در اين ستون سعي ميشود تا شما را با تعدادي از ستارگان احتمالي جام جهاني اينده اشنا كنيم .اميدوارم كه خوشتان بياد .وراضي كننده باشد.
-قسمت اول (کاکا).
جنجالهاي ماه ژانويه و پيشنهاد هنگفت منچسترسيتي به كاكا خوابيده است. اما در پس تصميم او براي ماندن در ميلان يك سوال مهم به وجود ميآيد؛«اينكه چرا كاكا بايد از ميلان جدا ميشد آن هم در حالي كه جام جهاني 2010 را پيش رو دارد او اگر به خوبي از خودش مراقبت كند حتي ميتواند در سال 2014 كه جام جهاني به برزيل ميرود، نقش مرد كهنه كار تيم را به خوبي ايفا كند. آن موقع 32 ساله خواهد بود و حتما از توانايي فيزيكي او كاسته ميشود اما ذكاوت و تجربه به او كمك ميكند كه چهارمين جام جهاني را هم سپري كند. سال 2002 او جواني بود كه براي كسب تجربه به اين صحنه جهاني فراخوانده شد. تجربه سال 2006 را هم كه بهتر است فراموش كند. اما سال 2010 در سن 28 سالگي كاكا به پختگي لازم رسيده تا در عرصه بينالمللي خودش را به عنوان يك بازيكن تراز اول نشان دهد. ميلان ميتواند در اين راه كمك شاياني به كاكا كند چرا كه در زمينه شيوههاي علمي آمادهسازي بدني به دستاوردهاي مهمي دست يافتهاند كه ميزان مصدوميتهاي شديد بازيكنانشان را پايين آورده است. اگر كاكا ميخواهد در آفريقاي جنوبي بدرخشد، ناگزير است كه مراقب سلامتي خود باشد. كاكا در جام جهاني 2006 آنقدر ذوق زده بود كه دوربين به دست از اينجا و آنجاي آلمان فيلم گرفت اما حالا تماشاي اين فيلم برايش زجر آور است، چرا كه برزيل همه را از خودش نااميد كرد. كاكا به عنوان مرد برتر بازي اول برزيل انتخاب شد و تنها گل تيمش را هم به كرواسي زد اما هرچه گذشت بازيهايش رو به افول رفتند در بازي يك چهارم نهايي كه برزيل مقابل فرانسه تن به يك شكست درست و حسابي داد، كاكا بعد از 78 دقيقه كه اصلا در بازي به چشم نيامد تعويض شد.
اما بعد برزيل يك توجيه مناسب براي اين عملكرد خود پيدا كرد. رونالدو، كاكا، رونالدينيو و آدريانو همگي در اين تيم حضور داشتند و كارلوس آلبرتو پريرا اعتراف كرد كه سعي داشته از هر چهار ستاره در تركيب استفاده كند، بنابراين مجبور شد به سيستم 4-2-4 روي بياورد. كاكا هم مجبور شد عقبتر بازي كند. تيم برزيل در آن دوره تيم رونالدو بود اما اكنون گوي و ميدان در اختيار كاكاست. پادشاه جديد تيم، او است و در آفريقاي جنوبي آرايش تيم به گونهاي خواهد بود كه كاكا بتواند به كار هميشگي خود يعني حمله كردن بپردازد.
اما اين جايگاه روي سينه نقرهاي دودستي تقديم كاكا نشده است. وقتي دونگا سرمربي برزيل شد، در اولين بازي تيم كه يك بازي دوستانه با آرژانتين در لندن بود، كاكا را روي نيمكت نشاند. اما كاكا در نيمه دوم به بازي آمد و يك گل را روي حمله فردي خود به ثمر رساند. اين حركت او در سه بازي از پنج مسابقه بعدي برزيل هم تكرار شد. او به خاطر درخشش در ميلان دو بار هم جايزه بهترين بازيكن سال جهان را از آن خود كرده بود و تعجبي نداشت كه زود جاي خودش را در تركيب ثابت تيم ملي كشورش باز كند. اما او در سال 2007شوك بزرگي به برزيل وارد كرد. كاكا اظهار داشت كه نميتواند در جام كوپا آمريكا شركت كند. اتحاديه فوتبال برزيل هم اين درخواست او براي حضور نيافتن در بازيها را در وب سايت رسمي خود منتشر كرد. اين كار آنها كاكا را آزرده خاطر كرد، چرا كه معتقد بود درخواست او يك مساله خصوصي ميان او و اتحاديه بوده و نبايد علني ميشد. دونگا هم براي آنكه ضرب شستي به كاكا نشان دهد در اولين بازي دوستانه بعد از كوپا آمريكا، كاكا را نيمكت نشين كرد اما با آغاز ديدارهاي مقدماتي جام جهاني كاكا با همان پرستيژ سابق به جايگاهش در تيم بازگشت. مصدوميت اجازه نداد كه او در چهار بازي از 10 مسابقه اول بازي كند اما با چهار گل زده در كنار لوئيس فابيانو جزو بهترينها بود. جاي خالي او در بازي با آرژانتين كه بدون گل تمام شد، يا باخت دو بر صفر به پاراگوئه و تساوي در خانه با بوليوي كاملا احساس ميشد. او آخرين بار در ديدار با پرتغال به ميدان رفت كه شش بر دو به پيروزي رسيدند. بدين ترتيب آفريقاي جنوبي ميتواند صحنه هنرنماييهاي بيشتر كاكا باشد.
چه كسي بود كه ادعا كرد چهار گل اميليو بوتراگوئنو در جام جهاني 1986 بدون شكست خواهد ماند؟ قدرت خارقالعاده داويد ويا، اعتماد به نفس و استعداد تمام كنندگي اين بازيكن 27 ساله به قدري بوده كه همه منتظر تكرار درخشش او در آفريقاي جنوبي هستند.
سرعت بالا، فرارهاي ناگهاني، ذكاوت و هميشه حاضر بودن در صحنه گلزني فقط بخشي از تواناييهاي مردي است كه نقش بسزايي در قهرماني اسپانيا در يورو 2008 داشت.
سه گل او در بازي نخست مقابل روسيه او را اولين بازيكن اسپانيايي كرده كه موفق شده در مسابقات اروپايي هتتريك كند. بعد هم شاهد گل خارقالعاده او در اواخر بازي با سوئد بودند: از يك توپ بلند استفاده كرد تا دروازه آندرياس ايساكسون را به توپ ببندد. آراگونس درباره اين گل و نحوه وارد شدن توپ به درون دروازه گفت:«تقريبا غيرممكن بود.»و در اين نظر او هيچ بزرگنمايي به چشم نميخورد. اين چهار گل ويا را به جايگاه گلزن برتر رقابتها رساند. البته او از اواخر تابستان خود در اتريش چندان هم لذت نبرد. در جريان تمرينات مراحل پاياني رقابتها ران راست او دچار كشيدگي عضلاني شد و تيم پزشكي با اندكي معجزه او را به بازيها برگرداندند، اما در بازي نيمه نهايي مقابل روسيه دچار پارگي ماهيچه شد. او مجبور شد با وين وداع كند و مجالي براي آزار دادن خط دفاعي آلمان پيدا نكرد.
اما داويد ويا به عنوان يك تماشاگر فوتبال شاهد لذتبخشترين لحظات فوتبالي سه دهه و نيم اخير اسپانيا بود كه البته باعث رنجش خاطر بيشتر او از بابت نيمكتنشيني هم بوده است.
ويا و فرناندو تورس هر كدام در رده باشگاهي حرف اول را در تيمهايشان ميزنند، اما در تيم ملي اسپانيا منيت خود را كنار گذاشتند. فرمول پيروزي آنها هم بسيار ساده اما كارآمد بود. تورس، مهاجم اصلي خط حمله بود و ويا وظيفه آماده ساختن موقعيت و استفاده كردن از فضاهاي ميانه ميدان و تعلل مدافعان را برعهده داشت. در يورو 2008 اين دو به اوج هماهنگي رسيدند و انگار از طريق يك طناب نامرئي به يكديگر متصل بودند.
داويد ويا برخلاف چيزي كه قبلا دربارهاش تصور ميشد، اين روزها ديگر يك بازيكن تك بعدي نيست. با هر دو پا به راحتي توپ ميزند، در بازي هوايي خودنمايي ميكند و استاد رد شدن از آخرين مدافع در هر لحظه از بازي براي گلزني است. علاوه بر اينكه در سيستم 2-4-4 خوب ميدرخشد، نقش تك مهاجم را هم ميتواند به خوبي ايفا كند و عنوان بال چپ كاذب هم بازيهاي درخور توجهي انجام داده.
از لحاظ فداكاري و مبارزات تن به تن هم چيزي كم نميگذارد. ويا هرگز از تكل زدن نميترسد و بازيكن صاحب توپ حريف را به ستوه ميآورد. از زماني كه باشگاه رئال اويدو در آستوريا شهر زادگاهش دست رد به سينه او زد، زمان زيادي گذشته و اوضاع خيلي فرق كرده است. ويا طي اين سالها در پيراهن گيخون، ساراگوسا، والنسيا و تيم ملي اسپانيا تواناييهاي خود و ارزش قيمت گزاف خود را اثبات كرده است. نام او در رتبه پنجم بهترين گلزنان تاريخ اسپانيا قرار گرفته. او طي 42 بازي 25 گل زده.
به زودي ويا ميتواند به فكر شكستن ركورد 44 گل رائول هم بيفتد. جالب اينجاست كه آراگونس، ويا را به رائول ترجيح داد و اين بازيكن جوان هم علاقه عجيبي به پوشيدن پيراهن شماره هفت دارد. سوال بزرگي كه پيش ميآيد درباره باشگاه فصل بعدي «الگوآخه» است. (اين لقب در زبان آستورياني به كودكاني داده ميشود كه سابق بر اين در معادن محلي كار ميكردند). والنسيا تا اينجا شجاعانه جلوي همه پيشنهادهاي وسوسهانگيز مقاومت نشان داده كه از جمله آنها پيشنهاد 40 ميليون پوندي چلسي است. قرارداد ويا با آنها هم تا 2014 اعتبار دارد. هر دو طرف بحث انتقال او به رئال يا بارسا را منتفي دانستهاند اما مشكلات مالي شديد والنسيا ممكن است ورق را برگرداند، اما داويد ويا هر كجا كه توپ بزند مهم نيست چون از مهمترين چهرههاي جام جهاني آفريقاي جنوبي خواهد بود. _________________ rahim azizi
عطش ريبري به درخشش در صحنه رقابتهاي بزرگ در بايرن مونيخ چندان سيراب نشده است چون بايرن با يورگن كلينزمان نتوانسته آن تيمي باشد كه اين ستاره فرانسوي ميخواسته. ريبري 25 ساله دو گل استثنايي را در بازي ليگ قهرمانان اين تيم مقابل اسپورتينگ ليسبون به ثمر رساند. آنها پنج بر يك اين تيم را در هم شكستند اما بعد به سد بارسلونا برخوردند و نتوانستند بالاتر بروند و حالا آينده او و هم كلينزمان در بايرن دچار ترديدهاي زيادي شده. هواداران بايرن از عملكرد مربي خود رضايتي ندارند هر چند كه مديريت باشگاه به ويژه كارلهاينتس رومينيگه همچنان به حمايت از مربي ادامه ميدهد.
ريبري با سابقهاي كه از خود به جا گذاشته ثابت كرده كه بازيكن چندان وفاداري هم به تيم خود نيست. او طي چهار سال چهار بار در ليگ فرانسه باشگاه عوض كرد و در سال 2005 به گالاتاسراي رفت. پس از آنكه دستمزدش را به موقع پرداخت نكردند در اعتراض به مارسي پيوست. سال 2007 هم از بايرن سر درآورد. ريبري در سال اول بازي خود در بوندس ليگا به رغم بازماندن از قهرماني به عنوان بهترين بازيكن سال آلمان و شخصيت ورزشي برتر سال دست پيدا كرد.
يك حركت ريبري در بازي با اشتوتگارت كه به برد پنج بر يك اين تيم انجاميد انتقادات گستردهاي را عليه او برانگيخت كه احتمالا از ميزان وفاداري او به بايرن بيشتر از قبل كاسته است. او سعي كرد ضربه پنالتي بايرن به اشتوتگارت را مدل «پاننكا» بزند. آنتونين پاننكا در فينال جام ملتهاي اروپا سال 1976 با يك ضربه آرام و تحقيرآميز پنالتي خود را براي چكسلواكي وارد دروازه آلمان غربي كرد. بعد از اين كار او از فرانتس بكن باوئر گرفته تا رومينيگه و اولي هوينس همگي او را مورد انتقاد شديد قرار دادند. ريبري از اينكه اينطور علني مورد اعتراض قرار گرفته بود ناراحت شد به ويژه كه بايرن بازي را به اين راحتي برده بود و او فقط ميخواست با زدن آن ضربه پنالتي به شيوه پاننكا كمي خوش بگذراند:«نميدانم آنها چطور توانستند نسبت به من در حالي كه به آن خوبي بازي كرده بودم به خاطر يك اتفاق بياهميت تا اين حد معترض بشوند. من يك گل زيبا زدم و زمينهساز زدن گل ديگر تيم شدم.» به اين ترتيب رابطه ريبري با مقامات بايرن هم رو به تيرگي رفته. پس از آن هم كه نوار چند شكست در بازيهاي سرنوشت ساز براي قهرماني مقابل هامبورگ و هرتابرلين كار مونيخيها را دشوارتر كرد اما در تيم ملي فرانسه فرقي نميكند كه تيم در چه وضعيتي باشد چرا كه به هر حال ريبري از مهمترين چهرههاي آن تيم است.
او از علاقمندي بارسلونا، چلسي، رئال مادريد و منچستر سيتي به خود مطلع است اما ميگويد:«تا 2011 با بايرن قرارداد دارم و فعلا به تيمي به جز آنها فكر نميكنم. بايد بگويم كه مساله اصلا درباره پول نيست. مهم اين است كه از بازي در جايي كه هستم دارم لذت ميبرم. پس بهتر است زياد نگران رفتن من از بوندس ليگا نباشيد. من به هواداران باشگاه علاقه دارم و آنها هم از من حمايت كردهاند. اين چيزها به رغم شايعاتي كه به گوش ميرسد هم توجه مرا به خود اختصاص داده است.» _________________ rahim azizi
انگار بعضي از بازيكنان براي حضور در موقعيتهاي مهم و صحنههاي بزرگ ساخته شدهاند و در اين موقعيتهاست كه گلادياتور وجودشان بيدار ميشود. عمر زكي، مهاجم مصر و ويگان يكي از اين بازيكنان است. برتري قابل توجه مصر در جام ملتهاي آفريقاي گذشته را بايد مديون درخشش وي دانست. سه سال پيش زكي از روي نيمكت به ميدان فراخوانده شد و توانست در نيمه نهايي گل برتري مصر را به سنگال بزند. او در جام ملتهاي آفريقاي 2008 چهار گل ديگر هم به ثمر رساند. دو گل فراعنه به ساحلعاج هم حاصل تلاش زكي بود كه جواز حضور در فينال را براي مصر به ارمغان آورد. كولو توره، مدافع ساحلعاجي آرسنال حتما از آن بازي هنوز خاطرات تلخي دارد، چون زكي امان او را بريده بود. توره تجربيات فراواني را در جامهاي جهاني و رقابتهاي ليگ قهرمانان كسب كرده اما در مقابل قدرت زكي كم آورده بود. آمار 29 گل در 48 بازي ملي به خوبي گوياي تواناييهاي زكي است. ميتوان گفت مصر بعد از حسام حسن كه دو دهه ستاره تيم ملي فوتبال بود و ديگر به اسطوره آنها تبديل شده يك ستاره جايگزين پيدا كرده است.
زكي در فوتبال مدرن امروز مهاجم كاملتري است. او تابستان پيش با يك قراردادي قرضي يكساله از زمالك به ويگان پيوسته و از آن پس از كليديترين مردان اين تيم بوده. در فرارها غافلگير كننده، در كار با توپ مسلط و در بازي هوايي قوي است و حتي اگر پشت به دروازه حريف باشد، هم نيم نگاهي به آن براي گلزني دارد.
ديو ولان، رييس ويگان شايد به خاطر همين ويژگيهاي زكي است كه او را با آلن شيرر، اسطوره خط حمله نيوكاسل مقايسه كرده است، اما برخلاف شيرر، زكي ميتواند در عمق هم بازي خوبي ارائه دهد. در جام ملتهاي سال 2006 زكي به عنوان يك هافبك هجومي بازي ميكرد، زكي با پاسهاي بلند ليزري كه از فاصله 50 متري با دقت زيادي براي حسام حسن ميفرستاد زمينهساز درخشش اين مهاجم و پيروزي چهار بر يك مصر در بازي نيمه نهايي برابر كنگو شد. در بازي اين فصل با منچسترسيتي، زكي فرصتهاي خوبي را از دست داد كه در نهايت به تضعيف روحيه او انجاميد. البته فروش اميل هسكي، ديگر مهاجم خط حمله ويگان به استونويلا هم در ضعف روحي زكي بيتاثير نبود، اما در مجموع او از بازي در ليگ برتر تجربيات خوبي كسب كرده كه برخلاف تجربياتش در تيمهاي قبلي بوده مثلا از ترك تيم كمپاني نفت مصر ENNPI در سال 2006 به لوكوموتيو مسكو پيوست اما بازي او اصلا به چشم نيامد و به خانه بازگشت و به زمالك رفت.
رييس اين باشگاه در مقابل پيشنهاد اوليه ويگان از خودش مقاومت زيادي نشان داد اما ويگان حالا ميفهمد كه بسيار خوششانس بوده و به فكر دائمي كردن قرارداد زكي است. هر چند كه مسوولان زمالك از علاقهمندي باشگاههاي ديگري هم خبر دادهاند. از جمله آنها ميتوان به ليورپول اشاره كرد كه زكي در آنفيلد به آنها دو گل زده و همچنين والنسيا و اتلتيكومادريد. زكي ميگويد:«زمان صحبت درباره نقل و انتقالات آخر فصل است. الان همه فكر من مشغول ويگان است، چون ميخواهم با آنها به رتبه بالاتري در جدول برسم. وقت براي اين گفتوگوها بسيار است.» _________________ rahim azizi
كلوديو براوو (رئال سوسيداد / شيلي)
سبك بازي شيلي هجومي است و اين نشان ميدهد كه براي بردن بازيها به ميدان ميروند، اما استواري خط دفاعي آنها هم در آفريقاي جنوبي آزمايش خواهد شد و مهمترين بازيكني كه بايد خودش را نشان بدهد براوو است. او شايد در تيمي كه ميانگين قدي بالايي ندارد دروازهبان بلند قدي به چشم نيايد. به هر حال قدرت مهار توپ او بالاست و بايد ديد در هدايت مدافعان هنگام نواخته شدن ضربات آزاد و مهار ضربات چه ميكند.
برونو آلوس (پورتو / پرتغال)
اين مدافع تسليم شدني نيست و به نظر نميآيد در مبارزات تن به تن هيچ وقت به باختن حتي فكر هم بكند. در بازي هوايي قدرت فوقالعادهاي دارد، توپ از دست داده را فورا پس ميگيرد و در ضربات ايستگاهي هم چهره خطرناكي است. البته رفتارهاي خشن و جنگندگي او ممكن است كار دستش بدهد. برخي معتقدند او به زودي پيراهن بارسلونا را به تن خواهد كرد.
مايكل برادلي (گلادباخ / آمريكا)
او با دو گلي كه براي آمريكا در بازيهاي مقدماتي جامجهاني به مكزيك زده ارزش خودش را به همه ثابت كرده است. باب برادلي، سرمربي كنوني تيم ملي آمريكا پدر او است.
جام كنكاكاف 2007 صحنه هنرنمايي و معرفي برادلي جوان شد. او پيش از پيوستن به گلادباخ سابقه بازي در نيوجرسي مترو استار و هيرنوين را هم در كارنامه خود دارد.
تيم كاهيل (اورتون / استراليا)
ميتوان گفت در بازي هوايي يكي از بهترين مهاجمان ليگ برتر است. كاهيل استاد استارت زدن از ميانه ميدان و قرار گرفتن در موقعيتهاي گلزني است. او قابليت تك مهاجم بازي كردن را هم دارد. بارها جور مهاجمان اورتون را كشيده و به همين خاطر مصدوميتهاي فراواني را به جان خريده.
مثل همه استرالياييهاي ورزشكار زحمتكش است و در جامجهاني هم ركورد خوبي را از خودش به جاي گذاشته. او در بازي با ژاپن در جامجهاني 2006 از نيمكت به ميدان فراخوانده شد تا براي تيمش دو گل به ثمر برساند.
امبارك بوسوفا (اندرلشت / مراكش)
يكي از بهترين جوانان نسل دوم مراكشي است كه در اروپا متولد شده و حالا از كليديترين مردان تيم ملي كشورش محسوب ميشود. او اهل آمستردام هلند است و در آژاكس و چلسي هم سابقه عضويت دارد اما بعد به بلژيك رفت و اول كارش را با جنت شروع كرد. بعد هم به اندرلشت پيوست. بوسوفا در مرحله اول بازيهاي مقدماتي جامجهاني فقط 30 دقيقه براي مراكش بازي كرد چرا كه مصدوم بود اما در ادامه اين رقابتها ديگر در حاشيه نخواهد بود.
استيون دفور (استاندارد ليژ / بلژيك)
حضور بازيكني مثل او در تيم ملي بلژيك است كه باعث شده فوتبال اين كشور قدرتي براي خودش پيدا كند. اغلب او را با ويلفرد فان موئر ستاره دهه 70 فوتبال اين كشور مقايسه ميكنند. او پاسكاري فوقالعادهاي انجام ميدهد و نيروي پيش برنده تيم است. او كه به عنوان بازيكن برتر سال 2007 بلژيك معرفي شده پيشنهاد 15 ميليون پوندي دينامومسكو را به اين اميد رد كرده كه از ليگ برتر يك پيشنهاد دندانگير دريافت كند.
كلاس يان هانتلار (رئال مادريد / هلند)
از وقتي با قراردادي 20 ميليون پوندي از آژاكس به رئال مادريد پيوست مشكلات فراواني داشت، اما هر وقت كه در تركيب اصلي جاي بگيرد و از جناحين توپهاي مناسبي برايش بفرستند هر جا، هر لحظه از بازي ميتواند راحت گل بزند.
پاتريك هلمس (باير لوركوزن / آلمان)
در آلمان مشكلاتي در خط حمله به وجود آمده است. لوكاس پودولسكي كه ديگر در بايرن مونيخ از چشم افتاده. ماريو گومز هم نتوانسته گلزنيهاي خود در بوندسليگا را در تيم ملي تكرار كند. در اين ميان مهاجم جوان لوركوزن ميتواند كامل كننده زوج خط حمله در كنار ميروسلاو كلوزه باشد. هلمس با هر دو پا قدرت تمام كنندگي بالايي دارد و با اعتماد به نفس زيادي هم گل ميزند. پدر او اووه هلمس هم سابقه بازي براي دويسبورگ و فورتونا كلن را دارد.
هرنانس (سائوپائولو / برزيل)
سابقه بازي او در رده باشگاهي زياد نيست اما ميتواند در آفريقاي جنوبي به يك يار كليدي برزيليها تبديل شود. هرنانس به بازي با هر دو پايش مسلط است و پست ميانه ميدان برازنده او است. در بازيهاي المپيك هم چشمهاي از تواناييهايش را رو كرد و حالا وقت آن است كه در صحنه بزرگتري به ميدان برود.
ميلان جووانوويچ (استاندارد ليژ / صربستان)
او هم مثل استيون دفور از استاندارد ليژ به عنوان سكوي پرتاب خود استفاده كرد تا خودش را در عرصه بينالمللي مطرح كند. او اولين بازي ملي خود را ژوئن 2007 مقابل فنلاند انجام داد. سرعت دويدن او با توپ خيره كننده است و خوب هم دريبل ميزند و جلوي دروازه فرصت گلزني را از دست نميدهد. به همين دليل است كه در بلژيك به او لقب «مار» را دادهاند. _________________ rahim azizi
قسمت آخر
--------------
سيدو كيتا (بارسلونا / مالي)
او از اقوام ساليف كيتا، اولين بازيكن آفريقايي سال است. در فرانسه روزهاي خوبي را نگذراند اما از وقتي به اسپانيا آمد پتانسيل واقعي خود را رو كرد.
بارسا براي به خدمت گرفتن كيتا 11 ميليون پوند به سويا پرداخت و اكنون او از جمله بازيكناني است كه به زودي در تركيب ثابت كاتالانها جايي براي خود باز خواهد كرد. در تيم ملي مالي او بايد خط حملهاي متشكل از محمدو ديارا از رئال مادريد و فردريك كانوته را تغذيه كند.
خاوير ماسكرانو (ليورپول / آرژانتين)
يكي از اولين وظايف مارادونا اين بود كه ماسكرانو را به پذيرفتن كاپيتاني تيم ملي آرژانتين متقاعد كند. او ميگويد: «او از آن بازيكنان آرژانتيني است كه خيلي به من شباهت دارد. به فكر همتيميهايش است، اهل فداكاري است.» در ميانه ميدان ماسكرانو تعادل برقرار ميكند و به نظر مارادونا بازي او در حد عالي است.
ليونل مسي (بارسلونا / آرژانتين)
باز هم اين احتمال وجود دارد كه مسي در جامجهاني بعدي هم كارش در حد نيمكتنشيني باشد البته مسي ديگر 23 سالش شده و در حال حاضر به عنوان اميد اول تيم ملي كشورش محسوب ميشود. آنها ميخواهند بعد از 24 سال دوباره قهرمان جهان بشوند. برزيل هم پس از خداحافظي پله 24 سال طول كشيد تا اين جام را به دست آورد.
جان ابي ميكل (چلسي / نيجريه)
نيجريه هميشه جزو تيمهاي مدعي در مرحله مقدماتي جامجهاني بوده اما نسل كنوني بازيكنان فوتبال اين كشور هيچ ستاره بزرگي ندارد البته به جز اوبي ميكل. به دليل نقش كمرنگي كه نوانكو كانو، جان اوتاكا و ياكوبو آيگبني در عرصه باشگاهي دارند نقش اول در تيم نيجريه به اوبي ميكل ميرسد. سال قبل به خاطر امتناع از همراهي تيمش در مسابقات المپيك به دردسر بزرگي افتاد اما حالا بحث در مورد مقدماتي جامجهاني است و كسي به گذشتهها فكر نميكند.
ريكاردو مونتوليوو (فيورنتينا / ايتاليا)
جاي او در ميدان پشت سر مهاجمان است. دليل اصلي ناكامي ايتاليا در يورو 2008 نداشتن مهره خلاق بود و ليپي شايد به او به چشم همان حلقه گمشده نگاه ميكند. ريكاردو متولد ايتالياست اما مادرش آلماني است.
تئو والكات (آرسنال / انگليس)
يكي از مشكلات جدي انگليسيها عدم كارآيي مهاجمانشان بوده اما اگر در آفريقاي جنوبي والكات را در تركيب داشته باشند جايي براي نگراني نيست. هت تريك او در بازي مقدماتي جامجهاني مقابل كرواسي زندگي ورزشي او را دستخوش تحول عظيمي كرد و حالا لقب تعويض طلايي را گرفته.
كريستيان ريوروس (كروز آزول / پاراگوئه)
هشت گل در 36 بازي براي يك هافبك آمار چندان بدي نيست. بهترين بخش بازيهاي پاراگوئه مربوط به زماني است كه ريوروس وارد محوطه جريمه حريف ميشود. او در بازي هوايي هم قدرتمند است. او در جامجهاني آلمان شايد به خاطر ترس و نگراني نتوانست خوب ظاهر شود اما اين بار انتظارات بيشتري از او ميرود.
پاول پوگربنياك (زنيتسن پترزبورگ / روسيه)
او بازي فينال جام يوفاي فصل قبل را به دليل محروميت از دست داد و در دو بازي يورو 2008 نيز به دليل مصدوميت زانو حضور نداشت. به همين دليل دنبال موقعيتي است تا هر طور شده در رقابتهاي بزرگ به ميدان برود. اين بازيكن پرورش يافته آكادمي فوتبال اسپارتاك مسكو از لحاظ فيزيكي قوي است، روان و تكنيكي بازي ميكند و روسيه با داشتن او خطرناكتر از قبل جلوه خواهد كرد.
تاتسويا تاناكا (اوراواردز / ژاپن)
هم در گوش راست هم به عنوان مهاجم، آن چنان سرعتي دارد كه هر مدافعي را پشت سر ميگذارد. او سال 2005 به تيم ملي ژاپن راه يافت اما شكستن پايش در بازي با چين يك سال او را از بازيها دور كرد. جامجهاني 2010 وقت جبران است.
الديو فان هيردن (بروژ / آفريقاي جنوبي)
به دليل مصدوميت اخيرا يار نيمكتنشين تيمش بوده. فان هيردن در سال 2008 عنوان بهترين بازيكن جام ملتهاي آفريقا را به خودش اختصاص داد. اول فصل جاري بلژيك زانوي او به عمل جراحي نياز داشت اما كارش را با جديت دنبال كرد. او در زدن ضربات ايستگاهي بازيكن مطمئني است.
روكه سانتاكروز (بلكبرن / پاراگوئه)
يك دهه قبل او در آستانه تبديل شدن به يكي از سوپراستارهاي دنياي فوتبال بود. در 17 سالگي ستاره خط حمله تيمش شده بود اما به بايرن مونيخ كه رفت مصدوميتها يكي پس از ديگري به سراغش آمدند. اما در انگليس روي آرامش را ديد و ترديدهاي منتقدانش را برطرف كرد. او در 28 سالگي در سومين جامجهاني فرصت بازگشت به اوج را دارد.
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید