خط مياني استقلال بدون جباري و روانخواه و با کشدار شدن بازگشت محسن يوسفي، فلج شد. رينالدو در قواره هافبکي که بتواند مشکلات خط مياني را حل کند، ظاهر نشد و همه اين موارد دست مرفاوي را بست. مرفاوي ماند و يک خط مياني ناقص. خسرو حيدري و جانواريو البته ستاره هاي خط مياني استقلال بودند. در چندين بازي، فرهاد مجيدي نيز درخشيد و جاي خالي جباري احساس نشد.
اما روزهاي بد هم از راه رسيدند، روزهايي که فرهاد مجيدي نمي درخشيد، روزهايي که جانواريو در اوج نبود و روزهايي که خسرو حيدري يک تنه نمي توانست با ارسالهاي بلندش فرشته نجات باشد. استقلال در اين فصل گرفتار اين روزها نيز شد. بازي با راه آهن، از همين روزها بود، روزي که خسرو حيدري غايب بود، جانواريو نيز غايب بود و خط مياني استقلال ديگر تواني نداشت. زنيدپور و نورمحمدي چه فرصت بزرگي يافتند براي مانور مقابل استقلال. همه مشکلات خط مياني استقلال اما توجيهي براي اشتباههاي صمد مرفاوي نيست.
مرفاوي اگرچه با استفاده از فرهاد مجيدي به عنوان طراح خط مياني جاي جباري را در تيمش پر کرد و اين تصميمي خلاقانه بود، اما در ارنج خط مياني اش به جز اين مورد، چندان مربي خلاقي نبود. به همين بازي با راه آهن توجه مي کنيم. محسن يوسفي چرا نيمکت نشين شد؟ استقلال چرا با 3 مهاجم بازي کرد؟ اگر فرهاد مجيدي را نيز مهاجمي بدانيم که در خط مياني به کار گرفته مي شود، استقلال در واقع با 4 مهاجم مقابل راه آهن به ميدان رفت. با 4 مهاجم و 2 هافبک! به ياد ناصر حجازي مي افتيم، در استقلال سالهاي دور، يادتان هست که حجازي نيز هرگاه در تيمش گرهي ايجاد مي شد، همه مهاجمانش از جمله فرد ملکيان و علي موسوي و بقيه را روانه ميدان مي کرد و گاه با 4 يا حتي 5 مهاجم بازي مي کرد و توجيه اش اين بود که يک مربي هجومي است.
اما هر تيمي که همه مهاجمانش را به ميدان بفرستد، تيمي هجومي نيست بلکه چنين تيمهايي اغلب طرح حمله، فکر حمله و خلاقيت حمله ندارند و از حمله اين را فهميده اند که به تعداد مهاجمان خود بيفزايند. مرفاوي قدم در اين راه برداشته است.
او در تيمش 5 مهاجم دارد و تنها راهي که در دقايق نخست هر بازي به ذهن اش مي رسد، ميدان دادن به همه اين مهاجمان است و همين! غافل از اينکه او همواره با اين تصميم در جريان هر بازي، از قدرت خط مياني اش مي کاهد و مهاجمانش به بيکاره اي تبديل مي شوند و يا در خوشبينانه ترين حالت اگر گلي هم بزنند، فرصت گل زدن براي حريف نيز ايجاد مي کنند.
استقلال مقابل راه آهن 2 گل زد اما 3 گل خورد. خط مياني استقلال قدرت اداره بازي را نداشته و اگر چه مقابل راه آهن اشتباههاي طالب لو نيز در شکست تأثير مستقيم داشت اما انگشت اتهام را بايد به سوي هافبکها گرفت. صمد مرفاوي در ارنج خط مياني اش در اين فصل مربي موفقي نبوده و نيست. از او تصميمات موفقيت آميزي را در روزهاي نخست براي خط مياني نديده ايم و اين بزرگترين مشکل استقلال است. مقابل راه آهن اگر يک نفر از بين يوسفي يا بيک زاده به خط مياني مي آمد (مثلاً اگر بيک زاده راست پا که هميشه در جناح چپ بازي مي کند به سمت راست خط مياني مي آمد و جانشين خسرو حيدري مي شد) بسياري از مشکلات استقلال حل شده بود و ديگر نيازي نبود که در ترکيب استقلال 4 مهاجم حضور داشته باشد.
استقلال روزي به تيمي بهتر تبديل مي شود که صمد مرفاوي اين باور غلط را فراموش کند که با افزودن مهاجمان نمي توان حمله کرد. مهاجمان بيشتر به حملات تيم نمي افزايند. خط مياني استقلال گاه براي اين همه مهاجم هيچ ارمغاني ندارد و صمد مرفاوي در چنين شرايطي آخرين مهاجم روي نيمکت را نيز راهي ميدان مي کند تا خط مياني بيشتر فلج شود.
فوتبال اگر چه یک بازی گروهی است و نیاز به روح جمعی دارد و تجربه نیز ثابت کرده است که بازیکنان متوسط تاکتیک پذیردریک تیم میتوانند از پس هر تیم کهکشانی بر آیند اما نباید از نقش ستارگان دریک فعالیت دسته جمعی نیز غافل شد. امروز رئال مادرید با کریس رونالدو طی چند هفته ابتدایی یک تیم رویایی است و بعد از آسیب دیدگی او علیرغم آنهمه ستاره در تیم رئال مادرید این تیم تبدیل به یک تیم معمولی با نتایج نه چندان مناسب و درخشان می شود. درتیم منچستر هم بازیکنان بهتری به تیم اضافه می شوند ولی عدم حضور رونالدو این تیم را تبدیل به یک تیم معمولی می کند.
واقعا در این فصل بدشانسی گریبان استقلال و صمد را گرفته است. در ابتدای فصل دو بازیکن تعیین کنند یعنی جباری و روانحواه دچار آسیب دیدگی جدی شدند. و جانواریو هم آن بازیکن خلاق فصل قبل نیست و به نظر میرسد که از آسیب های روحی رنج می برد. سریالی از سرماخوردگی و آسیب دیدگی و از همه مهمتر عدم تعادل روحی و روانی که موجب گرفتن اخطارهای مفت می شود در استقلال بیداد می کند.
در یک تورنمنت بدلیل آنکه از قبل تدارک وسیعی برای مدت زمان معین دیده می شود ، بازی به بازی تیم ها بهتر می شوند ولی در یک دوره طولانی 34 هفته ای با این فشردگی نقش عوامل بیرونی و تدارکاتی بسیار بارز می شود. استقلال در چند هفته ابتدایی بدلیل آنکه بیشتر از زمان دیگری بازیکن در اختیار داشت و دست سرمربی برای تعویض و تغییر در روش و ارنج باز بود ضعف های موجودش پوشیده شد در این مقال سعی می کنم تیتر وار به این نکات اشاره کنم.
1- تیم دارای سرقفلی شده است یعنی آنکه مثلا استقلال پشت قباله عنایتی و مجیدی و اکبرپور نوشته شده است. درحالیکه عنایتی ثابت کرده است که عملا دارای کیفیت مطلوب و برای بازی در یک تیم مدعی خیلی پیر و از کار افتاده است.
2- علیرغم اینکه تیم از لحاظ ساختار دفاعی خوب شروع کرده بود و عناصر دفاع تیمی در بین بازیکنان خوب جا افتاده بود در هفته ها ی اول با زدن گلهای اندک ولی موفق در حفظ آن حد اکثر امتیازات ممکن را بدست آورد ولی به مرور زمان که خط هافبک از بازیکنان خلاق خالی شد تیم دجار استرس شده و بی مهابا به حمله پرداختند بدون آنکه گرویی لازم را در زمین خود باقی بگذارند بنا براین ساختار و استقرار دفاعی تیمی به هم خورد و نتیجه آن را بوضوح در دو بازی نسبتا آسان در مقابل استقلال اهواز و راه آهن مشاهده کردیم. بنا براین استقلال تبدیل یه تیمی شده که سخت گل میزند ولی براحتی آب خوردن گل می خورد.
3- بزرگترین حسن تیم سال قبل استقلال غلبه مدیریت و سرمربی بر حاشیه بود. امسال با جذب بازیکنان مدعی و نامدار ولی بی کیفیت (بدلیل سن و سال بالا) از سویی دعوی برسر بازی کردن و فیکس شدن و از سوی دیگر دعوای بی دلیل و بی معنای مدیریت عامل باشگاه با سرمربی سابق بیشترین حاشیه را به تیم و تماشاگران تزریق کرد. بنا براین استقلال امسال بازیکنانی را گرفت که نباید میگرفت. جذب میلاد زنید پور با مبلغی ناچیز و یا جذب غلامی از پاس با مبلغی بسیا رکمتر می توانست بسیار مثمر ثمر تر باشد با این وصف که آنان داعیه فیکس بودن را هم نداشتند.
4- برنامه ریزی ناصواب مدیریت لیگ برتر که علیرغم مشاهده ضربات سال گذشته در فشردگی بازیهای نمایندگان ما در آسیا ، امسال از این سوی پشت بام فرو افتاد و باز هم بخاطر بازیهای تیم ملی و ایجاد فرصت برای نمایندگان در آسیا فشار بیش از حدی را به تیم های لیگ برتری وارد نمود. تیم هایی مثل سپاهان و ذوب آهن که فصل را خوب شروع نکرده بودند آرام آرام عمق حادثه را درک کرده و با تدارک و پشتیبانی فنی و پزشکی طراوت تیم را به آن باز گرداندند ولی متاسفانه در استقلال چنین نشد و تیم با مشکلات آسیب دیدگی مهر ه های تاثیر گذار مثل روانخواه و امیر آبادی و ... روبرو شد.
5- هواداران برای نیم فصل دوم خوابهای طلایی می بینند سرمربی قول میدهد و کاظمی ادعا می کند و از هرکدام از بازیکنان هم بپرسی امیدوار است ولی آیا برای قهرمان شدن فقط امیدواری کافیست و یا آنکه باید مشکلات راحل کرد. متاسفانه نشان داده ایم که مشکلات را حل نمی کنیم بلکه منتقل می کنیم درست مثل به تعویق انداختن قسط های یک وام که با انباشته شدن بحران را عمیق تر کرده و پروسه نابودی را شتابدار می کند. کوشکی 3 ماه از میادین دور خواهد بود. جباری بعید است که امسال بتواند حتی یک بازی هم برای استقلال بکند کیفیت بازی رینالدو بگونه ای است که اصلا با بازی استقلال خوانایی ندارد. اگر چه در یک تیم با تاکتیک های مبتنی بر سرعت می توانست موثر تر باشد. حضور همزمان کیانوش رحمتی و کاظمی که در بسیاری از بازیها همزمان به کار گرفته شده اند عنصر سرعت را از بازی استقلال خارج کرده است. استقلال به بازیکنان سرعتی بخصوص در کناره ها نیاز دارد تا بتوانند با بازی لب علاوه بر سانتر های موثر از کناره ها دفاع های میانی و هافبک دفاعی تیم ها مقابلرا از هم جدا کرده و راه را برای نفوذ های برهانی و اکبرپور و حتی سی صالحی باز کند
6- نباید از نقش عنصر روانی در تیم بسادگی گذشت. حضور یک سرمربی مانند قلعه نویی و یا موریینیو و فرگوسن که سرشار از بلند پروازی و غرور هستند می تواند با تزریق روحیه نفرت از شکست و شوق برد بسیار سازنده باشد. روته مولر و صمد مرفاوی علیرغم احترامی که برای آنان قائل هستم نشان داده است که تیم شوق و دریدگی سال گذشته را ندارد. چون اصولا خود این دو نفر هم دارای چنین روحیه ای نیستند وبعبارتی برای این فوتبال زیادی نجیب هستند. باید بازساز روحی و روانی تیم هم بکار گرفته شود.
7- بازسازی و رفع نقاط ضعف نکته دیگری است که باید بدانها اشاره شود. بکار گرفتن یکی دو فروارد خلاق و با تکنیک و فرصت طلب مثل زنید پور و یا میداوودی می تواند بشدت به کار استقلال بیاید. حضور عنایتی و حتی اکبرپور گره از کار استقلال باز نمی کند که گره نیز می زند.دادن فرصت به سید صالحی که نشان داده است که بسیارموثرتر بازی می کند درکنار برهانی میتواند بر قدرت تهاجمی استقلال بیفزاید و اگر ضعف فروارد و نفوذ استقلال اصلاح نشود مطمئن باشید که دفاع استقلال نیز آسیب پذیر تر و تیم فشل تر خواهد شد.
در این باره باز هم سخن خواهیم گفت
_________________ براي بزرگ شدن بايد افكار بزرگ، همت والا و برنامه ريزي درست داشت.
رفتار و گفتار ما با ديگران رمز رفتار و گفتار ديگران با ماست.
جناب مرفاوی اگر به مصاحبه چند روز اخیر اکبرپور و عنایتی توجه کند متوجه خواهد گشت این دو برای شروع نیم فصل از هم اکنون خط و نشان کشیده اند! مرفاوی برای بازیهای بسیار حساس دور برگشت باید حساب کاررا ابتدا برای خودش روشن کند!
استقلال از این 18 بازی باقی مانده نیازمند حداقل 40 امتیاز است تا قهرمانی را تجدید کند و این یعنی13 برد و یک تساوی. بدیهی است این اعداد و ارقام شاید با واقعیات تفاوت هایی داشته باشد اما آنچه که مسلم است استقلال در نیم فصل دوم نیازمند راندمان 80 درصدی جهت کسب موفقیت است و مسلما باراندمان 53 درصدی نیم فصل اول هیچ دستاورد مهمی بدست نخواهد آمد.
نکته مهم در این میان این است که استقلال در میانه های نیم فصل دوم با مسابقات فشرده و سنگین آسیایی مواجه خواهد شد که برای این مسابقات هم بایستی با استراتژی و برنامه پیش برود.
بر طبق برنامه ریزی کنفدراسیون مرحله گروهی و یک مرحله حذفی تا پایان لیگ داخلی ،امسال برگذار میشود.با توجه به اینکه امسال استقلال به عنوان نماینده اول ایران معرفی میشود برخلاف سال گذشته که در گروه مشکلی قرار داشت ،همانند گروه سال گذشته پرسپولیس در گروه ساده تری قرار خواهد گرفت.لذا صعود از مرحله اول این مسابقات یقینا رخ خواهد داد.مسلما اگر استقلال سه بازی خانگی خود را با نمایندگان چهارم امارات و دوم قطر و احتمالا یک حریفدرجه دوم ازبک یا عربستانی در خانه پیروز شود نتایج بیرون خانه منجر به تثبیت صدر نشینی خواهد گشت.
همه موارد بالا ذکر شد تا به این نکته برسیم که استقلال بر خلاف سال گذشته فشار زیادی را در مسابقات آسیایی متحمل نخواهد شد،لذا بایستی از ایجاد جو روانی و فشار غیر ضروری بر تیم اجتناب شود.
نکته بسیار مهم آماده نگه داشتن تیم و کسب پیروزی در مسابقات ابتدایی دور برگشت و بردن 4مسابقه مهم فصل با سپاهان ،استیل آذین، پرسپولیس و ذوب آهن است که 3تای آنها در خانه انجام میشود.
جناب مرفاوی بایستی ترکیب اصلی را در اردوی کیش مشخص کند. در خط هافبک جای امید روانخواه به شدت خالی است.در این خط استقلال با وجود بهرمندی از حسین کاظمی نیازی به حضور همزمان کیانوش رحمتی ندارد و رحمتی ذخیره مناسبی برای کاظمی است.انرژی جانوآریو برای بازیسازی نباید صرف جنگهای تن به تن و تخریب بازی حریف شود.استفاده از رونخواه انرژیک با وزن حرکتی بالا و سرعت مناسب و دوندگی زیاد استقلال را صاحب خط هافبک منحصربفردی خواهد نمود.
با وجود استفاده از حیدری و بیک زاده به عنوان مدافعان کناری در این پستها اشکالی دیده نمیشود. در مدافعان مرکزی استقلال بایستی از بین صادقی و عمران زاده و منتظری و شکوری دو نفر را نیمکت نشین کند. به نظرم استفاده از عمران زاده و صادقی مناسبترین گزینه است.استفاده از سیستم چرخشی در این خط و تسلیم شدن در مقابل مصاحبه های رنگارنگ مثل سمی مهلک خواهد بود.البته اگر مثل نیم فصل اول پژمان منتظری پشت سر خسرو حیدری بازی کند خسرو میتوتند به 4 هافبک میانی اضافه شود و کاراییش در حمله بسیار بیشتر خواهد شد.
اما بحث اصلی استقلال در جایی است که حضور فرهاد بسیار آماده و سرحال در کنار آرش ،مهاجم گلزن و تیز چنگ و انرژیک و سید صالحی پر انگیزه و زحمت کش در کنار بزرگانی همچون عنایتی و اکبرپور تبدیل به معضلی بزرگ برای تیم گشته است.
مرفاوی باید تکلیف کار را روشن کندبه نظرم او باید مهاجمانش را رتبه بندی کند و این رتبه بندی را به خودشان اعلام کند و در عین حال باید هرهفته این رتبه بندی را آپدیت کرده ،یکی از همکارانش را مامور آنالیز و سنجش و ارزیابی مهاجمانش کند تا هر کدام از این 5 نفر که بازی نمیکند دلایل بازی نکردن خود و بازی کردن رقیبش را بداند.
تصورمیکنم با این روش شائبه های دلایل غیر فنی خاتمه یافته و آنگاه هرکس که توان رقابت فنی را ندارد دستش رو میشود.
امیدوارم در نیم فصل دوم مرفاوی اشتباه بازی با راه آهن را تکرار نکند که 4،5 فرورارد را با هم بدون برنامه و شرح وظیفه راهی میدان کرد و آن شکست زشت را به بار آورد.
اگر مرفاوی رتبه بندی را دستور کار خود قرار دهد این 5 نفر خواهند دانست که در هر بازی فقط 2 تای آنها به عنوان فیکس وارد بازی خواهند شد و 3 نفر دیگر برای قرار گیری در ترکیب بایستی پارامترهای مشخص و تعریف شده را احراز نمایند.
استقلال به پیکان باخت،بدهم باخت و در این شکست عوامل بسیاری را میتوان دخیل دانست.یکی از عمده ترین این دلایل قضاوت پر اشتباه و مغرضانه خداداد افشاریان و تیم داوری بود که نمیتوان از کنار آن بسادگی عبور کرد.
اما اشتباهات صمد گویا تمامی ندارد.ظاهرا ایشان به این نتیجه رسیده اند که به ترکیب تیم بازنده دست نباید زد!!!!
بازهم استفاده همزمان از 4،5 عنصر تهاجمی در قالبی فاقد طرح و برنامه و شرح وظایف کار را به بن بست کشاند.استقلال و تیم ملی به دو سبک کاملا متفاوت با هم بازی میکنند و جالب اینکه هر دو تفکر منجر به ناکامی گشته است!تیم ملی از کمبود عناصر تهاجمی و حمله ور و زهر دار نبودن خط آتش رنج میبرد،استقلال از ازدیاد مهاجم و حمله ور و تراکم خط حمله خود آسیب میبیند.
جناب مرفاوی عزیز این تیم که دست شماست هرگز در حد تیمهای دیگر لیگ ایران نبوده که جنابعالی انتظار داشته باشید با این همه اشتباه و پافشاری بر این خطاها در آن ماندگار باشی!صبر و حوصله هوادار در این نمایش خجالت آور شما و تیمتان به سر آمده،این روند چندان ادامه نخواهد یافت!
ترکیب تیم شما بیش از اشتباه فاجعه بار خدادافشاریان غلط است،بازهم بر این ترکیب غلط پای میفشارید؟!!!
شما وقتی از مجیدی و عنایتی واکبرپور و برهانی استفاه میکنید اگر حتی 10 موقعیت گل هم بدست بیاورید شاید به 2 گل هم دست پیدا نکنی!
شما بر چه اساسی میانه میدان را به حریف واگذار میکنی،آنگاه انتظار داری برنده میدان باشی؟!چرا روانخواه در میدان حضور ندارد؟جنابعالی چرا از مهدی امیر آبادی در پشت سر خسرو استفاده نمیکنی تا تلفیق سرعت این دو کابوس حریفان شود؟چرا رضا عنایتی ناآماده 90 دقیقه در میدان حضور دارد؟ بر اساس کادم خصوصیت سیاوش اکبر پور در کنار خط جلوی خسرو بازی میکند؟!!!! چرا نمیبینید فرهاد بعد از دقیق 60 دیگر کارایی ندارد؟ صحنه گل سوم پیکان را مجددا ببینید،متوجه اشتباه آشکار فرهاد میشوید که منجر به گل حریف شد این اشتباه به دلیل خالی شدن بازیکن بود جناب سرمربی!اگر شما این موارد را نبینید پس چه کسی باید آنهارا ببیند؟!! چرا شما بعنوان نفر اول فشار و عصبیت و هیجان مخرب را به بدنه تیم و هوادار روی سکو ترزیق میکنید؟ تصور میکنید ماحصل اعتراضات مکرر شما چه بود؟ غیر از شکست تیم و محرومیت احتمالی هوادار از بازی خانگی بعدی و... حاصل دیگری ببار آورده؟!!!!
آقای مرفاوی این تیمی که شما در اختیار دارید از بهترین مجموعه های تاریخ این باشگاه است،اما متاسفانه جنابعالی با ارکاب اشتباهات کودکانه و لجبازی و عدم کنترل بر اعصاب و روان خود کفران نعمت میکنید،آقای مرفاوی فرصت سوزی میکنید،فرصت سوزی....
با نظر شما تا حد زیادی موافقم. تیم دچار آنارشی تاکتیکی شده و از آن تیم منظم ۱۰ هفته ی اول و به خصوص دو بازی استیل آذین و مس کرمان هیچ آثاری نیست. باورم نمیشود که تیمی که با مس در کرمان آنچنان فکورانه بازی کرده در ۵-۶ هفته ی اخیر به چنین روزی افتاده باشد. به نظر میرسد باز هم مثل پارسال نحسی بعد از بازی با پرسپولیس گریبانگیر تیم شده که این طور از هم گسیخته بازی میکند. همه ی وعدههایی که از تمرین مرتب در کیش شنیده بودیم حالا دود شده و به هوا رفته. تیم نه تنها به هماهنگی نرسیده که به مشکلات سابق اضافه هم شده. چیزی که در روند تیم خودنمایی میکند عدم تمرکز است که امیر حسین صادقی در مصاحبه ی بعد از بازی با پیکان به خوبی به آن اشاره کرده بود. استقلال در اکثر بازیهای اخیر کار را با شور و شوق فراوان آغاز کرده اما یا مثل بازی با راه آهن و صبا دچار شک ناشی از اشتباهات بچگانه شده یا مثل بازی با استقلال اهواز و پیکان بعد از زدن گل تفکر را کنار گذاشته و به بازی دیمی رو آورده. اینکه چطور آن همه شور ابتدای بازی ناگهان جای خود را به آشفتگی می دهد معضلی است که مرفاوی باید پاسخگوی آن باشد. این تیم از نظر روحی بالانس نیست، احساسی بازی میکند و به طور مشخص صرفا در طول ۹۰ دقیقه بر اثر کنشهای حسی و عاطفی حرکت میکند. از چنین تیمی نمیشود توقع روند ثابت و منظم داشت: ممکن است در یک بازی بیش از ۳ گل به حریف بزند اما به ظن قوی نتیجه ی جز شکست یا تساوی نخواهد گرفت.
استقلال تیم پر مهره ای است که ظاهرا مربی تیم راه بهره مندی از داشتههای خود را نمیداند. فقط تعداد معدودی از مربیان توان کنترل و مدیریت ۱۵-۱۶ بازیکن اسم و رسمدار را دارا هستند. این در حالی است که ۵ یا ۶ مهره به دلیل مصدومیت امکان حضور در تیم را ندارند و معلوم نیست با رسیدن آنها مشکلات حاشیهای تا چه حد افزایش پیدا کند. تیمی که در هر بازی با ۴ تا ۵ بازیکن با ویژگیهای هجومی و با توان دفاعی اندک به میدان میرود باید هم در انتظار ضد حملات ویرانگر حریفان باشد. اگر قرار باشد به تعداد فورواردها امتیاز بدهند میتوان این تعداد را افزایش داد اما صمد توجه نمیکند که فوتبال امروز با فوتبال دهه ی ۶۰ میلادی تفاوت دارد که برزیل با سیستم ۴-۲-۴ حریفان را یکی بعد از دیگری از پیش رو بر می داشت. امروز همه ابتدا در فکر استحکام بخشیدن به خط میانی هستند و حتا بارسلون پرستاره هم به دلیل در اختیار داشتن عناصر هجومی بسیار، کمربند خط میانی را با بوسکتس و کیتا یا توره محکم میکند. پرسش این است که چه کسی باید برای برهانی، مرفاوی، مجیدی و اکبرپور توپ سازی کند؟ ظاهرا مرفاوی این نقش را در بازی با پیکان به خود مجیدی و اکبرپور سپرده بود. اما تجربه نشان داده سیاوش هیچگاه در گوشهها بازیکن تراز اولی نیست، بگذریم از اینکه امسال سخت دچار افت شده است. خود مجیدی هم به رغم تکنیک بی بدیلی که دارد در ۶۰ تا ۷۰ درصد موارد در شرایط سخت توپها لو میدهد تا تیم در خطر ضدحمله قرار گیرد. در سمت راست خسرو حیدری هنوز هم مردی است که باید به او اتکا کرد. اما در بازی اخیر حضور همزمان حیدری، جانواریو (که بعد از ۱۰ دقیقه عملا از چپ به راست منتقل شد و همین انتقال موجب فلج شدن سمت چپ گردید) و اکبرپور دچار ترافیک بازیکن شد. با عنایت به این نکته پیکان با ایجاد موانع متعدد دفاعی در آن نقطه به راحتی دست استقلال را بست, ناتوانی مربی تیم در گشودن این گره در نیمهٔ ی دوم پرسش برانگیز است. در سمت چپ بیک زاده پس از رشد چشمگیری که در نیم فصل دوم از خود نشان داده بود بار دیگر به قواره ی قبلی خود برگشت و در هر دو فاز حمله و دفاع متزلزل نشان داد. یوسفی همان بازیکن متوسط ۲ سال پیش است: نه مشت میزند نه لگد. در مورد خط دفاع که با ۳ حمله ی ساده ۳ گل میخورد چیزی نمیتوان گفت. فقط این پرسش باقی میماند که چه بر سر دفاع محکم ابتدای فصل آمده که به هیچ توپی نه نمیگوید.
تا زمانی که مرفاوی تفکر خود را تغییر ندهد در به روی همین پاشنه خواهد چرخید. تیم آشکارا فاقد توازن در سراسر زمین است و هیچ نشانهای از عنصر تفکر و نظم در پیکره ی تیم به چشم نمیخورد. بهانه ی اشتباهات داوری هیچ سودی ندارد. این تیم بیش هر چیز به تمرکز نیاز دارد، به تعریف مجدد اهداف و استراتژی تیمی، به اعتماد به نفس و مغز متفکری که در شرایط سخت به بازیکنان دیگر آرامش تزریق کند. وظیفه ی مجیدی در این میان از همه سنگین تر است: در نبود مربی مقتدر، کاپیتان یا بازیکنان با تجربه باید نقیصهها را بر طرف کنند.
ادامه ی این روند به سقوط آبیها در جدول تداوم خواهد بخشید. دیدار با سپاهان ملاک مناسبی برای ارزیابی نهایی مرفاوی و کادر او به دست خواهد داد. منتظر میمانیم.
سرنوشت استقلال درست مانند انقلاب ایران شده است. دربدو انقلاب عناصر آموزش دیده و با سرمایه گذاری پخته شده هنوز در ادارات حضور داشتند تا سالیانی این مشکلات کمتر رخ می نمود ولی از زمانی که کار بدست ناشیانی از راه رسیده افتاد سرازیری با شیب فراوان رخ نمود و کار بجایی رسیده است که هرگاه مدیران دراداره ای حضور نداشته باشند سرعت کار بالا رفته و بهره وری بیشتر میباشد. ماشین که خاموش شود تا مدتی تحث اینرسی و انرژی جنبشی قبل مسافتی را طی می کند. تیم استقلال هم چند هفته اول تحت آموزه های قبلی قلعه نویی که تقریبابه نوعی بلوغ تاکتیکی نیز رسیده بود تاب آورد ولی آرام آرام با گذشت زمان کند شد و کند تا اکنون که دیگر ایستاده است و باهمین روند تا 3 هفته دیگر ازمیانه جدول هم پایین تر میرود چون فاصله ها بسیار کم است.
تیم با توجه به سیستم آموزش ها و مدیریتهای قلعه نویی که از حوصله و اعتماد به نفس فراوان برخوردار است دو بار است که بدست صمد مرفاوی سپرده می شود و هر بار با استفاده از آن آموزه ها و انرژی ذخیره شده تا مدتها اشکالات پوشیده است و مشخص نمی شود ولی همانطور که گفتم در روزهای آفتابی و آرام هر کودک 6 ساله ای هم سکان را میتواند نگه دارد. ناخدای مجرب در روزهای طوفانی نیاز است و صمد نشان داده است که نه از گفتار و نه ازمدیریت و نه از دانش اداره کردن قلعه نویی نیاموخته است. و آمدند راه رفتن کبک (دفاع خطی) را بیاموزند راه رفتن خودشان (هما ن 3-5-2 قدیمی قلعه نویی) را هم از یاد بردند.
جان کلام همان است که بابک عزیز گفت. تیم از عدم توازن رنج می برد. بخشهایی از تراکم و بخشهایی دیگر نخ نما و چون توازن و یکنواختی نیست بنا براین تیم هر دقیقه ای از بازی را بگونه ای بازی می کند درست مثل چرخی که لنگ است.
1- گل اول استقلال را نگاه کنید دفاع وسط تیم یعنی امیر حسین روی پاس با سر عنایتی با سر گل میزند. آقایان مجیدی و برهانی و اکبرپور کجا هستند؟ نتیجه این سبک بازی دریافت گل اول پیکان است. حالا اگر این ضربه سر روی ضد حمله یا ضربه ایستگاهی زده شده بود حضور امیرحسین توحیه منطقی داشت ولی حالا چه عقل من بجایی قد نمیدهد مگر هرج ومرج و عدم تاکتیک مشخص.
2- دفاع های میانی تیم چه کسانی بودند؟ پژمان و امیرحسین؟ پس چرا پژمان در گوشه زمین است و توپیر ا که براحتی میتواند دفع کند و یا با دروازه بان بازی کند یا حد اکثر به اوت دستی بفرستد به چالش میان خود و فروارد حریف تبدیل میکند؟
3- آیاکسی طالبلو را اینقدر بی انگیزه ندیده است داستان چیست.اگر 2000 بار دیگر توپ را به فروارد حریف بدهند ممکن است او هرگز چنین ضربه ای نتواند به توپ بزند ولی آیا عکس العمل طالبلو نشان از یک دروازه بان تیم ملی روی این توپ دارد؟
4- نقش روته مولر در این تیم چیست؟ چرا عنصری که هرگز و در هیچ تیمی تاکنون بازده مثبتی نداشته باشد بایدروی نیمکت استقلال بنشیند و دستیاری بد تر از خود از آلمان را به این تیم تحمیل کنند
اینها مشکلات فنی هستند و خوراک بحث های مطبوعاتی ولی داستان چیز دیگری است. باید روی اعصاب تماشاگر راه رفت تا از فوتبال زده شود و استادیوم ها خالی شوند. چون اداره هر بازی بخصوص بعد ازانتخابات پر هزینه شده است.
برای کدام تیمها مردم تحث هر شرایطی به استادیوم می روند؟
استقلال و پرسپولیس.
بنا براین کار بزرگ را بدست کوتوله های فکری و عملی بده و کارت نباشد آنان خود بلند چگونه نابود کنند انصاری فرد و واعظ و قطبی و ...... و امثالهم سربازان تخریب هستند.
30 سال است که بناست فوتبال و ورزش نابود شود که دارد می شود شاخ و دمش هم پیدا شده است- آن جرقه بازی در ملبورن هم بیشتر مدیون تصادف و روحیه مثالزدنی عابد زاده و دایی و خداداد و مدیریت فراهانی بود تا سزاواری ملی ما . وقتی مدد نوعی و دهداری ها مردند سازندگی تعطیل شد حالا نگاهی به سرمربیان لیگ بیندازید همه از نسل قبل از انقلاب هستند اینان هم که بروند انشاءالله فوتبال و ورزش کلا تعطیل می شود. یکی دوسال دیگر نتیجه را خواهید دید. _________________ براي بزرگ شدن بايد افكار بزرگ، همت والا و برنامه ريزي درست داشت.
رفتار و گفتار ما با ديگران رمز رفتار و گفتار ديگران با ماست.
آرامش تیمی حاصل دوره ی طولانی آرامش فردی همه ی بازیکنان و همه ی افرادی است که به عنوان تیم بیرونی به نحوی در کار آماده سازی تیمی دخیلند. خروج هر یک از این عوامل از دایره ی نظم و ارتباط سازنده ی گروهی بی گمان مصدر ناآرامی در سراسر ارگان یا اندام تیمی خواهد شد. بی دلیل نیست که در کشورهای صاحب فوتبال، روانشناسان جایگاه ثابتی در اختیار داشته و از بیرون نبض روانی تیم را در دست میگیرند. عدم تعادل تیم در درون زمین نشانه ی بارز بیماری یک یا چند عامل درونی است که در مقطعی از زمان عارض شده و به انحای گوناگون - از نوسانهای نامعمول تیم در حین بازی گرفته تا پرخاشهای گاه و بیگاه بازیکنان - بروز پیدا میکند. تیمی که فاقد آرامش روحی و روانی باشد لاجرم تنش را با خود به درون زمین حمل کرده و در جریان بازی دچار خستگی و بی حوصلگی تاکتیکی میشود. استقلال امروز مصداق چنین امری است. این بحران به طور مشخص از بعد از بازی برگشت سال پیش در مقابل پرسپولیس گریبان استقلال را رها نکرده است. خطای هند علی زاده و متعاقب آن پنالتی زارع و واکنشهای عصبی سر مربی تیم همچنان قربانی میگیرد. دقیقا هفته ی بعد از آن بود که استقلال در شیراز ۴-۱ خورد شد و نتایج متوسط تیم در ادامه ی بازیها که به قهرمانی ختم شد هرگز به معنای بازگشت آرامش به تیم نبود. ناکامی در مسابقات مقدماتی جام باشگاههای آسیا و حذف از جام حذفی که در اوج اختلافات درون -تیمی رقم خورد چاره ای جز خروج امیر از کادر فنی استقلال باقی نگذاشت. اما بی تدبیری آنجا آشکار شد که مدیر تیم وارد جنگ لفظی با سر مربی سابق شد و با رفتاری بچگانه در مقام پاسخگویی به انتقادات سر مربی معزول بر آمد. گوشه کنایههای دائمی وأعظ آشتیانی نه تنها بیانگر ضعف شخصیتی وی در برخورد با نظر مخالف بود بلکه نشان داد که او برخلاف ادعاهای خود و اطرافیانش کوچکترین تدبیری در "مدیریت" حاشهٔها و بحرانها ندارد. مدیری که همه ی هم و غمش سنگ روی یخ کردن رقبا با صدور بیانیه هایی با الفاظ سخیف باشد چگونه قادر به نظم بخشیدن به مجموعه ی تحت امر خود خواهد بود؟ در همین آشفته بازار بود که بازیکنان نیمکت نشین با کشاندن نارضایتی خود به مطبوعات اسباب به هم ریختگی تیم را فراهم کردند. به همین دلیل بود که محمدی به ناگاه در مقابل استقلال اهواز در چارچوب دروازه قرار گرفت و به همین دلیل بود که اکبرپور و عنایتی در اوج ناآمادگی جای سید صالحی آماده و قبراق را گرفتند. مرفاوی وقتی از "طبیعی" بودن همه ی اتفاقات در داخل زمین و سکوها یا عوامل پشت پرده سخن میگوید یا عقل سلیم بیننده را به هیچ گرفته یا اساسا فرد سادهای است که توان تحلیل اتفاقات اطراف خود را ندارد. شاید هم پرده پوشی میکند که در شرایط فعلی اصلا به نفع او نیست. صمد که افتخار همه ی ماست امروز بیش از هر زمان دیگر به شفافیت فکر و کلام نیاز دارد. او باید باید توضیح دهد که چرا بازیکنان نامدار سابق, امروز با کوچکترین تهدید سر از ترکیب اصلی در میآورند. تکذیب خنده دار کلیه ی اتفاقاتی که تماشاگران کنجکاو به راحتی از آن سر در میآورند نه تنها کمکی به او نمیکند بلکه تردید در مورد بی صداقت بودن او را تشدید میکند. فرار از پاسخ گویی به شبهات همواره نتیجه ی معکوس داشته و شجاعت در پذیرش نقش فرد در کاستیها بی گمان به ترمیم جایگاه او کمک خواهد کرد.
مرفاوی در برنامه ی ۹۰ این هفته چنان الکن و آشفته بود که تماشاگر را ناخود آگاه به این فکر فرو میبرد که فردی که در مقابل پرسشهای مجری این چنین دست و پای خود را گم میکند و توان بیان حتی یک جمله ی سلیس, روشن و منطقی را ندارد به چه نحو قادر به انتقال داشتههای فنی خود به بازیکنان خواهد بود. از سوی دیگر دست آویز قرار دادن بهانههای قدیمی همچون عوامل پشت پرده، داوریهای بودار و فرافکنیهای کودکانه هیچ ثمری جز مستحکم تر کردن مواضع مخالفان صمد نداشت. ذکر مطالب بی ارتباطی مانند حمایت فدراسیون از یک باشگاه خاص، آن هم در شرایطی که استقلال در هفته ی جاری در مقابل همین باشگاه قرار خواهد گرفت، صمد را هر چه بیشتر در موضع انفعال و دفاع بی توجیه قرار داد. وقتی که صمد را با این هیات در تلویزیون دیدیم پیش از پیش به این نکته پی بردیم که به چه دلیل تیم استقلال چنین بی برنامه و نامتوازن در زمین آرایش مییابد و حرکت میکند.
استقلال برای فرار از شرایطی که هنوز به مرحله ی بحران مطلق نرسیده به هیچ چیز بیش از آرامش و نیاز ندارد. گرداب خود ساخته ای که امروز آبیها در آن دست و پا میزنند محصول ذهن مریض و مشکل دار افرادی است که این باشگاه پر افتخار را محل تسویه حسابهای شخصی خود قرار داده اند. این افراد سوار بر موج احساسات تماشگران بی حوصلهای که سالهاست در نقش پیاده نظام این اشخاص عمل کرده اند به مقاصد خود میرسند و آنکه سرش بی کلاه می ماند کلّ تیم و هواداران اصیلش هستند.
صمد مرفاوی مربی خوبیه
من این حرف ها رو دارم بعد از بازی با سپاهان و باخت 2 -0 می گم
باید به صمد فرصت داد
به همان اندازه که به امیر فرصت دادن _________________ *RoB*VaN*DoM*
به نظرم صمد در باخت به سپاهان نقش کمی داشت.ترکیب و ارنج مناسب و استراتژی صمد برای از کار انداختن میانه تیم سپاهان کارگر افتاد و در عین حال طرح و برنامه تیم برای گلزنی و تدابیر تاکتیکی مناسب برای از کار انداختن مهره های خلاق حریف و در عین حال ضربه زدن از جاییکه نقطه ضعف سپاهان محسوب میشود،همه حاکی از روند مثبت صمداست. اما صمد در تعویض ها بازهم بد سلیقگی به خرج داد به نظرم سید صالحی بایستی به جای فرهاد به میدانمی آمد و پس ازآن عنایتی به جای شکوری.استفاده از محسن یوسفی بی حال و بی انگیزه نمیدان بر چه اساسی صورت گرفت.به نظرم صمد اگر امیر آبادی را به میدان میفرستاد و بیک زاده را یک خط جلوتر میبرد بهتر بود. بهر حال تیم بازهم در سیر نزولی نتایجش ،باخت اما رگه هایی از موفقیت و شعور تیمی بالا در این تیم مشهود است که مایه امیدواری است .
برخلاف دوست خوبم rvd معتقدم صمد مرفاوی مربی خوبی نیست اما چون پای استقلال در میان است باید به طور قاطع از او حمایت کرد.
معتقدم اگر یک مهندس به لحاظ دانش فنی و مهارت حرفه ای در سطح بال باشد اما فاقد خلاقیت باشد مهندس خوبی نیست.در مورد مربی هم معتقدم اگر فاقد شجاعت باشد نمیتواند مربی خوبی باشد.در این هیچ شکی ندارم.
استقلال این روزها اصلا حال خوشی ندارد و این از نوع بازی و شکنندگی روحیه تیم و نیمکتش کاملا هویداست.مصاحبه های رنگارنگ بازیکنان و مدیران در حمایت از صمد نیز تاکنون نتوانسته موجب جوشش انگیزه و خلاقیت در صمد شود.صمد این روزها قیافه یک شکست خورده تمام عیار را به خود گرفته!
متاسفانه حمایتهای علنی و پشت پرده از صمد سبب خروج از بحران در تیم نگشته و اگر این روند ادامه یابد هیچ راهی به غیر از تغییر کادر فنی پیش روی مدیران باقی نمیماند.
بازی بی نظم و پر اشتباه استقلال در مقابل فولاد که در نهایت بر اثر اتفاق و اقبال به تساوی انجامید،حلقه ای دیگر از ناکامی های صمد در فصل جاری است!
نوع شخصیت و نگاه صمد به نحوی است که اگر امروز اورا رهسپار خانه نکنند ،فردا او خودش این کار را خواهد نمود.
متاسفانه این همه انرژی و ظرفیت در استقلال بر اثر لجبازی و سوء مدیریت بر باد رفت و افسوس هوادار را بر جای گذاشت.
dash mohsen khoobe khodetam mige age bazikone harif 2000 ta dige ham mizad oon tori nemishod bad gir dadi be talebloo.
vahid ta dastesh o botd bala toop to gol bood
albate man hanooz sare harfam hastam. oon toop ba takle pezhman yek khorde taghir masir dad _________________
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2
صفحه 2 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما میتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید