بازی فوتبال با نام «لاسول» در فرانسه رایج شد و در میان شاهان فرانسه، لوئی هفتم که از 1140 تا 1173 فرمانروایی نمود؛ به گسترش این ورزش همت گمارد. او جوانان بسیاری را به این ورزش تشویق نمود و تیمهای فراوانی را بوجود آورد. در طی سالیان پس از آن، این بازی خشن که گاهی با مرگ بازیکنان هم همراه بود، توسط بریتانیایی ها شامل قوانین و مقرراتی گردید. در حقیقت، منشاء فوتبال امروزی، مناطقی از بریتانیا بوده است که برای این بازی قوانینی وضع نمودند و تلاش کردند ضمن کاستن خشونت از آن، جاذبه های آن را افزایش دهند.
در سال 1681، در لندن بازی فوتبال با قوانین و مقررات خاصی دنبال می شد و حتی مسابقاتی هم در حضور پادشاه انگلستان برگزار گردید. تا سال 1832، بازی یی که به عنوان فوتبال در سراسر انگلستان رواج داشت، هیچ محدودیتی در استفاده از سر و پا و دست برای آن در نظر گرفته نشده بود و بیشتر شبیه راگبی امروزی بود. اما از این سال به بعد، فوتبال به سمت جدایی از راگبی پیش رفت و درنهایت در سال1841، مقرر گردید که فوتبال بازی یی با پا و راگبی با دست و پا باشد. در نیمه دوم سال 1846، شاگردان سابق مدرسه «شرزبوری واتون» که دانشجویان دانشگاه کمبریج شده بودند، نخستین باشگاه فوتبال را تأسیس کردند و دو سال بعد، نخستین قوانین فوتبال را با همکاری سایر تیمهای دانشگاهی بنیان نهادند.
درسال 1862، باشگاه فاتس کانتی در شهر ناتینگهام تأسیس شد که به عنوان قدیمی ترین باشگاه فوتبال در لیگ باشگاههای انگلیس، هنوز هم حضور دارد و امروزه با نام «ناتینگهام فارست» شناخته می شود.
جام انگلیس (FACup)، قدیمی ترین مسابقات فوتبال جهان است که در سال 1871 پایه ریزی شده است. در روز بیستم جولای 1871، هفت عضو اتحادیه فوتبال انگلیس به دفتر مجله « اسپورت من» وارد شدند که یک هفته نامه ورزشی بود و به دبیرآن پیشنهاد نمودند تا اعلامیه مسابقات فوتبال میان باشگاههای لندن را منتشر کند و مسئولیت آن را برعهده گیرد. براساس این اعلامیه، هر تیمی با یک شکست حذف می شد و هر تیمی که خواهان شرکت بود، باید «یک گنی» (واحد پول انگلستان در آن زمان که اندکی بیشتر از یک پوند بود) می پرداخت. این مسابقات به سرعت شکل گرفت و فاتح آن، تیم فوتبال واندرز لندن بود که با نتیجه یک بر صفر، تیم سلطنتی مهندسان را شکست داد.
نخستین مسابقه بین المللی فوتبال، در روز شنبه 30 نوامبر 1872 بین دو تیم انگلیس و اسکاتلند در گلاسکو برگزار شد که با نتیجه بدون گل به پایان رسید.
علی دایی و مربیان قدیمی فوتبال...
-----------------
ضمن تشکر از رحیم عزیز
با عرض پوزش باید عرض کنم که در مورد آیتم 9 صعود به جام جهانی توسط ذوالفقار نسب و والیر ویرا انجام شده که سهم عمده آن متوجه آقای ذوالفقار نسب است و الی ویرا خودش هم معترف بود که کاری نکرده است. مایلی کهن که بهترین تیم تاریخ ایران را در اختیار داشت (با تلاش و مدیریت استانکو که سرمربی پ پ بود) با نفرتی که از استقلال داشته و دارد بهترین مدافعان ایران یعنی محمد خانی و زرینچه و پاشازاده را حتی به تیم ملی دعوت هم نمی کرد. ذوالفقار نسب با حضور این سه نفر دفاعی ساخت و بعد ها همین عناصر دفاعی با ایویچ و طالبی بهترین دفاع تاریخ ایران ابتدا در ملبورن و سپس در جام جهانی با 4 گل خورده را بوجود آوردند .لذا هر سرمربی دیگری در تیم ملی بود آنروزها تیم ایران را به روغن سوزی در مقابل ژاپن و استرالیا نمی انداخت. بنا براین ذکر نام مایلی کهن بعنوان کسی که تیم ملی را به جام جهانی برده اشتباه است.
امروز هم با انتخابات نادرست علی دایی (مثل صادقی و غلام نژاد و کعبی و اشجاری.....) و میدان ندادن به بهترین بازیکنان ایران مثل حیدری و کریمی و ... دوباره آن داستان تکرار می شود. تا شاید قطبی با انتخاب درست با پتانسیلی که ما از بازیکنانمان سراغ داریم جبران مافات کنیم.
_________________ براي بزرگ شدن بايد افكار بزرگ، همت والا و برنامه ريزي درست داشت.
رفتار و گفتار ما با ديگران رمز رفتار و گفتار ديگران با ماست.
حرفهاي شما درست ولي به هر حال جلوي نام سرمربي ايران در ان زمان نام اين افراد نوشته بود وهيچ كاري نميتوان كرد و گرنه همه ي ما از حقايق اگاهيم .
اين همه از ان قسمتهاي جالب فوتبال ميباشد .وگرنه افراد زيادي كمك كردن تا تيم رفت جام جهاني ولي اخرش اينطور مي شود كه در همه ي ارشيوها ي خبري نام اين دو تن را به عنوان سرمربي مي بينيد . واين مطلب هم جنبه اماري واطلاعاتي دارد وگرنه ....... _________________ rahim azizi
ديدار پرسپوليس و تاج سابق روز 27 دي ماه 49 و در مرحله نيمه نهايي مسابقات فوتبال جام منطقه يي کشور يکي از شرم آورترين ديدارهايي بود که بين دو تيم برگزار مي شد.
در اين ديدار ارشد برازنده مسووليت قضاوت را برعهده داشت، حساسيت ديدار دو تيم بسيار بالا بود و به همين دليل در نيمه دوم بعد از ثبت گل تساوي تيم فوتبال تاج برابر پرسپوليس بازي به جنجال کشيده شد و منجر به ايجاد غريب ترين و دردآورترين صحنه هاي زد و خورد بين بازيکناني مثل عزيز اصلي و همايون بهزادي با داور ديدار ارشد برازنده و يکي، دو يار از تيم استقلال شد.
بعد از بازي محروميت هاي سنگيني براي ياران دو تيم اعمال شد. ديدارهاي دو تيم پرسپوليس و استقلال در دي ماه معمولاً با جنجال و تساوي برگزار شده و به پايان رسيده است. _________________ براي بزرگ شدن بايد افكار بزرگ، همت والا و برنامه ريزي درست داشت.
رفتار و گفتار ما با ديگران رمز رفتار و گفتار ديگران با ماست.
لیگ به پایان رسید همین دیروز صحبت از 4 بازیکن لیگ برتر اشپیتم آرفی و میرقربانی و بائو و .... پای میز و امضاء قراردادهای داخلی بود. بدنیست سری به چند سال قبل بزنیم و ببینیم که فوتبال حرفه ای آن روزگار چگونه بوده است. از بازیکنانی مثل حجازی و عمو نصی و ..... که آن روزگار جزو اولین حرفه ای ها بودند و پیراهن تاج را به قیمت مناسب به شهباز واگذار کردند. مسیح نیا هم با 150 میلیون پیراهن پرسپولیس را به ابومسلم هدیه کرد.
آقا شعاع و بچه زرنگ ها و مجتبي محرمي
سمبل حرفه يي گري در فوتبال سنتي
مهدي حدادپور
باورکردني نيست. مهاجمي که سال گذشته در ليگ حرفه يي براي تيمش 200 دقيقه هم بازي نکرده، براي حضور در همان تيم 120 ميليون تومان پول مي گيرد. 120 ميليون براي 34 بازي که براي هر بازي رقمي نزديک به 4 ميليون تومان را نشان مي دهد. از مختصات برخورداري از حداقل هاي AFC در سال 2009، يکي همين حرفه يي شدن بازيکنان است اما معيارهاي حرفه يي گري در ايران چيست و از چه زماني اين معيار، اجرايي مي شود. مهم نيست،
اما در روزهايي که نقل و انتقالات به شکل واقعي کلمه اسم بازار را پيدا کرده است مروري بر حوادث قديمي اين عرصه خواندني است. امروز از انتقال يک بازيکن از باشگاهي به باشگاه ديگر يک باشگاه دولتي پول مي دهد و يک يا چند دلال که در مسير تيم جديد بازيکن و او قرار گرفته اند، پول دريافت مي کنند. اولين باري که انتقال يک بازيکن در مسير باشگاه به باشگاه عملي شد سال 1352 بود. جواد الله وردي بعد از درگيري با مسوولان تيم تاج سابق در روز 16 شهريور آن سال عملاً راه جدايي برگزيد و به رغم آنکه هنوز يک سال از قراردادش باقي مانده بود به تيم پرسپوليس رفت.
دوازده هزارتومان دستخوش به الله وردی
پرسپوليس براي صدور رضايت نامه جواد الله وردي 12 هزار تومان به استقلال داد اما از اين پول حتي يک ريال هم به جواد الله وردي نرسيد، هرچند او مي گويد؛ ما خوشبخت بوديم که در زمان مان براي بازي فوتبال چندرغازي مي دادند. اگر زمان دکتر اکرامي بود که مجبور بوديم براي انجام بازي خودمان هم بليت بخريم،
اما دکتر اکرامي مروج تفکرات آماتوريسم در دهه چهل بود. همان ايده يي که بعدها در شاهين اين دهه شکافي بزرگ ايجاد کرد. تفکر شاهيني ها به هيچ وجه با پول و حرفه يي گري همسو نبود. در روزهايي که درآمد يک هنرپيشه براي هر فيلم بين 100 تا 300 هزار تومان بود، به همايون بهزادي 300 هزار تومان پيشنهاد کردند تا در فيلم سرطلايي در نقش خودش بازي کند. براساس يک معيار مشترک، مثلاً قيمت اتومبيل پيکان صفرکيلومتر، با آن پول مي شد 20 دستگاه پيکان صفر خريد که امروز اين رقم به 140 ميليون تومان مي رسد. همايون بهزادي در راستاي چنين تفکري چنين مبلغ هنگفتي را رد کرد.
اما آقا شعاع، مدير معروف و دست و دلباز تيم شعاع اولين کسي بود که براي فوتبال بازي کردن، پرداخت پول را به بازيکنانش ترويج داد. او به فريبرز اسماعيلي، يک بنز 220 شيک قرمز داد که در تهران نمونه منحصر به فردي بود، ضمن آنکه قديمي ها هنوز موتورگازي حسين آبشناسان را به ياد دارند که آقاشعاع براي بازي در تيم شعا ع به آبشناسان داده بود. موتورگازي آبشناسان، مردي که 15 سال بعد رئيس فدراسيون فوتبال ايران شد، سمبل حرفه يي گري در ايران بود.
مسيري که با انتقال مسيح مسيح نيا در سال 1353 از پرسپوليس به ابومسلم تبديل به بزرگراه شد. مسيح نيا از ابومسلمي ها و آقاي عطاءالله مهاجراني (هيچ نسبتي با وزير سابق ارشاد ندارد) 150 ميليون تومان پول گرفت. به جز اين، او از امکانات ديگر باشگاه ابومسلم مشهد هم بهره گرفت. در اين راستا ناصر حجازي هم که محبوب تاجي ها بود، با عقد يک قرارداد سنگين به شهباز پيوست که به شکلي ژنتيکي هم خانواده پرسپوليس بود. حضور تاجي هايي مثل حجازي، عبداللهي، غلامحسين مظلومي و عادلخاني در تيم شهباز که نياي او با پرسپوليس مشترک بود نشان مي داد که مجموعه در مسير حرفه يي گري و دوري از باورهاي سنتي پايبندي به باشگاه قرار گرفته است.
حجازي علي الاصول يک آدم حسابگر بود. مرد حسابگري که قديمي ها نام او و دوستش پروين را در جمع زرنگ ها مي نويسند.
حجازي بارها تيم ملي را تنها به اين دليل همراهي نکرد که پاداش قابل قبولي از مسوولان دريافت نکرده بود اما بين اين دو بچه زرنگ دهه 50 «علي پروين» اندکي باهوش تر بود. او در سال 1355 چک 150 هزار توماني علي عبده را گرفت و از رقم ديوانه کننده 350 هزار تومان شهبازي ها گذر کرد.
فوتبال حرفه يي در ايران را بعد از انقلاب، برخلاف تصور نه تيم کشاورز که سلطان پوست و روده ايران (پورا) يعني عبدالله صوفياني آغاز کرد. او با خريد کيان مي خواست خدمتي ارزنده به فوتبال کند که نکرد، بعدها کشاورز و تجارت پول به فوتبال آوردند. کشاورزي ها در اسفند سال 1369 رقم عجيب 6 ميليون توماني را در فوتبال بدعت گذاشتند.
محرمي با يک کار عجيب از 6 ميليون کشاورز گذشت و با 800 هزار تومان در پرسپوليس آرام شد. علي پروين اگر به پرسپوليس تخفيف داد بعدها صاحب همه چيز شد اما مجتبي محرمي چطور؟ امروز او تنها يک اتومبيل پژو 206 از دار دنيا دارد و بس، در منزل پدري در خيابان استخر تهران زندگي مي کند و جمع دارايي هايش صفر است در حالي که روزگار بازيگري او با بچه کوچک هاي امروز که يک دهم او فوتبال بلد نيستند و امروز هزاران برابر او ثروت دارند اصلاً قابل قياس نبود، _________________ براي بزرگ شدن بايد افكار بزرگ، همت والا و برنامه ريزي درست داشت.
رفتار و گفتار ما با ديگران رمز رفتار و گفتار ديگران با ماست.
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3, 4, 5, 6بعدی
صفحه 5 از 6
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید